
حجتالاسلام نصیر عابدینی، مؤسس و مدیر مرکز مشاوره و خدمات روانشناسی روحان، در گفتوگو با کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، در رابطه با آسیبهای و پیامدهای استفاده نادرست از شبکهها و اپلیکیشنهای مجازی برای زنان خانهدار به عنوان یکی از اقشار تأثیرگذار در روند تربیتی یک جامعه بالاخص جامعه اسلامی به بیان مطالبی پرداخت. وی در ابتدای این گفتوگو در رابطه با چگونگی استفاده درست از شبکههای اجتماعی برای عموم مردم بخصوص بانوان گفت: فرض میکنیم درتصادفی 100 نفر دچار حادثه میشوند که از این صد نفر بیست الی سی نفر به استرس حاد بعد از تصادف دچار میشوند و نیاز به دکتر روانشناس بالینی دارند، حال در آسیبهای مرتبط با شبکههای اجتماعی نیز وضع به همین منوال خواهد بود و کسانی که مبتلا به این آسیبها میشوند، دچار اضطراب، استرس، اختلالات روحی و روانی خواهند شد و آمادگی پذیرش این آسیبها را در شبکههای اجتماعی پیدا میکنند، موضوع بحث ما در این شبکهها، آسیبهایی است که دختران و بانوان جوانی به آن مبتلا میشوند که مستعد رفتار وسواسی هستند.
وی افزود: این افراد وقتی وارد موضوعی شوند خیلی دیر آن موضوع را فراموش میکنند که یک دلیل آن به این خاطر است که خانمها جزئینگر و دارای روحیه عاطفی ـ هیجانیاند، حال اگر یک خانم دارای ذهن وسواسی باشد و بخواهد وارد یک موضوع خاصی در گروه خاص خود در دنیای مجازی مثل تلگرام و واتساپ و غیره شود، بهاندازهای در آن موضوع پیش میرود که بهصورت حالت عادت یا اعتیاد در میآید مثلاً خانمی در زمینه آشپزی در گروهی عضو میشود و رفتهرفته بدون اینکه خود بخواهد معتاد به حضور در این گروه میشود.
نشخوار فکری و اشتغال ذهنی؛ آسیبهای پنهان شبکههای مجازی
این رواندرمانگر در رابطه با این مطلب که برای رفع معضل اتلاف وقت افراد هنگام استفاده از شبکههای مجازی تصریح کرد: خانمی که دارای اختلالات و مشکلات روحی و روانی است و دارای رگههایی از نارضایتمندی زندگی زناشویی، نارضایتمندی جنسی، اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، کمالگرایی منفی و غیره است، مستعد پذیرش امور ضد ارزشی نیز خواهد بود، از جمله ورود به دنیای مجازی و پذیرش آسیبهای اجتماعی؛ یکی از کمترین این موارد اتلاف وقت است، بحث دیگر نشخوار فکری و درگیری اشتغال ذهنی است، زمانیکه کاربر وارد دنیای مجازی میشود و پیام خود را میگذارد، ناخواسته منتظر جواب پیام و بازخورد پیام خود میماند، به طورمثال دستور آشپزی در گروه خود میگذارد یا پیام عاطفی به همجنس خود داده و منتظر بازخورد پیام خود میشود و این انتظار همان اشتغال ذهنی ایجاد میکند و باعث میشود کم کم واکنشهای عملکردش کاهش پیدا کند و اینها باعث آسیبهای اجتماعی میشود.
حجتالاسلام عابدینی در رابطه با موانع رسانهای برای آموزش کاربران جهت استفاده درست از شبکههای اجتماعی اظهار کرد: یک شبکه اجتماعی مانند چاقویی است که شما میتوانید هم استفاده مثبت و هم استفاده منفی از آن داشته باشید یعنی هم میتوانید دشمنی را از پا در بیاورید و هم میتوانید با آن چیزی را پوست بگیرید که به منفعت خود و اطرافیانت است؛ اگر رسانهها در رابطه با اطلاعرسانی آسیبها و فرصتهای شبکههای مجازی با آزادی بیشتری عمل کنند، فعالیتهای ضد ارزشی این شبکهها خنثی میشود.
وی ادامه داد: اطلاعرسانی به افراد به خصوص جوانان و نوجوانان جهت دو لبه بودن تیغه این شبکهها، باعث میشود با آگاهی بیشتری در این حیطه حرکت کنند، در واقع رسانهها باید به طرق مختلف واقعیت این شبکهها را به افراد نشان دهند تا در زمینههای مناسبی از جمله زمینههای علوم قرآنی و دینی بتوان بهرههای لازم را از این فضا برد.
پیش از استفاده از شبکههای مجازی چکاب روحی شوید!
عابدینی در رابطه با اینکه کشورهای شرقی جهت مقابله با غرب در راستای از بین نرفتن عرفها و ارزشهایشان اقدام به ساختن شبکههای اجتماعی داخلی کردهاند، نسبت به اینکه در کشور ما ایران تا کنون چه اقداماتی در این زمینه انجام شده است، گفت: ایجاد یک شبکه با محتوای صد در صد اسلامی مستقل وطنی با مضامین دینی هم به تنهایی خود میتواند آسیبزا باشد چرا که نفس عمل آسیبزاست؛ کسی که وارد این شبکهها میشود معمولاً دارای احساس خلأ و کمبودی است که وارد این دنیای مجازی شده است؛ خود شما اگر میخواهید درباره امام زمان(عج) بدانید، راههای زیادی برای کسب اطلاعات وجود دارد، چرا میروید به طور مثال از شبکه واتساب دنبال این مطالب میگردید، چرا میخواهید مسائل همجنس خود را در شبکههای اجتماعی با او بیان کنید، حال قبل از اینکه وارد این شبکهها شوید باید خود را یک چکاپ کنید که آیا از نظر احساس تنهایی، افسردگی یا اضطراب و وسواس و اختلالات دیگر هستیم، آیا مشکلی داریم، اگر داشته باشیم اگرحتی داخل یک گروه دو نفره هم درباره امام زمان(عج) با دو نفر صحبت کنیم بازهم میتواند آسیبزا شود.
مواجه با مسائل در دنیای مجازی بهصورت هیجانمدار است
وی افزود: آسیب به این خاطر نیست که فرهنگ آن را وارد نکردهایم و یا به فرض از آمریکا یا انگلیس آمده است و مثل چنین شبکهای تولید نکردهایم و کاملا در ایران تولید شده است؛ خود ارتباطات مجازی میتواند آسیبزا باشد، شما در فضای واقعی و رئال مجبورید با مسائل اطرافتان مسئلهدار مواجه شوید اما در دنیا مجازی به سبک هیجانمدار مسائل را سرپوش میگذارید؛ مثلاً اگر دختر خانمی 18 ساله به بهانه مسائل شهدا با یک دختر خانم دیگرآشنا شود و پیامهایی در این مورد رد و بدل کنند، اگرچه این پیامها درباره یک موضوع است، اما این خانم احساس تنهایی دارد و چون دارای این خلأ است، خود همین میتواند یک سرپوش باشد بر احساس تنهایی حل ناشدهاش و همین طور ادامه پیدا کند.
روحیه فردگرایانه حاصل فرهنگ مدرنیزه
این کارشناس مسائل اجتماعی در پاسخ به این سؤال که چه آسیبهای اجتماعی برای اینگونه کاربران در شبکههای اجتماعی وجود دارد، گفت: فرهنگ ما، یک فرهنگ جمعگراست که به سمت فرد گرایی میرود، حال پیش از این ما یک فرهنگ جمعگرا داشتیم و خانوادههای هستهای داخل آن بود و روابط در فضای حقیقی رد و بدل میشد و شکل میگرفت؛ در حال حاضر به خاطر فرهنگ مدرنیزه به سمت روحیه فردگرایانه میرویم.
وی در ادامه در رابطه با مواجه افراد با وسواسهای فکری مختلف در این شبکهها اظهار کرد: پسری که به خاطر داشتن آسیبهای دوران کودکی، نسبت به جامعه خود حالت سوءظن دارد، با هر دختری که آشنا شود، آن دختر هم به دنبال منافع شخصی خود است و به قضایا آنی نگاه میکند، این آقا باید یک عمر هزینه کند تا این رابطه پایدار بماند، چنین پسری بهدنبال کسی میرود که اولاً پایداری طولانی در رابطه داشته باشد و در رابطهاش افکار بچهگانهای نداشته و به لذت آنی نیاندیشد.
عابدینی در رابطه با عوامل جذب مردان به ازدواجهایی از این دست گفت: در گذشته نزدیک، کمتر پسری بود که با دختر یا زنی بزرگتر از خود ازدواج کند اما در این سالهای اخیر، شاهد این مسأله هستیم که پسرها با دختر یا خانمی بزرگتر از خود ازدواج میکنند؛ به علت دلایل اقتصادی به دنبال مادر میگردند و اینکه دختران ما خیلی بچهگانه فکر میکنند و از نظر شخصیتی این مجموع فوقالعاده ناپخته است.
وی در رابطه با اینکه چه عوامل فرهنگی ـ اجتماعی باعث شده است که روند این دیدگاه در جامعه ما بیشتر شود، بیان کرد: این بحث خیلی گسترده است، بحث ما فرزندپروری است یعنی ما خشت اول را که کج میگذاریم نهایتا گامهای بعدی نیز نادرست میشود؛ در نتیجه بچههایی در این دورههای اخیر بهویژه از سال 60 به بعد یعنی از ابتدای جنگ یا بعد از جنگ متولد شدند، فرزندپروری فوقالعاده آسیبزا برایشان اجرا شده است.
تضاد فرزندپروری در دهه 60 با استانداردهای روانشناسی
این دکترای روانشناسی اظهار کرد: فرزندپروری اینگونه افراد با استانداردهای روانشناسی در تضاد است و ادامه این فرزندپروری ناقص به فرزندپروری نوجوان ناقص میانجامد؛ حال اگر بخواهیم دختری یا پسری داشته باشیم که از نظر سلامت روان و سلامت اخلاق و رفتار و دین نمره خوبی بیاورد، این امر مستلزم چیست؛ فرزند چه دختر و چه پسر بالای 12 سال باید تربیت پدر را بپذیرد و مادر در آن سنین به طول کامل از تربیت فرزندان کنار بکشد و فقط و فقط پدر متولی تربیت فرزندان خود چه دختر و چه پسر بالای 12 سال باشد.
وی ادامه داد: البته اینها فرمول خاص خودش را دارد، اما بطور کلی برای ثبت نام مدرسه دختر 12 سال نباید مادر برود، اگر دوست پسر دارد مادر نباید پیگیر قضیه شود، اگر مویش کثیف است مادر نباید پیگیر شود بلکه پدر باید در تمام امور فرزندانش پیگیر باشد و پدراز حالت نانآوری خارج و به صورت مربی صد درصد فرزندان خود شود و اگر چنین قضیهای رخ دهد و ادامه پیدا کند ما با فرزندان و نوجوانانی مواجه میشویم که پختهاند و از نظر درک و فهم و شعور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و خانوادگی در حد بالایی قرار دارند.
تربیت استاندارد مانع ایجاد خلأ احساسی و پناه بردن به شبکههای مجازی میشود
این روانشناس در پایان با اشاره به لزوم آموزش پدران در راستای تربیت فرزندان یادآور شد: متقابلاً ما در حال حاضر با پدرانی مواجه میشویم که از نظر عقلی و درکی نسبت به فرزندان خود از رتبه پایینتری برخوردارند و نیازمند به آموزش برای تربیت فرزندان خود هستند، زمانیکه با این پدران در کلینک صحبت میکنیم، این افراد خیلی پیادهتر از فرزندان خود هستند، در هر صورت وقتی پدر متولی تربیت فرزندان خود میشود، باعث می شود که خود، چیزهایی بیاموزد و دارای آموختههایی شود که در تربیت فرزندان خود دقت و کوشش بیشتری داشته باشد و وقتی خود متولی تربیت میشود خود تربیت متقابل میپذیرد و نتیجه این امر این است که فرزندان احساس تنهایی، افسردگی، اضطراب، وسواس فکری، مشکلات روحی و روانی نداشته باشند و دیگر اساساً پناه به دنیای مجازی نیاورند حتی اگر در رابطه با موارد دینی باشد؛ رویکرد ما در جامعه در واقع رویکرد درستی نیست چرا که موارد دینی را دستمایه حل مشکلات خود قرار میدهیم که این درست نیست.
ادامه دارد...
معصومه هرمزیان