
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کردستان، شاید برای همه ما پیش آمده باشد که درباره رفتار و حرکات دیگران نظر بدهیم و حتی گاهی ممکن است در کنار این اظهار نظرها شخصیت و آبروی یک نفر را خدشه دار کنیم اما مگر ما مسلمان نیستم و دستورات زندگی خود را از کتاب مقدس قرآن نمیگیریم. راستی تا چه حد به دستورات اخلاقی قرآن توجه می کنیم و با مرورآیات اخلاقی قرآن بین خود و گناهان کبیره دیوار محکم ایجاد میکنیم.
سوءظن و شک که امروزه به راحتی بین مردم رواج پیدا کرده است یکی از بزرگترین گناهان است که نه تنها فرد بلکه جامعه را ممکن است به قهر خدا بیاندازد. آری امروز ما در مورد دیگران قضاوت کرده و حکم قطعی صادر میکنیم در حالیکه خداوند متعال هیچگاه به ما این اجازه را نداده است. و در آخر اگر قضیه آنگونه که ما بیان میکنیم نباشد به این بسنده میکنیم که مشکل ما نیستیم این اجتماع است که ما را به این شک انداخته است ولی آیا خداوند متعال این را از ما قبول میکند.
خداوند متعال در سوره اسراء، تعداد دیگری از دستورات اخلاقى و حکمتآمیز را بیان میکندکه یکی از این دستورات انسانساز نهی از پیروی کردن آنچه که انسان به آن آگاهى ندارد است؛ یعنی انسان نباید سوء ظن و بدگمانى داشته باشد و بر اساس تخمینها و گمانها درباره مردم به داورى بنشیند؛ چرا که گوش، چشم و دل که ابزار ارتباط با دنیاى خارجاند، همه مسئولیت دارند و در قیامت بازخواست خواهند شد. بنابر این، داورىها باید براساس آگاهىهایى باشد که به درستى از این ابزار کسب میشود.
خداوند متعال در آیه 36 سوره اسراء میفرماید: «وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا؛ و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد». خداوند در این آیه میفرماید؛ از چیزهایى که علم به آنها ندارید پیروی نکنید؛ زیرا خداى سبحان به زودى از گوش، چشم و قلب که وسائل تحصیل علماند بازخواست مىکند. دلیلش آن است که گوش، چشم و قلب نعمتهایى هستند که خداوند به انسان ارزانى داشته، تا وی به وسیله آنها حق را از باطل متمایز سازد و خود را به واقع و حقیقت برساند، و به وسیله آنها اعتقاد و عمل درست کسب کند، و به زودى از یک یک آنها بازخواست مىشود که آیا در آنچه که به کار بستى، علمى به دست آوردى یا نه؟، و اگر به دست آوردى پیروى هم کردى یا خیر؟ مثلاً از گوش مىپرسند آیا آنچه شنیدى از معلومها و یقینها بود یا هر کس هر چه گفت، گوش دادى؟ از چشم مىپرسند آیا آنچه تماشا مىکردى واضح و یقینى بود یا خیر؟ و از قلب مىپرسند آنچه که اندیشیدى و یا بدان حکم کردى به آن یقین داشتى یا نه؟ گوش و چشم و قلب ناگزیرند که حق را اعتراف کنند و به آنچه که واقع شده گواهى دهند. بنابر این بر هر فردى لازم است که از پیروى کردن گمان بپرهیزد؛ زیرا اعضا و ابزارى که وسیله تحصیل علماند، و به زودى علیه آدمى گواهى مىدهند. همچنین از انسان مىپرسند آیا چشم، گوش و قلب را در علمشان پیروى کردى یا در غیر علم؟ اگر در غیر علم پیروى کردى چرا کردى؟ و آدمى در آن روز عذر موجهى نخواهد داشت.
بنابر این آیه میفرماید تنها از علم و یقین پیروی کنید؛ یعنی نه در عمل شخصى خود از غیر علم پیروى کنید، و نه به هنگام قضاوت درباره دیگران، نه شهادت به غیر علم دهید، و نه به غیر علم اعتقاد پیدا کنید.
به این ترتیب، نهى از پیروى غیر علم معناى وسیعى دارد که مسائلى اعتقادى، گفتار، شهادت، قضاوت و عمل را شامل میشود. آنها که بدون تکیه بر دانش، اعتقادى پیدا مىکنند، به قضاوت و داورى مىنشینند، شهادت مىدهند، و یا حتى در عمل شخصى خود طبق آن رفتار مىکنند بر خلاف این دستور صریح اسلامى گام برداشتهاند. به تعبیر دیگر، نه شایعات مىتواند مقیاس قضاوت و شهادت و عمل گردد و نه قرائن ظنى و نه اخبار غیر قطعى که از منابع غیر موثق به ما مىرسد.
همچنین خداوند متعال در سوره حجرات آیه 12 میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پارهاى از گمانها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد از آن کراهت دارید [پس] از خدا بترسید که خدا توبهپذیر مهربان است».
پس اگر تا به امروز در مورد دیگران به قضاوت نشسته و با ظن و گمان خود او را گناهکار و خود را عاری از گناه دیده ایم،کافی است؛ دیگر با دقت در پایان آیه 12 سوره حجرات کلمه استغفرالله را بر زبان آورده و توبه کنیم که خداوند توبه پذیر مهربان است و گرنه...
نویسنده: ملیحه سیفی