شاید بگویند گرههای زندگی تو را هم مسیر جاده ساخته است، اما وقتی به اعماق قلبت رجوع میکنی درمییابی چیزی فراتر از یک حاجت خواستن ساده تو را به سمت بارگاه بانو روان داشته است. حسی از جنس عشق و ارادت
وقتی تا رسیدن به شهر نور لحظه شماری میکنیشعار نمیدهم، اغراق هم نیست اگر بگویم سفرت برای پابوسی آستان کریمه خاندان رسالت و خواهر ولی نعمت همه ایرانیها مصداقی از شعر سعدی است که میگوید سعدیا اگر خواهی عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد.
آری همین ارادت و عشق است که سختی سفر در کویر لوت را در نظر آدمی بیمعنا میکند. شرارههای محبت به اهل بیت (ع) آتشینتر از گرمای جاده بیرجند ـ قم است. میدانی و یقین داری که دختر موسی بن جعفر (ع) نیز این ارادت را بیپاسخ نمیگذارد.نمیدانم با وسیله نقلیه شخصی عزم سفر به قم کردهای یا اتوبوس. شاید هم از بیرجند به طبس رفتی و حضرت حسین بن موسی الکاظم (ع) را زیارت کردهای و آنگاه واگن نشین قطار شدهای و تا رسیدن به شهر نور را لحظه شماری میکنی.
کم کم نجواهای دل شروع میشودو حال به مقصد رسیده ای. خستگی راه تو را باز نمیدارد که به پابوس بانوی کرامت و سخاوت نروی. دیگر چشمانت خیس از اشک شدهاند. از پشت پردهای از شک زلال گنبد و بارگاه را میبینی و کم کم نجواهای دلت شروع میشود.
یادت میآید قبل از سفر چند بار تکرار کردی که چه از دختر حضرت موسی بن جعفر (ع) بخواهی. اما حال که به زیارتش رسیدهای انگار همه چیز را فراموش کرده و دلت میخواهد فقط بنگری مکانی را که در آنجا هستی و دلت را با نام او از زنگار بزدایی.و چه زیبا شاعر از زبان زائر کریمه اهل بیت (س) میگوید: وقتی اسیر یک گره ساده میشوم/ با این بهانه رهسپر جاده میشوم / در زیر پای زائرتای هیبت تمام/ از مرکب غرورخود افتاده میشوم /حس میکنم که شوق سوال از سرم پرید / وقتی سوارشهپر سجاده میشوم / دارد دلم به مهر کسی گرم میشود / گویا برای لطف تو آماده میشوم/ من مردهام اگر چه نفس میکشم گناه/ گاهی کنار قبر شمازاده میشوم. شاعر: حجتالاسلام علیرضا حسینی امام جمعه درمیان
یادداشت: حکیمه بهمن زاده/ خراسان جنوبی