
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، قرآن این کتاب آسمانی که پیامآور طُرق سعادتمندی و رستگاری بشر است آدمیان را به تعمق و تدبر در آیات الهی فرا خوانده و مفاهیم نورانی آن را هدایتی از سوی پرودگار، به سمت مستقیمترین و استوارترین آیینها دانسته است تا هدایتجویان و حقیقتخواهان بتوانند به سبب غور در این دریای عظیم معرفتی، به سعادت دنیوی و اخروی نائل آیند، ائمه اطهار(ع) که همان حقایق باطنی قرآن و مفسرین بر حق این کتاب آسمانی هستند در باب فضائل قرآن و ترغیب مؤمنان به قرائت و تأمل در آن سخنها گفتهاند و روایات و احادیث گرانبهاشان در این باب بیشمار است.
افق نگرشی این بزرگواران آنچنان گسترده است که میتوان به نحو جامع بر تمامی فضائل و اثرات شفابخشی قرآن بر جان و روح مؤمنان دست یافت، از این رو ضروری است که در جهت آشنایی با اثرات و فواید حضور قرآن در زندگی و به تبع آن سعادتمندی دنیوی و اخروی عاملان قرآنی، به ذکر برخی از احادیث و روایات در باب فضائل قرآن از دیدگاه ائمه معصومین (ع) بپردازیم:
قرآن درمانگر امراض روحی و قلبی
دردهای آدمی، در امراض و عارضههای جسمی خلاصه نمیشود، گاهی روح و قلب او نیز میتواند درگیر انواع بیماریهای روحی و قلبی شود که به مراتب بسیار مهلکتر و خطرناکتر از امراض جسمی است که ناپیدایی و پنهانی بودن نشانهها و علائم آن، می تواند شخص را تدریجاً به مرگ و زوال روحی سوق دهد بیآنکه آن شخص تا پایان عمر خود، بر این درد آگاهی یابد.
بر مبنای سخنان بزرگان دین، همراهی و مصاحبت دائمی با قرآن تنها شیوهای است که میتوان با تمسک به آن از امراض روحی و قلبی در امان ماند و در صورت مبتلا شدن، به سبب انس با آن شفا یافت، همانگونه که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: «همانا این قرآن نور مبین است، ریسمان محکم الهی است، دستاویزی ناگسستنی است، قرآن بلند مرتبه است، بهترین درمان و برترین فضیلت است، کسی که خود را با قرآن نورانی کند، خداوند هدایتش نماید و هر که کارهایش را به قرآن گره بزند در امان ماند، هرکس به قرآن آویزد نجات یابد و هرکه احکام آن را عمل کند، بلند مرتبه گردد، هرکس از قرآن درمان طلبد شفا پذیرد و هر که آن را بر غیرش ترجیح دهد، به راه مستقیم افتد و اگر هدایت را در غیر آن بجوید، البته گمراه شود، هرکس قرآن را علامت و شعار خود کند، به سعادت رسد و هرکس آن را امام خود بگیرد، به بهشت نعمت های بی کران الهی داخل شود و زندگانی بیعیب و نقص یابد».
مصاحبت با قرآن؛ زائل کننده وحشت در تنهایی ها
فطرت آدمی خواهان مصاحبت با دیگران و گریزان از تنهایی محض است؛ از این رو بسیاری از اندیشمندان، انسان را فطرتاً موجودی اجتماعی میدانند که تنهایی را برای مدت زمان طولانی بر نمیتابد و به سبب اضطراب و نگرانی حاصله از آن، به سختی دوام میآورد، اما قرآن آن گونه که در روایات به آن اشاره شده است دارای روح و حقیقت باطنی است و مصاحبت و همراهی انسان با این کتاب آسمانی، میتواند همانند یک مصاحب و همدم خوب، انسان را از وحشتی که در تنهایی ها گرفتار آمده است رهایی بخشد، همانگونه که در کلامی از امام زین العابدین (ع) نقل شده است که میفرمایند: «لَو مَاتَ مَن بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ لَمَا استَوحِشتُ بَعدَ اَن یَکُونَ القُرآنُ مَعِی؛ اگر همه اهل مشرق و مغرب از بین بروند (و تنها بمانم) وحشتی نخواهم داشت چون همراهی با قرآن را دارم».
گاهی انسان به سبب انس با تلاوت فرآن، پایه های محبت و دوستیاش با این کتاب آسمانی استوار و محکم میشود بهگونهای که با داشتن چنین مونسی، ترک دوستانش او را به وحشت نمیاندازد و مفارقت دوستان، وی را بیتاب نمیکند، چنان که امیر المؤمنین (ع) میفرمایند: «مَن آنَسَ بِتِلَاوَهِ القُرآنِ لَم تُوحِشُهُ مُفَارَقَهُ الإِخوَانِ؛ کسی که با تلاوت قرآن انس بگیرد از جدایی دوستان وحشت ندارد».
پناه بردن به نور قرآن در تاریکی فتنهها
فتنهها به سبب ماهیت ظلمانی خود، پوشاننده حقایقاند، از این رو اگر فتنهای به نقطهای وارد شود کمتر کسی بدون مساعدت نور، میتواند از آن مکان تاریک و مبهم رهایی یابد و همین امرموجب نابینایی دیدگانش میشود و در شناسایی و تشخیص مسیر درست و نادرست در میماند، اما ماهیت ظلمانی، تنها با غلبه و حضور نور زائل و موجب روشنایی بخشی دیدگان افراد در شناسایی حق از باطل میشود.
این ماهیت نورانی همانگونه که در روایات بدان اشاره شده است حقیقت و باطن قرآن است که می تواند زائل کننده و از بین برنده تمامی ظلمتها و فتنههای تاریک هر زمانهای باشد همانگونه که کلینی(ره) در اصول کافی به نقل از امام صادق(ع) از پدرانش از رسول(ص) روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «آن هنگام که فتنهها بر شما هجوم آورد و مانند شبی تاریک فراگیر شود ، به قرآن پناه برید، قرآن شفاعت کنندهای است که رد نشود و فریب کاری است که راست گوید، هرکس آن را پیشرو خود قرار دهد، به بهشت رود و هرکس به آن پشت کند سرانجامش آتش است، قرآن به بهترین راه رهنما است، کتابی است که بین حق و باطل جدایی اندازد و معنای هر یک را به روشنی بیان کند، سخنی حق است نه شوخی و باطل، برای قرآن حد و مرزی است و برای آن حد و مرز نیز، حد و مرزی است، قرآن ظاهری دارد و باطنی، ظاهر آن حکم الهی و باطن آن بینهایت است، معجزاتش به شمار نیاید و شگفتیهایش مندرس نشود، چراغهای هدایت از او نور گیرند و منارههای حکمت از او بلند شوند، قرآن برای آن کس که صفات را عارض بر ذات الهی میداند، بینهایت است، معجزاتش به شمار نیاید و شگفتیهایش مندرس نشود، چراغ های هدایت از او نور گیرند و منارههای حکمت از او بلند شوند، قرآن برای آن کس که صفات را عارض بر ذات الهی میداند، دلیل قانع کننده است».
در حدیثی دیگر از پیامبر (ص) نقل شده است که طی روایتی به معاذ بن جبل فرمود: اگر زندگی کردن مردم سعید را و مردن شهید را و نجات روز قیامت را و امنیت روز وحشت را و نور روزگار ظلمت را و سایهی روز سوزان را و چشمه ی گوارای روز عطش را و پرباری روز تهی دستی را و هدایت روز گمراهی را خواهی، قرآن بیاموز که قرآن یادکرد خداوند رحمان و امان از شیطان و برتری روز جزا است.
تفاوت مردم در بهرهمندی از مفاهیم قرآنی
قرآن حقیقتی است که هر انسانی تنها بهفراخور قابلیت ها و استعدادهای وجودی خود میتواند از آن بهرهمند شود و به معارف عالیه آن دست یابد، از این رو گروهی تنها در سطح و در میانه الفاظ و عبارات میمانند و به تبع آن، به تلاوت فاقد تامل و تفکر اکتفا میکنند و از آن فراتر نمیروند، گروهی دیگر در این دریای ژرف و عمیق، از عبارت و الفاظ عبور میکنند و رموز آن را به گوش جان میسپارند و با اشارتهای آن خو میگیرند، گروه سوم لطایف آن را درمییابند و این لطایف را جان مایه خردورزی و دستاویز سیر و سلوک معنوی خود قرار میدهند، گروه چهارم به حقایق ناب قرآنی و معارف نوریه آن دست مییابند و گوهرهای ناب این دریای نامتناهی را صید و در ژرفای آن به تطور و تعمق میپردازند.
همان گونه که در روایتی، امام صادق (ع) به مراتب چهارگانه مردم، در درک مفاهیم قرآنی بنا بر ظرفیت و استعدادهای خود اشاره میکند و میفرماید: «کِتَبُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی أَربَعَهِ أَشیَاء : العِبَارهِ و َ العِشَارَهِ وَ اللَّطَائِفِ و الحَقَائِقِ. فَالعِبَارهُ لِلعَوَامِ و العِشَارَهُ لِلخَوَاصِ وَ اللَّطَائِفُ لِأَولِیَاءِ والحَقَائِقُ لِلأَنبِیَاءِ؛ کتاب خدا مشتمل بر چهار چیز(مرتبه) میباشد: عبارت، اشارت، لطایف، حقایق. عبارت برای عوام است، اشارت برای خواص، لطایف از آن اولیا و حقایق برای انبیاء است».
در حدیث دیگری آمده است: «لَهُ ظَهرٌ وَ بَطنٌ، فَظَاهِرُهُ حُکمٌ وَ بَطِنُهُ عِلمٌ ، ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَطِنُهُ عَمِیقً؛ برای قرآن ظاهر و بطنی است، ظاهرش حکم و باطنش علم است، ظاهر آن زیبا و خیره کننده و باطنش ژرف است».
شاید مقصود از ظاهر قرآن، همان عبارت و الفاظی است که معانی واژگان را به ذهن متبادر میکند و از این رهگذر، عموم مردم با صوت زیبا و دلنشین، یا مفاهیم ظاهری الفاظ و تقین میان واژگان آیات قرآنی کسب تلذذ میکنند و مراد از بطن، همان اشارتها و لطایف و حقایقی باشد که تنها خاصان درگاه الهی و اولیاء الله و انبیاء از آن بهره میگیرند.
تسهیل امور و کثرت خیرات با قرائت قرآن
قرآن به هر خانهای که راه یابد مایه هدایت، آسانی و زمینه برخورداری از خیرات کثیره برای ساکنان آن است، خانه ها گاهی به دست آدمی ساخته میشوند و اساس و شالوده آنها بر خشت و گل است، خداوند چنین خانههایی را به برکت حضور نورانی قرآن، به خیرات کثیره و تسهیل و گشایش امور ساکنان آنها مزین میفرماید، حرم و خانههایی نیز در عرصه آفرینش یافت میشوند که مستقیماً به یدِ توانمند و قهار پرودگار ایجاد شدهاند و اساس و شالوده آنها بر لطیف ترین و زیباترین خشتهای خلقت بنا نهاده شده است.
قلب، خانه خداوند است و هر آن کس که خانه پرودگارش را مزین به آیات روح بخش قرآن کند، خداوند به درون آن خانه نور میتاباند تا دیدگان باطنیاش بر حقایق هستی و ملکوت آسمانها و زمین منور شود، همانگونه که در روایتی، از امام رضا (ع) نقل شده است که فرمود: «إِجعَلُوا لِبُیُوتِکُم نَصِیباً مِنَ القُرآنِ فَانَّ البَیتَ إِذَا قُرءَ فِیهِ یَسِّرُ عَلَی أَهلِهِ وَ کَثرُ خِیَرَتُهُ وَ کَانَ سَکَّأَنُهُ فِی زِیَادَهٍ؛ سهمی از قرآن را برای خانه هایتان قرار دهید زیرا هر خانهای که در آن قرآن خوانده شود آسانی و خیر فراوانی برای ساکنان آن خانه در پی خواهد داشت».
و در روایت دیگری چنین آمده است: «القَلبُ حَرَمُ الله ش فَلَا تَسکُن حَرَمَ اللهِ غَیرَاللهِ؛ قلب و دل خانه خدا است ، در خانه دل غیر خدای را جای مده».
یادگیری قرآن مقدمه ای بر کسب فضائل
کسب فضائل قرآنی، نیازمند فراهم کردن زمینههایی در جهت یادگیری و آموختن این کتاب آسمانی است، هیچ علمی سودمندتر از کسب معارف الهی از منبع فیوضات ربوبی نیست، از این رو شایسته است که هر انسانی به فراخور قابلیتها و تواناییها به آموختن قرآن اهتمام نشان دهد و در جهت رشد و تعالی خود از آموزههای سراسر پند و موعظه آن درس گیرد، در روایات بیشماری، به فراگیری و آموختن قرآن توصیه شده است، همانگونه که امام صادق (ع) در باره یادگیری قرآن می فرماید :«لَا یَنبَغِی لِلمُؤمِنِ أَن لَا یَمُوتَ حَتَّی یَتَعَلَّمَ القُرآنَ أَو یَکُونَ فِی تَعَلُّمِهِ؛ شایسته است برای مؤمن که پیش از مرگ قرآن را فراگیرد یا در حال یادگیری آن باشد».
امام علی(ع) نیز در باره لزوم یادگیری قرآن میفرمایند : «تَعَلَّمُوا القُرآنَ فَاِنَّهُ أَحسَنُ الحَدِیثِ؛ قرآن را بیاموزید چرا که قرآن بهترین سخن ها است».
در روایات همانگونه که به یادگیری و آموختن قرآن توجه نشان داده شده است بلکه از دانشآموختگان مکتب قرآنی خواسته شده است که به تعلیم افراد دیگر توجه نشان دهند و در حیطه آموختن به آنها مجدانه در تلاش باشند، چنانکه پیامبر(ص) فرمودند: «خَیرُکُم مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ و عَلَّمَه ُ؛ بهترین شما کسی است که قرآن را یادبگیرد و به دیگران بیاموزد».
جالب این است بدانیم که آموزش قرآن آنچنان دارای اهمیت است که شارع مقدس اجازه داده به عنوان مهر و کابین زنان قرار گیرد، در روایتی وقتی پیامبر (ص) میخواستند زنی را به همسری شخصی درآورند فرمودند: «قَد زَوَّجتُکَهَا عَلَی مَا تُحسِنَ مِنَ القُرآنَ، فَعَلَمهَا إِیَّاهُ؛ او را به ازدواج تو در میآورم در قبال اینکه بخشی از قرآن را (برای او) نیکو سازی، بنابراین قرآن را به او تعلیم نما».
ایمان منصوری
بسیار عالی