کد خبر: 3354437
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۶

وقتی جهل انسان، طبیعت الهی را از جلوه‌گری انداخته است

گروه اجتماعی: چقدر ناهمگون است صدای شرشر آبشار و نغمه پرندگان که نشانی از بهشت دارد با زباله‌هایی که چون وصله‌ای دامن طبیعت را از جلوه‌گری انداخته است که نشانی از ناشکری انسان نسبت به داده‌های الهی است.

آن روز که آدم به زمین هبوط کرد، خداوند این کره خاکی را به عنوان امانت به انسان واگذار کرد تا از نعمت‌های آن استفاده کند و شکر خالق آن را به جای آورد. اما افسوس که انسان نه قدر زمین و محیط زیست را دانست و نه توانست آن طور که شایسته است شکر این نعمت را به جای آورد.
کافی است بعد از یک روز تعطیلی سری به دشت‌ها و جنگل‌های اطراف شهرمان بزنیم صحنه‌هایی را خواهیم دید که بی‌شک آن را مصداقی از کفران نعمت آدمی در برابر زیبایی‌های طبیعی است که خداوند به او عطا کرده است.

چقدر ناهمگون است صدای شرشر آبشار و زباله‌هایی که بی‌تفاوت در طبیعت افتاده
چقدر ناهمگون است صدای شرشر آبشار و نغمه پرندگان که نشانی از بهشت دارد با زباله‌هایی که چون وصله‌ای دامن طبیعت را از جلوه‌گری انداخته است. به راستی آیا می‌توان انسانی که این قدر زحمت به خود نمی‌دهد که باقیمانده غذایش، یا پوست خوراکی کودکی را در نایلونی بریزد و آن را در طبیعت‌‌ رها نکتد را انسانی شکور نسبت به آفریده‌های پروردگار دانست.
البتهٔ توجهی انسان به محیط زیست تنها به مقوله‌ای چون ریختن زباله در طبیعت محدود نمی‌شود. آدمی که به مدد الطاف الهی خلیفه خدا در زمین شده و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در خدمت اویند آنقدر به خود مقرور شده که جرأت آزار باقی موجودات زنده را به خود داده است.
پرندگان در قفس، شیران و پلنگ‌هایی که در باغ وحش در غل و زنجیر هستند تا فقط انسان تماشا کند و لذت ببرد مصداقی از غرور انسان در برابر پروردگاری است که همه چیز را مسخر او کرد و البته فرمان به اخلاق و انصاف داد.
انسان خودخواه همه چیز را برای خودش می‌خواهد، از آن پرنده‌ای که مصداق و نماد آزادی است اما به سبب جهل در قفس مانده تا آن درختی که باید رشد کرده، ببالد و ثمر دهد اما برای تهیه زغال قلیان انسان تکه تکه شده است.

قیمت تفریح امروز انسان تخریب جنگل‌هاست
درست است که آدمی نیاز به تفریح و گردش دارد، اما قیمت تفریح امروز انسان تخریب جنگل‌هایی است که نفس‌هایی کره زمین‌اند جهل بشر کار را به جایی رسانده است که نمی‌داند باید امانتدار باشد و این جویبار‌های قشنگ، آبشارهای دل نشین و هوای پاک را به نسل آینده تحویل دهد.
ما همان‌هایی هستیم که‌گاه در کرانه تشنگی آب را هدر می‌دهیم، در اوج غبار هوا تک سرنشین در خیابان‌های شهرمان ویراژ می‌دهیم و اصلا برایمان مهم نیست که چه با محیطی می‌کنیم که تا چند لحظه پیش از زیبای‌اش لذت بردیم.. چه عجیب انسان‌هایی هستیم.

حکیمه بهمن زاده/ حکیمه بهمن زاده

captcha