
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، میگویند خاطرات جنگ گنجینه گرانبهایی است که تا سالیان آینده حرفهای ناب و درس آموزی با خود دارد. حرفهایی که اگر امروز پای صحبت رزمندگان آن دوران ننشینی و درنیابی، شاید فردا برای شنیدن دیر باشد.
جانبازان 8 سال دفاع مقدس، از جمله کسانی هستند که خاطرات زیبا و گرانبهایی از آن روزها دارند که باید شنید و از آن درس آموخت. حسن یعقوبپور از جمله این جانبازان سرافزار که صمیمانه میزبان ما شد و از خاطراتش گفت.
حسن یعقوبپور درباره زندگی و جانبازی خود به خبرنگار ایکنا، گفت: سال 1314 به دنیا آمدم که البته نمیتوان به این تاریخ اعتماد کرد، چرا که در آن زمان تاریخ دقیق تولد در شناسنامه ثبت نمیشد و در هر حال بر اساس اسناد 80 سال دارم.
وی با اشاره به اینکه تا سال 60 در روستای چهکند روشناوند زندگی میکرده و به کشاورزی و دامداری مشغول بوده است، اظهار کرد: تا اینکه در سال 60 امام(ره) فرمودند به علت نیاز جبههها به نیرو، حتی کسانی که خدمت سربازی خود را به پایان رساندهاند خود را برای اعزام به مناطق عملیاتی معرفی کنند.
جبهه شوق خدمت به انقلاب را در من شعلهور کرد
این جانباز دوران دفاع مقدس بیان کرد: در نهایت خود را به بسیج معرفی کردم و آبادان اعزام شدم و چند ماه را در آنجا خدمت کردم و از آنجایی که شوق خدمت به انقلاب در من شعله گرفته بود بعد از بازگشت از جبهه نیز به عنوان بسیجی فعال به همکاریام با این نیرو ادامه دادم.
یعقوبپور ادامه داد: هنگامی که در بسیج بودم از من خواستند که به عنوان مأمور به زندان بروم و آنجا فعالیت کنم و با توجه به اینکه در آن ایام زندانها از نیروهای مجاهدین خلق و به عبارت دیگر منافقین پر بود و به نیرو نیاز داشتند موافقت کردم.
وی افزود: علیرغم اینکه حدود دو سال در زندان فعالیت کردم، اما هر لحظه دلم برای رفتن دوباره به جبهه پر میکشید اما رئیس زندان موافقت نمیکرد و میگفت زمانی میتوانی بروی که 10 نیروی جایگزین خودت معرفی کنی چون تو به اندازه 10 نفر کار میکنی.
این جانباز اهل خراسان جنوبی گفت: در نهایت سال 62 از همسر و خانواده خدافظی کردم و راهی جبهه و مناطق عملیاتی شدم و در مرتبه اول به ایلام غرب رفتم و از این جا بود که آشناییام با شهیدان بزرگوار جابری و کاوه شکل گرفت.
یعقوبپور بیان کرد: شهید محمود کاوه فرمانده گردان ما بیشک انسانی فهیم و هوشمند بود و بیاغراق میتوان گفت امنیت منطقه کردستان و پاکسازی آن منطقه از وجود منافقین و گروهکهایی چون گروهک کومله مدیون این شهید بزرگوار است.
شهید کاوه فرماندهای هوشیار و سیاستمدار بود
وی اظهار کرد: این شهید بزرگوار با سیاست و هوشیاری ابتدا با لباس شخصی و معمولی در منطقه کردستان به شناسایی و بررسی وضعیت این گروهکهای ناامن کننده منطقه کردستان پرداخت و وقتی از وضعیت آنان اطلاع حاصل کرد اقدامات اجرایی برای دفع منافقین، کومله و دموکرات را شروع کرد.
این جانباز 70 درصد بیرجندی ادامه داد: خاطرم هست روزی گفتند که فرمانده گردان برای بازرسی میآید و ما همه جا را مرتب کردیم، اما وقتی شهید کاوه آمد بیتوجه به آنچه کرده بودیم از قرائت قرآن و نمازمان پرسید چرا که معتقد بود اگر از نظر معنوی برجسته نباشیم در رو به رویی با دشمن کم خواهیم آورد.
یعقوبپور افزود: خود من تا سال 65 در جبهه بودم و فقط برخی از مواقع به عنوان مرخصی برگشتم و چند روزی را در میان خانواده بودم تا اینکه در عملیات کربلای 5 نابینایی یک چشمم را از دست دادم و جانباز شدم و می گویند در بیمارستان 27 ترکش از بدنم خارج کردند.
وی گفت: اعجاز دوران جنگ و دفاع مقدس تربیت انسانهایی مخلص و ایثارگر بود، آن زمان مردم بیتوقع برای یکدیگر کار میکردند و اجرشان را از خدا میخواستند و پروردگار نیز دروازههای رحمتش از آسمان را باز میکرد.
امام(ره) معتقد بود جنگ برای ما یک نعمت است
این جانباز دفاع مقدس اظهار کرد: در جبهه از اصلاح موی سر و حمام تا یک لیوان شربت صلواتی بود و افراد فقط به خدمت به رزمندگان فکر میکردند و همین دیدگاهها باعث موفقیت ملت ما در برابر بیگانگان شد.
یعقوبپور یادآور شد: وقتی به روزهای دفاع مقدس و آن حماسهها مینگریم درمییابیم که چرا امام گفت جنگ برای ما یک نعمت است در حالیکه بسیاری آن زمان مفهوم این سخن امام را درک نمیکردند و حال میفهمیم آن نعمت افزایش روحیه ایمان و خودباوری بود.