
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین ناصر رفیعی، عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) العالمیه شامگاه جمعه 27 شهریورماه در جلسه اخلاق در نهجالبلاغه به شرح فرازهای سوم و چهارم حکمت 150 نهجالبلاغه پرداخت.
حجتالاسلام رفیعی به فراز سوم حکمت 150 نهجالبلاغه اشاره و بیان کرد: در فراز سوم این حکمت مولا میفرماید: « یَقُولُ فِى الدُّنْیَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِینَ، وَ یَعْمَلُ فِیهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِینَ» در ادامه این حکمت امام موعظه میکند و میفرماید: از کسانی نباشید که مانند زاهدان و افراد مذهبی حرف میزنید ولی در عمل مثل دنیاپرستان هستید، در حرف زدن خوب ادای دینداران را در میآورید و مثل آدمهای زاهد و مؤمن حرف میزنید اما در عمل اهل عمل نیستید.
نکوهش از کسانی که در کسب ثروت سیری ندارند
وی تصریح کرد: در ادامه حضرت میفرماید، «إِنْ أُعْطِیَ مِنْهَا لَمْ یَشْبَعْ» هر چه خدا به آنها نعمت میدهد سیر نمیشوند و میگویند کم است، افرادی هستند که خداوند هر چه به آنها میدهد باز میگویند کم است، نمونه آن ولید بن مغیره که در سوره مدثر هم آمده است، خداوند به ولید ثروت، فرزند، امکانات فراوان و همه چیز به او داد اما او میگفت کم است بعضیها اینجور هستند حد سیری ندارند و باز میگویند کم است.
در زندگی قانع باشید
رفیعی در ادامه بیان کرد: یکی از ویژگیهای افراد پسندیده این است که در زندگیشان قانع هستند؛ امامعلی(ع) در نهجالبلاغه گاهی از برخی از افراد تعریف میکند مثلا از عمار تعریف میکند یا از ابوذر تعریف میکند و در کنار این تعریف کردن دلیل تعریف کردنش را نیز میگوید، برای نمونه مولا در حکمت 43 نهجالبلاغه از خباب بن ارب تعریف میکند.
حکایت خباب بن ارت
استاد حوزه و دانشگاه به حکایت خباب بن ارت اشاره و اظهار کرد: خباب بن ارت یک شاگرد آهنگری بود که صاحب کار او یک خانم مشرک بود، جلوی کارگاه آهنگری که خباب کار میکرد یک سکو بود که پیامبر(ص) قبل از اسلام که هنوز پیامبر(ص) نشده بود، گاهی روی این سکو مینشست و خباب هم میآمد و با پیامبر(ص) گفتوگو میکرد، تا خبر مبعوث شدن پیامبر(ص) را خباب شنید او از اولین کسانی بود که مسلمان شد و وقتی که آن خانم صاحب کار او با خبر شد که خباب مسلمان شده است گفت من نمیگذارم در کارگاهم مسلمان کار کند و باید از اسلام دستبرداری اما خباب قبول نکرد که آن صاحب کارگاه خباب را به بدترین شکل شکنجه کرد حتی بر بدنش آهن داغ گذاشت اما او دست از مسلمان شدنش نکشید.
پنج ویژگی خباب در کلام امامعلی(ع)
حجتالاسلام رفیعی با اشاره به پنج ویژگی خباب بیان کرد: خباب خدمت پیامبر(ص) و بعد هم خدمت امیرالمؤمنین(ع) بود و به شدت از ولایت و مولا دفاع کرد تا اینکه فوت نمود و امیرالمؤمنین(ع) آمد سر قبر او و گفت: یَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ، خدا تو را بیامرزد تو پنج ویژگی داشتی، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً اول اینکه زود مسلمان شدی با رغبت و علاقه مسلمان شدی، دوم ویژگیت وَ هَاجَرَ طَائِعاً، با پیامبر(ص) خدا از مکه هجرت کردی و به مدینه آمدی، سوم ویژگی خباب وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ، او قانع بود که این ویژگی خباب مورد بحث اصلی ما است که خباب با مال و ثروت دنیا ساخت و دنبال ثروت زیاد نبود و به آنچه داشت قانع بود.
وی ادامه داد: چهارم ویژگی او وَ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ، از خدا نیز راضی بود و هیچگاه گله نکرد که چرا مرا به خاطر اسلام شکنجه کردند یا اینکه حال که مرا به خاطر اسلام شکنجه کردند چرا به من پست و مقام نداند و پنجمین ویژگی خباب وَ عَاشَ مُجَاهِداً، او مجاهد و انقلابی در راه خدا بود؛ حال چرا امیرالمؤمنین(ع) میآید سر قبر خباب و از او این پنج تعریف را میکند که یکی از این تعریفهای مولا قناعت است.
وی تصریح کرد: در قرآن دو چیز است که خدا میگوید اینها باعث حفظ جامعه است یکی کعبه است و دیگری مال است که جامعه را حفظ میکند پس اگر مال بد بود خدا نمیفرمود باعث حفظ جامعه است پس اگر مال نباشد که نمیشود حسینیه و مسجد ساخت، آن چیزی که مزمت شده و سرزنش شده موضوع سیری نشدن از ثروت است، طمع است، قناعت نکردن است، چشم و همچشمی است.
رفیعی به آسیبهای چشم و همچشمی اشاره و گفت: خیلی از چشم و همچشمیها لطمه میخورند و زندگیها از هم میپاشد و طلاق صورت میگیرد این مسابقه به هم نگاه کردن چشم و هم چشمی باعث بسیاری از طلاقها و افسردگی برای افراد شده است.
شش اثر قناعت برای انسان قانع
رفیعی با عنوان اینکه قناعت آثار فراوانی دارد به شش اثر آن اشاره کرد و گفت: اولین اثر قناعت این است که باعث عزت فرد میشود و او نزد مردم عزیز میشود، اباذر قانع بود، روزی خلیفه سوم برایش مقداری پول فرستاد و به غلامش گفت تو اگر توانستی این پول را به او بدهی آزاد هستی و وقتی غلام پول را خدمت اباذر آورد او به غلام گفت، تو میدانی که من قبول نمیکنم و غلام در جواب گفت تو اگر قبول کنی به جایش من آزاد میشوم و اباذر پاسخ داد که تو آزاد میشوی ولی من با گرفتن این پول بنده میشوم و آن پول را قبول نکرد.
استاد حوزه و دانشگاه به آرامش به عنوان دومین اثر قناعت اشاره و اظهار کرد: هر کس به چیزی که دارد قانع باشد در راحتی است و غم و غصهای ندارد، بوعلی سینا عمرش کوتاه بود و حدود 50 سال عمر کرد که در این مدت عمرش روزی وزیر شد و افراد و محافظینی داشت روزی از محلی عبور میکرد که دید یک کناس دارد چاه فاضلاب را خالی میکند و با اینکه در فاضلاب است شاد است و شعر هم میخواند که بوعلی تعحب کرد و کناس گفت بوعلی من کناس هستم و آزادم اما تو بوعلی و وزیر هستی و آزاد نیستی و باید جواب بدهی و این نشان از آرامش و راحتی آن کناس داشت.
رفیعی در ادامه تصریح کرد: وقتی قانع نباشید مجبور میشوید وام بگیرید حال که قسط وامتان عقب میافتد مجبورید دروغ بگویید اما وقتی قانع باشید دروغ هم نمیگویید و دینتان سالم میماند اما دین انسانی که در قرض و وام و ربا باشد بالاخره به خطر میافتد بنابراین سلامت دین خیلی مهم است که قانع بودن باعث حفظ دین میشود، عمر عاص وقتی داشت به درک واصل میشد خطاب به فرزندانش گفت من این دنیا را راحت بدست نیاوردم بلکه دینم را دادم و آن را بدست آوردم؛ حال همانقدر که برای دنیایتان نگران هستید برای دینتان هم نگران باشید.
استاد حوزه و دانشگاه در پایان به سه اثر دیگر قناعت اشاره و عنوان کرد: قناعت خودش ثروت است قناعت مالی است که فنا نمیپذیرد، همچنین حسابرسی آسانی در روز قیامت و اصلاح نفس از دیگر اثرات قناعت است.
امیرمحسن سلطان احمدی