کد خبر: 3345126
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۰

بصیرت و اعتقاد سختی اسارت را آسان می‌کرد/ آموزش قرآن به اسرا در اوج خفقان و فشار

گروه اجتماعی: یک آزاده سرافراز قزوینی با بیان اینکه آنچه اسارت را آسان می‌کرد بصیرت و اعتقاد اسرا به راه پیش روی خود بود، گفت: در اوج محرومیت و خفقان و فشار، آموزش قرآن به اسرا هیچ وقت فراموش نشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از قزوین، دوران حماسه و مقاومت سرفرازانه آزادگان سرافراز در زندان‌های رژیم بعثی صدام، فصلی سبز از دفتر پر افتخار دفاع مقدس ملت ایران را به روی روشنایی و امید می‌گشاید؛ فصلی که برای شاهدان امروز، نسل‌‌های فردا و نیز همه‌ انسان‌های منصف و آزاده‌جهان، حکایت از استقامت، تعهد و وفاداری آزادگان به آرمان‌های دینی و ملی خود دارد.

همه‌ دلسوزان و علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی باید تلاش کنند تا دفتر سرشار از مقاومت و صبر آزادگان را به درستی ثبت و ضبط کرده و برای نسل نو امروز و فردا به ارمغان بگذارند.

سیدممتاز حسینی، آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس که هم‌اکنون مسئولیت دارالقرآن دانشگاه علوم پزشکی قزوین را به عهده دارد،  یکی از آزادگانی است که با حضور در زندان‌های رژیم بعثی طعم اسارت را چشیده است.

این آزاده سرافراز که در سه مقطع زمانی در جبهه‌های جنگ حضور داشته است در گفت‌وگو با ایکنا قزوین اظهار کرد: اولین حضور من در جبهه مربوط به زمانی است که دانش آموز سال دوم دبیرستان بودم و به همراه تعدادی از دوستان عازم جبهه شدیم و در چند عملیات هم شرکت داشتیم.

وی ادامه داد: در ادامه دوران تحصیل و پس از اخذ دیپلم وارد حوزه علمیه شدم و در دوران طلبگی به همراه سایر طلاب در آخرین اعزام در سال 66 راهی جبهه شدیم که یک سال بعد به اسارت در آمدم.

بصیرت و اعتقاد سختی اسارت را آسان می‌کرد/ آموزش قرآن به اسرا در اوج خفقان و فشار

سید ممتاز حسینی که در سال پایانی جنگ در یک آفند دشمن در منطقه شیخ محمد به اسارت دشمن درآمده است، در مورد نحوه اسارت خود گفت: پس از تسلط نیروهای دشمن بر مناطقی که مستقر بودیم، تعداد زیادی از رزمندگان شهید و یا مجروح شده بودند و تعدادی کمی از افراد برای عقب نشینی قادر به حرکت بودند.

اسارت به جای سقوط آزاد از هیلیکوپتر

وی که در همین آفند دشمن از ناحیه پا دچار مجروحیت شده بود طی سه روز عقب نشینی و فاصله گرفتن از مواضع و وضعیت صعب العبور بودن مناطق کوهستانی و در حالی که غذا و آب آشامیدنی او نیز تمام شده بود و دیگر توان حرکت نداشت و با توجه به پراکندگی و فاصله گرفتن از سایر نیروها، به تنهایی به اسارت نیروهای بعثی در آمد.

این آزاده سرافراز در رابطه با دوران اسارت خود می‌گوید: تنها اسیر شدن بنده باعث شد که بیشتر مورد آزار و اذیت نیروهای دشمن قرار بگیرم و پس از اسیر شدن با هلی کوپتر ما را از خط مقدم به خاک عراق و شهر سلیمانیه بردند. در طول مسیر نیز چندین بار تصمیم داشتند من را را از هلیکوپتر به پایین پرت کنند که به هر دلیل انجام نشد و اسارت قسمت مان شد.

شوک الکتریکی، پذیرایی دژخیمان بعث از یک اسیر

وی بیان کرد: از لحظه ورود به شهر سلیمانیه و در استخبارات عراق مقدمات پذیرایی فراهم شد، شکنجه از طریق شوک الکتریکی به جاهای حسای بدن، کتک با باطوم، کابل و ... از شکنجه های رایجی بود که نصیب همه اسرا می‌شد.

مسئول دارالقرآن دانشگاه علوم پزشکی ادامه داد: بعد از این شکنجه های اولیه ما را به اتاقی بردند، در آنجا با اسیری از بیجار زنجان به نام سید مصباح حسینی آشنا شدم که اسمش شبیه اسم من بود و از لحاظ چهره هم تقریبا شبیه هم بودیم که حتی تصور می کردند ما با هم برادریم یا نسبتی با هم داریم.

وی گفت: بعد از سلیمانیه ما را به اردوگاهی در بغداد انتقال دادند و در بدو ورود نیز کتک و ضرب و شتم آغاز می شد و اسرا را در سلول هایی بیش از ظرفیت واقعی زندانی می کردند و مدتی پس از شناخت شرایط و فضای اردوگاه بود که برنامه های مختلف خودجوش به همت اسرا سازماندهی و آغاز می شد.

حسینی با اشاره به فشار و شکنجه‌های اسرا توسط رژیم بعثی اظهار کرد: رمز مقاومت و ایستادگی رزمندگان بصیرت و اعتقادشان بود، اعتقاد به ولایت و انقلاب. همان طور که رزمندگان با یک پیام حضرت امام(ره) از تعلقات زندگی می‌گذشتند و با انگیزه و اعتقاد عازم جبهه های جنگ می شدند، این اعتقاد را در بدترین وضعیت اردوگاه ها و زیر کتک و شکنجه حفظ می کردند ولو به قیمت از دست رفتن جانشان، ولی تسلیم خواسته دشمن نمی شدند و حاضر نبودند به امام(ره) توهین کنند و در حالی که اسیر بودند علیه صدام و صدامیان شعار می دادند.

بصیرت و اعتقاد سختی اسارت را آسان می‌کرد/ آموزش قرآن به اسرا در اوج خفقان و فشار

آموزش‌های قرآنی در اردوگاه با محرومیت کامل و تمهیدات پیشگیرانه

وی افزود: در دوران اسارت بهترین برنامه‌های قرآنی، فرهنگی و هنری با محرومیت کامل امکانات و با وجود اقدامات شدید پیشگیرانه و موانع پیشرو انجام می شد.

این آزاده سرافراز تأکید کرد: برگزاری برنامه های قرآنی، ادعیه خوانی، کلاس های سواد آموزی، زبان خارجه و... و آموزش های هنری مثل خوشنویسی و اجرای تئاتر در مناسبت های مختلف از جمله شاخص ترین برنامه ها بود که کاملا مخفیانه و بدون اطلاع نگهبانان سلول ها انجام می شد.

وی عنوان کرد: در جریان این برنامه ها افرادی بودند که سواد خواندن و نوشتن نداشتند اما از طریق کلاس های سواد آموزی با سواد شدند، افرادی آشنایی با قرآن نداشتند، اما به وسیله برنامه ها وکلاس های قرآنی بعد از مدتی قرآن را فرا گرفتند و به دیگران نیز یاد دادند.

حسینی با اشاره به نقش سید آزاداگان ابوترابی در دوران اسارت یادآور شد: شهید ابوترابی با رفتار و رهنمودهایش توانست حالت تعادل را بدون افراط و تفریط در بین آزادگان زنده نگه دارد که این امر در حفظ سلامتی اسرا و اینکه زندگی بهتری در اسارت داشته باشند موثر بود و هم باعث آرامش فضای اردوگاه ها می‌شد؛ ایشان همچنین با اخلاق و درایت باعث مودت، دوستی و همبستگی بین آزادگان با وجود مشکلات و روحیات متفاوت شد.

وی در پایان تلخ‌ترین خاطره خود از دوران اسارات را شنیدن خبر ارتحال امام خمینی(ره) دانست و گفت: این خبر اردوگاه را تبدیل به ماتم سرا کرد اما انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری انقلاب اسلامی مقداری از غم و تألمات ما را فروکش کرد و امیدی را در بین اسرا ایجاد کرد و فهمیدیم که این انقلاب بدون صاحب و بدون رهبر نیست، همچنین شنیدن خبر آزادی یرای همه آزادگان بسیار شیرین و مسرت بخش بود.

captcha