کد خبر: 3349932
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۴

ملاصدرا؛ فیلسوف یا متکلم؟/ بازشناسی جایگاه مباحث توحید و معاد در فلسفه صدرایی

کانون خبرنگاران نبأ: برخی از فیلسوفان غربی به جهت به‌کارگیری ملاصدرا از آیات قرآن و احادیث دینی در آثار فلسفی‌ خود و اثبات توحید و معاد وی را متکلم می‌دانند و نه فیلسوف؛ برای اثبات نظام فلسفی صدرایی باید نقش آیات قرآن در آثار فلسفی ملاصدرا بازشناسی شود.

به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، برخی از فیلسوفان غربی و دانش‌آموختگان فلسفه غرب، به جهت به‌کارگیری ملاصدرا از آیات قرآن و احادیث  دینی در آثار فلسفی‌ خود و همچنین اثبات توحید و معاد، وی را متکلم می‌دانند نه فیلسوف؛ از این‌رو پس از ابن‌سینا، محققان و مستشرقان غربی کمتر به فلسفه صدرایی پرداخته و آثار وی را خارج از حیطه تعقلی و فلسفی دانسته‌اند؛ زیرا معتقدند که کتب فلسفی ملاصدرا، صرفا در حیطه بحث‌های کلامی و فقهی می‌تواند صاحب سبک باشد نه در حیطه فلسفی.

به همین جهت استقبال از کل فلسفه اسلامی در جهان غرب، پس از ابن‌سینا به سمت افول و نزول پیش رفت و پس از آن کمتر فیلسوف غربی در آثار فلسفی خود، از دستاوردهای فلسفی اندیشمندانی همچون صدرالمتالهین، میرداماد و حکیم سبزواری یاد کرده است؛ بنابراین اگر اثبات شود که ملاصدرا آفریننده یک نظام فلسفی است و نه‌ صرفا یک متکلم مدافع دین، جهان غرب استقبال بهتر و بیشتری نسبت به دستاوردها و براهین عقلی اندیشمندان و صاحب‌نظران جهان اسلام خواهد داشت. این امر محقق نمی‌شود مگر اینکه نقش آیات قرآن در آثار فلسفی ملاصدرا بازشناسی شود.

تفاوت متکلم و فیلسوف

پیش از بررسی نقش آیات قرآن در آثار فلسفی ملاصدرا و اثبات فیلسوف بودن وی، گام نخست بیان تفاوت متکلم و فیلسوف است؛ فیلسوف کسی است که در براهین و استدلالات خود از بدیهیات عقلی بهره می‌گیرد و هیچ تعهدی در برابر هدفی خاص ندارد بلکه قصد و نیت او تنها شناخت حقایق هستی و راه یافتن به اسرار آفرینش است و بالتبع تفکر آزاد و بدون تعصبی را در مسیر حیطه معرفت شناختی‌اش در پیش می‌گیرد.

از این‌رو اگر فیلسوفی در مسیر مطالعات جهان‌شناسانه خود، بر فرض تشخیص دهد که جهان فاقد پروردگار است، این باور را به کناری می‌نهد و بدون هیچ تعصبی آن را انکار می‌کند؛ همچنین اگر حیطه کنکاش‌های فلسفی و فکری، او را به سمت خدا باوری بکشاند از روی اختیار، خداباور می‌شود. برخلاف فیلسوف، متکلم تفکر آزاد ندارد و از ابتدا در تلاش است تا برحق بودن دین و مذهبی همانند مسیحیت یا اسلام را که حقانیت آن را از پیش پذیرفته است، برای دیگران بر پایه استدلالات عقلی اثبات کند.

با دقت در تفاوت دو حیطه فلسفه و کلام، می‌توان پی برد که فلاسفه به سبب تفکر آزاد و بدون تعصب خود، از محبوبیت بیشتری نزد عموم مردم و اندیشمندان جهان برخوردار هستند؛ زیرا زبان این علم، زبانی عمومی و قابل پذیرش برای هر فرد با هر عقیده‌ است که بر مبنای بدیهیات عقلی شکل گرفته است. برخلاف علم کلام که استدلالات و براهین آن تنها برای گروهی از افراد قابل پذیرش است؛ زیرا متکلم از مقبولات و مشهورات یک مذهب و دین خاص، برای اثبات حقانیت باورهای خود یاری می‌گیرد.

ورود مباحث توحیدی و معاد شناسی در علم فلسفه

نخستین شبهه‌ای که به فلسفی بودن آثار ملاصدرا وارد می‌شود، بحث اثبات توحید و معاد در کتب فلسفی اوست؛ زیرا گروهی معتقدند مبحث خداشناسی و معادشناسی وارد حیطه علم کلام می‌شود و نه فلسفه؛ بنابراین نخستین پرسشی که مطرح می‌شود این است که آیا بحث از توحید و معاد، به معنای ورود در علم کلام است؟

در رد این شبهه گام نخست این است که تعریفی از علم فلسفه ارائه شود تا بدین‌وسیله، حیطه فعالیت‌های علم فلسفه بازشناخته شود. در میان اندیشمندان و فلاسفه، تعاریف متفاوتی از علم فلسفه وجود دارد که هر یک، تنها به زوایای کوچکی از این علم نظر دارد؛ در این بین تعریف فلسفه به معنای تفکر در مورد کلی‌ترین و بنیادی‌ترین سوالاتی است که به ذهن بشر، پیرامون جهان هستی، انسان و .... خطور می‌کند، جامع‌تر به نظر می‌رسد که می‌تواند زوایای بیشتری از این علم را دربرگیرد.

بحث از خداشناسی و معاد، از بنیادی‌ترین پرسش‌هایی است که ذهن بشری در تمامی اعصار با آن روبرو بوده است؛ همان طور که استاد ابراهیمی دینانی معتقد است، ادعای برخی دانش‌آموختگان ایرانی و فیلسوفان غربی که ملاصدرا را متکلم می‌دانند، نادرست است. به باور وی، ملاصدرا از توحید، معاد و خداوند سخن می‌گوید، اما این دلیلی بر متکلم بودن او نیست. مگر نه اینکه فلسفه از بنیادی‌ترین مسائل بشر سخن می‌گوید و چه مسئله‌ای بنیادی‌تر از معاد و خداوند.

آیات قرآن در آثار فلسفی ملاصدرا

ملاصدرا در کتب فلسفی خویش، از آیات بی‌شماری در جهت اثبات مبانی فکری خویش بهره جسته است؛ لیکن در اینجا، این سوال مطرح است که کارکرد این آیات در نظام فلسفی صدرایی به چه نحو است؟ اگر اثبات شود که آیات قرآن، مقدمات قیاس براهین نظام صدرایی را تشکیل می‌دهد، در آن صورت ملاصدرا از مقام یک فیلسوف آزاداندیش خارج شده و در زمره متکلمین درآمده است؛ زیرا فیلسوف، مقدمات براهین خود را از بدیهی‌ترین قضایا و گزاره‌ها بر‌می‌گزیند تا ملاک صدق و پذیرش آن، توسط هر فرد با هر مسلک و عقیده‌ای باشد.

ملاصدرا آیات بی‌شماری در کتب فلسفی خویش آورده است اما باید دقت کرد صرف استفاده فیلسوف از آیات و روایات او را به یک متکلم تبدیل نمی‌کند بلکه آنچه مهم است نحوه استفاده از آیات است. اینک به ذکر برخی از ادله‌ای که ملاصدرا در مقام اثبات وحدانیت باری‌تعالی بدان تمسک جسته و در انتهای کلام خود بنا بر عوامل و ضرورت‌هایی، به آیاتی از قرآن استناد کرده است، می‌پردازیم:

1- الهام‌گیری از آیات قرآنی

ملاصدرا از آیات قرآن به عنوان منبع هستی‌شناسانه در جهت شکل‌دهی نظام فلسفی ابداعی خود، الهام گرفته است ولی این الهام‌گیری، نه با نظام فلسفی و مبانی تخصصی این رشته در تعارض است و نه ابداع و نوآوری وی را در این حیطه مورد سؤال قرار می‌دهد.

2- استنباط مباحث فلسفی از قرآن

گاهی قرآن به سبب هدف کلی‌گویی، کیفیت ارتباط میان کلمات را مسکوت گذاشته است؛ به عنوان مثال خداوند، صفت صمدیت را به نام جلاله «الله» متصف کرده ولی پس از آن توضیحی مبسوط در نحوه ارتباط میان این دو واژه نداده است؛ گاهی فیلسوفی بدون آن که نیتش اثبات حقانیت یک دین خاص باشد، تنها به سبب کشف دلالت‌های پنهان عقلی قرآن به تدبر در آن می‌پردازد، همانند ملاصدرا که در جستجوی یافتن یک ارتباط عقلانی و فلسفی میان این دو کلمه «الله» و «صمد» است.

3- استنباط مباحث منطقی از قرآن

گاهی در قرآن به یک برهان عقلی اشاره شده است که می‌توان با اندکی جست‌وجو به مقدمات آن دست یافت و نتیجه را از آن استخراج کرد، ولی پیش از نتیجه‌گیری نیازمند آن است که صحت مقدمات اثبات شود؛ زیرا گاهی مقدمه‌ای غیر بدیهی است.

همچنین گاهی نیز در قرآن به یک قیاس استثنایی اشاره شده است که لزومیه بودن (نه اتفاقیه بودن) رابطه مقدم و تالی، نیاز به دلیل و برهان دارد که در قرآن به سبب هدف کلی گویی‌اش به آن اشاره نشده است، در اینجا یک فیلسوف می‌تواند به بر پایه استدلالت عقلی، رابطه منطقی میان مقدمات را اثبات کند، همان‌گونه که ملاصدرا در آیه‌های قرآنی چنین کرده است.

4- اقامه‌ برهان عقلی و تایید صحت به واسطه آیات

آیات ذکر شده در کتب فلسفی ملاصدرا بر تطابق محتوایی آموزه‌های قرآنی با مبانی فلسفی ابداعی وی دلالت دارد که هر دو، یک نتیجه را به خواننده القا می‌کند و آن هم راه یافتن وحدت و یگانگی پرودگار در ریزترین و ناپیداترین شئونات بشری است. نقش آیات قرآن در فلسفه صدرایی را در آینده به شکل تفصیلی بررسی خواهیم کرد.

نظام فلسفی صدرایی با قرآن؛ تطابق یا عدم تطابق

آموزه‌ها و آیات قرآنی، گاهی در داده‌ها الهام‌بخش مبانی فلسفی صدرایی است و گاهی نیز این مبانی در دستاوردها و نتایج، با قرآن مطابقت دارد، لیکن صرف مطابقت با قرآن، دلیل بر صحت مبانی فکری یک نظام فلسفی نیست؛ زیرا بسیاری از مکاتب کلامی یا فلسفی، با احتجاج بر آیه‌ای قرآنی بر صحت مدعای خود صحه گذاشتند در حالی که کذب و فساد اعتقادات و باور آنها، پس از چند صباحی بر همگان آشکار شد.

این امر نیز بدین سبب بود که این مکاتب، تنها به بخشی از آیات احتجاج کردند و مابقی آموزه‌های قرآنی را نادیده گرفتند، ولیکن اگر اثبات شود که مطابقتِ نظامِ فلسفی صدرایی با آموزه‌های قرآنی، با کل آیات و سُوَر قرآنی است نه با بخشی کوچکی از آن، در این صورت می‌توان ملاصدرا را بزرگترین فیلسوف در چند سده اخیر دانست که استواری و تقین براهین عقلی وی، هیچ‌گاه زوال نمی‌پذیرد و می‌تواند مسیر صحیح خردورزی و فلسفیدن را تا همیشه، پیش روی اندیشمندان شرقی و غربی قرار دهد.

هر چند که اثبات این مدعا بسیار سخت و تا حدودی غیرممکن است؛ زیرا احاطه کامل بر کل محتوای قرآن و تشخیص بر مطابقت یک نظام با آن، کاری بس دشوار و نیازمند علمی ژرف و عمیق است، ولی به دور از جانبداری در خصوص تطابق محتوایی قرآن با کتب فلسفی صدرایی، می‌توان ملاصدرا را صاحب یک نظام فلسفی منسجم دانست که ورود آیات قرآنی در کتب فلسفی وی، هیچ خللی به هویت فلسفی آثار و فیلسوف بودن وی وارد نمی‌کند.

سمیه عسکری

captcha