کد خبر: 3385618
تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۴ - ۱۵:۰۷
صافی:

شهادت، مرگ بی‌هدف نیست/ امام حسین(ع) کار نشدنی را به انجام رساند

گروه فعالیت‌های قرآنی: مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول با بیان اینکه شهادت در اسلام و براساس آیات قرآن کریم به آن معنا نیست که انسان بی‌هدف خود را در معرض مرگ قرار دهد، گفت: برخی میان هدف و نتیجه قیام امام حسین(ع) خلط ایجاد کرده‌اند و هدف ایشان واجبی بزرگ بوده است؛ واجبی که در فضای ارزش‌های اسلامی جایگاه مهمی داشت.

دکتر سید علی صافی، مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، اظهار کرد: براساس آیات قرآن کریم هیچ‌گاه شهدا مرده نیستند؛ «وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ؛ آنان را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مخوانید آن‌ها زنده‌اند و شما درنمی‌یابید.»(154/بقره)

وی پیرامون علم امام حسین(ع) نسبت به شهادت در مسیر جنگ با یزیدیان اظهار کرد: در آیات قرآن کریم به علم خداوند نسبت به غیب اشاره شده است و هر آنکس را که خدا بخواهد این صفت در او بارز خواهد بود.

وی با بیان اینکه بر اساس آیات قرآن کریم، اهل‌بیت(ع) به عنوان جانشینان پیامبر اسلام(ص) دارای ولایت کلیه الهی بوده‌اند، افزود: این بزرگواران نسبت به حوادث و وقایعی که در آینده رخ می‌دهد اشراف کامل داشته‌اند و به صورت طبیعی علم قطعی امامان نسبت به آینده بخشی از آگاهی‌های آن‌ها بوده است.

علم به غیب؛ از ابزار لازم ائمه اطهار(ع) برای هدایت بشر

صافی در ادامه با اشاره به اینکه بخشی از کتاب اصول کافی نازل به آن است که علم به غیب از ابزار لازم ائمه اطهار(ع) برای هدایت بشر است، گفت: خداوند این ابزار را در اختیار ائمه(ع) قرار داده و البته این مستلزم جبر نیست؛ همان‌گونه که علم خداوند بر افعال انسان جبر نیست. مشیت خداوند و افعال اختیاری انسان از روی اراده است خداوند علم دارد که انسان کدام افعال را با اراده خود بروز می‌دهد.

مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول بیان کرد: شواهد تاریخی نشان می‌دهد که حضرت رسول اکرم(ص) و امام علی(ع) از شهادت امام حسین(ع) آگاهی داشته‌اند و پیش از آنکه واقعه کربلا رخ دهد در کتب تاریخی آمده که سرنوشت امام سوم شیعیان با مرگ سرخ (شهادت) خواهد بود. همه اینها نشان می‌دهد که آگاهی امام حسین(ع) از شهادتشان امری پذیرفته شده بوده است و در کلام ایشان از مدینه به مکه و تا کربلا نیز مشهود است. به طور مثال امام حسین(ع) به محمد حنفی برادرشان می‌فرمایند: «من هر کجا بروم آن‌ها مرا به قتل خواهند رساند حتی اگر در سوراخ پرنده‌ای باشم». در مکه برخلاف نظر برخی که می‌گویند ایشان حجشان را ناتمام گذاشتند، اصلاً امام حسین(ع) قصد حج تمتع نکرده بودند و تنها عمره را به جا آوردند، به دلیل آنکه احتمال می‌دادند در مکه به شهادت برسند لذا می‌فرمودند: «این‌ها حرمت حریم امن الهی را نگاه نمی‌دارند و حرمت حرم با ریختن خون من شکسته می‌‌شود» بنابراین مکه را ترک کردند و حج را به عنوان یک امر واجب ناتمام نگذاشتند.

جایی که شهادت خوبان خدا واجب می‌شود

وی گفت: البته ایشان در اجتماع مسلمانان در حج سخنان خود را بیان می کردند که این امر بیانگر آن است ایشان به دنبال شناساندن وضعیت موجود به مسلمانان و اعیان و بزرگان دین بوده‌اند. نکته برجسته سخنان ایشان «الا ترون ان الحق لا یعمل به والباطل لا یتناهی عنه لیرغب المومن فی لقاءالله محقا»؛ مبنی بر به باطل عمل کردن بوده است. همچنین، در خطبه دیگری که در مکه به نقل از رسول خدا(ص) ایراد فرمودند: «اگر کسی سلطان جاعلی را ببیند که به حدود خداوند تعدی می‌کند و او با فعل یا قول خود این شرایط تحمیلی بر مسلمین تغییر ندهد خداوند او را با همان ظالم محشور می‌کند» و بر اساس این حدیث رسول خدا(ص) قیام را واجب دانستند. در کلام ایشان از مدینه تا کربلا مشخص است می‌دانند که به سوی شهادت می‌روند و این موضوع را انتخاب کرده بودند «شهادت برای فرزندان آدم به مانند گردنبندی به گردن دختران است».

هدف و نتیجه قیام امام حسین(ع) خلط نشود

وی با اشاره به اینکه آگاهی امام حسین(ع) به شهادتشان از منظر تحلیل عقلی و کلامی و اعتقادی اثبات شده است، گفت: دو دیدگاه نادرست در رابطه با قیام امام حسین(ع) وجود دارد؛ اول اینکه امام حسین(ع) می‌دانست به شهادت می‌رسد و معتقد بود حال که زندگی ما شرایط را تغییر نمی‌دهد با شهادت این تغییر ایجاد شود و دوم قصد ایشان از قیام فقط تشکیل حکومت بوده است.

صافی با تأکید بر اینکه اقدام امام حسین(ع) قتل نفس نبوده است، تصریح کرد: در آیه 195 سوره بقره آمده است؛ «وأ نفقوا فى سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الى التهلکة و احسنوا ان الله یحب المحسنین؛ و در راه خدا، انفاق کنید! و (با ترک انفاق)، خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکى کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست مى‌دارد». لفظ تهلک به معنای خود را در معرض هلاک قرار دادن است؛ با این معنا روشن می‌شود امام حسین(ع) حقیقتی را می‌دیده‌اند که در معرض خطر جدی بوده و برای حفظ آن حقیقت ارزش داشت که ایشان جان خود را در این راه تقدیم کند. اگر اسلام در معرض خطر قرار گیرد و نجات آن متوقف بر شهادت امام باشد آیا می‌تواند القای نفس باشد؟ آیا امام باید تقیه می‌کرد؟(سکوت می‌کرد تا گوهر ارزشمند اسلام که پیامبر اسلام(ص) و امامان پیشین که برای روشن شدن آن جانبازی کرده‌اند از بین رود) امام حسین(ع) کاری را باید انجام می‌داد که تا پیش از ایشان رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) در آن شرایط قرار نگرفته بودند؛ مبارزه با اصل قدرت طاغوتی و اقدام برای نجات انسان از سلطه شیطان.

وی افزود: وضعیت به‌گونه‌ای بود که حاکم(یزید) ضد دین بود، عامه مردم غافل از زوایای دین و اسلام پوستین وارونه‌ای بود که همه ظلم‌ها و دست‌اندازی به نفوس انسان‌ها تحت نام آن به پیش می‌رفت. با این شرایط نیز یزید از ایشان بیعت می‌خواست که البته بیعت امری جدی بوده که ایشان یا بیعت می‌کردند و یا کشته می‌شدند. این عوامل زمینه‌های قیام ایشان را بیشتر برای ما روشن می‌کند.

وی با بیان اینکه ایشان در راستای امر به‌معروف و نهی از منکر قیام کردند، عنوان کرد: امروزه ابعاد امر به معروف و نهی از منکر برای ما همچنان نامشخص است. امام حسین(ع) در کلام خود می‌فرمایند «انی ارید ان آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر» امر به معروف و نهی از منکر در محدوده تذکر ساده خلاصه نمی‌شود و امام حسین(ع) برای آنکه امر به معروف و نهی از منکر کند و کاری انجام دهد که در طول تاریخ گم نشود باید قیامی را طراحی می‌کرد که دشمنان نتوانند آن را تحریف کنند؛ تقیه(سکوت) اینجا حرام می‌شود.

تقیه‌ای که اینجا حرام است

مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول گفت: در تاریخ آمده است که امام علی(ع) به میثم تمار گفت حال تو چگونه است وقتی که در حال شکنجه بر دار آویخته باشی؟ میثم در پاسخ گفت آن زمان بر دین شما هستم؟ حضرت علی(ع) پاسخ فرمودند آری و میثم گفت برای من بسیار راضی کننده است. در اینجا امام علی(ع) میثم را به تقیه سفارش نکردند که تو زنده بمان و سکوت کن و به تبلیغ دین بپرداز. در احکام شیعه آمده است اگر حیات و تداوم امر الهی(دین) بستگی به جان‌فشانی خوبان خدا داشته باشد نباید در آن تردیدی کرد. مولانا در دفتر سوم مثنوی داستان حمزه سیدالشهدا را بیان می‌کند که حمزه می‌گوید «شهادت در راه خدا نه خود را در معرض هلاکت قرار دادن بلکه برای هدف بزرگی جانفشانی کردن است».

وی با بیان اینکه نگاه به شهادت به دیدگاه انسان‌ها وابسته است، گفت: در زمان امام حسین(ع) موجودیت اسلام در معرض خطر جدی بود و مردم در غفلتی عمیق فرو رفته بودند و خواص جامعه دفاع از دین را رها کرده بودند و هیچ کس جرأت نمی‌کرد پرچم معرفت دین را بلند کند، در این شرایط امام حسین(ع) کار نشدنی را به انجام رساند و در زبان عمل به مردم گفت وقتی این گونه پیش آمد تکلیف این است. 

شهادت؛ بی هدف در معرض مرگ قرار گرفتن نیست

صافی تصریح کرد: شهادت در اسلام به آن معنا نیست که انسان بی‌هدف خود را در معرض مرگ قرار دهد بلکه در پی هدفی مقدس و ارزشمند که واجب یا راحج(ترجیح بر باقی راهها باشد) است. برخی میان هدف و نتیجه قیام امام حسین(ع) خلط ایجاد کرده‌اند.

وی بیان کرد: امام حسین(ع) برای رسیدن به هدف بزرگ خود حرکتی را طراحی کرد و هدف ایشان واجبی بزرگ بوده است؛ واجبی که در فضای ارزش‌های اسلامی جایگاه مهمی داشت. امام با شهادت خود فضایی را ایجاد کردند که امامان دیگر با بهره‌گیری از این فضا از آن قیام الگویی را برپا کرده تا همه انسان‌ها وظیفه خود را در روزگارشان بدانند.

captcha