کد خبر: 3364401
تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۹۴ - ۲۳:۴۳

روزی که بهشت را تقسیم می‌کنند!

گروه اجتماعی: من اکنون به صف مشتاقان جشن عاطفه‌ها می‌اندیشم و روزی که در آن، بهشت را تقسیم می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از گیلان، وقتی بچه بودم، پدرم می‌گفت «هر وقت خودت به تنهایی توانستی بند کفش‌هایت را ببندی مرد شده‌ای»، اما من به فرزندم خواهم گفت «هر وقت توانستی بند کفش‌های دوست‌داشتنی‌ات را خودت باز کنی و آن را به پابرهنه‌ای ببخشی، آنگاه مرد شده‌ای».

فرا رسیدن ماه مهر و آغاز روزهای پاییزی دانش‌آموزان، یادآور ایام تحصیل آنان است و توشه‌ای که بعضی برای رفتن به مدرسه جمع می‌کنند، اما برخی دیگر چشم امید می‌دوزند به دستانی که شاید از روی سخاوت قلب‌هایشان، هدیه‌ای نثار آنان کنند و کیف‌هایشان را بدون مداد و دفتر رها نکنند؛ یا حتی کیف مدرسه‌ای نو به بدست آنان ببخشند و لبخندی گرم به لب‌هایشان. آری! امروز جشن عاطفه‌هاست...

جشن عاطفه‌ها قراری است بین قلب‌های دریایی مردم و چشمان دانش‌آموزان محروم این سرزمین، بهانه‌ای است برای تقسیم مهربانی بین خود و هم‌نوع خود و تلنگری است از جنس دانش‌آموزانی با روح بزرگ و دستان کوچک به سوی آسمان تا شاید قدمی برای کمک به آنان برداشته شود.

پاییز که بیاید، خیلی‌ها به مهر چشم می‌دوزند تا شاید جشن عاطفه‌هایش مرحمی باشد بر اشک‌هایی که از سر نداری و رنج بر زمین آرزوها ریخته می‌شود و بر دل‌های نازکی که از سر ناراحتی برای داشتن مدادی تازه و دفتری خط نخورده، شکسته‌اند.

صندوق‌هایی که هرساله در جشن عاطفه‌ها برای جمع‌آوری مشارکت‌های مردمی برقرار می‌شوند، منتظرند تا باران ناب مهربانی سخاوتمندان را بر زندگی دانش‌آموزانی ببارانند که امسال برای اولین‌بار الفبای نوشتن را می‌آموزند یا آنان که هنوز در میانه‌های راه تحصیل علم هستند و برای ادامه راه نیاز به قوت قلب دارند. یا حتی دانش‌آموزانی که سال‌های آخر تحصیل را می‌گذرانند و تنها یک حامی می‌خواهند تا آخرین قدم‌های راه‌شان را تا قله ادامه دهند.

آشکار و عیان است که دنیا و مادیات آن بر بال نیستی سوار بوده و آنچه که می‌ماند همان عاطفه‌هایی است که در دفتر پاکی‌ها نوشته می‌شود و بالی می‌شود برای پرواز در بهشت برین.

و من اکنون به صف مشتاقان جشن عاطفه‌ها می‌اندیشم و روزی که در آن، بهشت را تقسیم می‌کنند. روزی که نیکوکاران خشت بر خشت بهشت را بر خود استوار می‌سازند و باید نگریست، باید با دقت به مهربانی آنان نگریست.

براستی آیا می‌توان با خیال راحت سر بر بالین گذاشت و شب را به صبح رساند در حالی که همنوعمان به دلیل نداری شرمنده فرزند خود شود و او را با دست خالی روانه مدرسه کند؟ شرافت انسانی و وجدان بیدارمان حکم می‌کند که با مساعدت نقدی و غیر نقدی به این دانش‌آموزان و تامین مایحتاج تحصیلی‌شان، دل‌های آنان را شاد کنیم تا خزانشان بهاری گردد.

امروز، بار دیگر گام‌های مهربان و سرشار از مهر و نوعدوستی مردمان سرزمینمان به سوی پایگاه‌های جشن عاطفه‌ها به حرکت در خواهد آمد و بوی عشق و ایثار فضا را عطرآگین خواهد کرد تا زیباترین صحنه تقسیم مهربانی رقم بخورد.

captcha