
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در این یادداشت یکی از حجاج خوزستانی حاضر در سرزمین منا، چند دقیقهایی از فاجعه منی را در اختیار ایکنا قرار داده است.
صبح روز دوازدهم ذیالحجه در منا انگار رنگ مرگ پاشیده شده بود. حجاج همه مضطرب و نگران از وضع مفقودین و همکاروانیهای مفقود و شهیدشان بودند و هیچکس نمیخندید. گویی که خنده لفظ فراموششده حاجیان اعمال حج تمام کرده است.
خدایا این همه کشته، تلفات کدام حج جنگ هستند؟! کدام جبهه فتح و کدامین شکست که این همه تلفات به بار آمده است؟ خبری از شکست و پیروزی نیست همه شکست خوردهاند.
از همه بدتر وضعیت مفقودین است که حدود سیصد و اندی از ایرانیان هستند. حجاج برای یافتن عزیزان مفقودشان بلاتکلیفاند. اکثر جنازهها غیرقابل شناسایی هستند. چند ساعتی زیر آفتاب ماندهاند و فاقد مدارک شناسایی هستند. به هنگام حادثه و تحمل فشار همه مدارکشان از بین رفته است و بدنشان نیز به شدت آسیب دیده است.
خدایا تو شاهدی قلمم توان نوشتن ندارد. آنچه اتفاق افتاده یک تراژدی مؤلم و غیرقابل توصیف است. زائران بعد از سپری کردن مسافتی در مشعرالحرام به طول 5 کیلومتر وارد صحرای منا میشوند که جمرات در منتهیالیه غربی آن غربی قرار دارد. چادر کشورهای ایران، پاکستان و کشورهای آفریقایی در منتهیالیه شرقی منا قرار دارد. برای رفتن به جمرات چند راه رفت و چند راه برگشت وجود دارد.
بیشترین جمعیت شرق منا برای رمی جمرات از عریضترین راه این مسیر استفاده میکنند؛ خیابان نسبتاً پهنی است که حدود 10 متر عرض دارد. این خیابان از صبح باز بود و تعداد کثیری از حجاج از آن خیابان به سمت جمره رفتند.
من حدود ساعت 8 از کنار آن خیابان رد شدم. اوضاع کاملاً عادی و تردد نسبتاً خلوت بود. حجاج تازه به منا رسیده بودند و مشغول صرف صبحانه بودند.
حدود ساعت 9 بیشترین تراکم جمعیت در خیابان برای رفتن به جمرات حاضر بودند. معمولاً حجاج چون در روز عید باید چند عمل دیگر از جمله کشتن قربانی، تحلیق و.... انجام دهند و هوا نیز گرم بود، مایل بودند که رمی جمرات را زودتر انجام دهند.
در این اوقات خیابان انتهای غربی بسته میشود و حجاج کثیری که در خیابان بودند از سمت شرق که مسیر بسته بود نمیتوانستند تردد کنند. نیروهای امنیتی و کنترلکننده عربستانی نیز راه شرقی را همچنان باز نگه داشتند.
فشار جمعیت به سمت خیابان بسته شده بود. دو طرف خیابان که چادرهای سایر حجاج آنجا بود نیز با نرده مرتفع نیز کاملاً بسته شده بود و همین امر موجب محصور و تحت فشار قرار دادن حاضران در خیابان شد.
آنجا همگی میخواستند که خود را نجات دهند و البته تعداد کمی از آنها توانستند که خودشان را از این فاجعه نجات دهند!!!.