
روزها گذشت و گذشت ولی هنوز نیامدهاند. به انتظارشان نشستهایم تا بیایند و حرفهایی که نگفتهایم را برایشان بازگو کنیم.
دلمان خوش است و مطمئن که ما را میفهمند. باورمان دارند که با بازماندگانشان به گریه نشستیم و در عزایشان گریستیم. آنسان که دیده دیگر تاب اشکهایمان را ندارد و ناخودآگاه رخسارمان پذیرای اشکهایی شد که میآید و میرود.

داشتیم به این فکر میکردیم که برای آمدنشان و بازگویی خاطراتشان چه کنیم؟ فکر میکردیم که از طوافشان بگویند. از قرائتهایی که داشتند، از بودنهایی که برایشان رفتهاند و از هزاران نگفتهای که وقتی دیدهات به خانه کعبه نورانی میشود، باز هم در دل نگه میداری که خدایا از توچه بخواهم. منِ کمترین از توچه بخواهم.
انگار دارد باورمان میشود که رفتگان نه تنها عاقبت بخیری را از خداوند خواستهاند، بلکه خواستهاند که مرگی زیبا داشته باشد. مرگ با لباس احرام و لبی تشنه و لبیکگویان.

باخبر شدیم که در روزهای آینده، پذیرایشان خواهیم بود. نمیدانیم که کوچه را چراغانی کنیم یا رخت عزا بر تن شهر کنیم.
به مادری که به درد گریه میکند چه بگوییم. آیا در توانمان هست که کلمهای را در حد و شان آنانی که رفتهاند بر زبان آوریم.

سراسر کشور دیروز و امروز سراپا گوشند و چشم تا نام و نشانی آشنا از هموطنان، پدران، همشهریان و هممحلهایها و نخبگان خود بیایند.

11 روز از زمان رخداد این فاجعه گذشت و تاکنون این چشم انتظاری با ماست. خوزستان دارنده بیشترین تلفات جانی نخبگان قرآنی در این فاجعه انسانی است؛ فاجعهای که منجر به از بین رفتن اعضای گروهی ممتاز در عرصه تواشیح کشور شد؛ امین باوی، فواد مشعلی و محمدسعید سعیدزاده از گروه تواشیح باقرالعلوم آبادان اعزامی به حج تمتع 94 از سوی شورای عالی قرآن بودند که در این فاجعه در شمار قربانیان جای گرفتند.

ازینها که بگذریم سجایای اخلاقی این نخبگان جانباخته افسوس را هزاران هزار بار بیشتر کرده که نماندند تا شاید میان 313 یار امام زمان(عج) قرار گیرند. نخبگان آراسته به اخلاق قرآنی از جمله افرادی به شمار میروند که خداوند هدف آفرینش دنیا را در وجود آنها خلاصه کرده است.

اکنون استان خوزستان و آبادان انتظار ورود نخبگان قرآنی خود را میکشد که دیگر نمیتوانند افتخارآفرین قرآنی باشند اما تا ابد افتخار این مرزوبوم هستند.
شاید نظر یکی از مخاطبان ایکنای خوزستان با نام «سوخته دل» حق مطلب را ادا کند: «منا دروازه ای بود برای عروج کبوتران سبکبالی که قفس دنیا سینه های تنگشان را در هم شکسته بود، بی دلیل نبود در این قفس، قرآن را بهترین همدم خود یافته بودند... .»
سکوت میکنیم ولی در دل آشوبی است از خبر آمدنتان.
سیما محسنی