
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، سیدمحسن موسویبلده استاد قرآن در رابطه با عصر طلایی قرائت قرآن و درخشش قاریان برجسته مصری گفت: عصر طلایی قرائت قرآن، عصر 10 نفر اولیه است که به قرای عصر طلایی معروف هستند، مانند: محمد رفعت، مصطفی اسماعیل، منشاوی، عبدالباسط و عبدالفتاح شعشاعی؛ این قاریان، برجستگان این عرصه هستند که حقیقتاً از محکمترین و اصیلترین قرائتها برخوردار بودند؛ هر کدام از این قاریان که روی کار میآمدند گمان میکردیم که این قاری در مصر آهنگ را تمام کرد و پس از این فرد کسی نمیتواند آهنگ جدیدی بیاورد، اما آن زمان که مصطفی اسماعیل وارد این عرصه شد حقیقتاً آهنگ را تمام کرد؛ اما باز پس از مصطفی، عبدالباسط با ارائه یک اثر و سبک متفاوت، تحرک و انقلابی را در دنیا به پا کرد.
عامدانه ما را از قرائت قرآن به عربی بر حذر میداشتند
وی بیان کرد: گاهی گمان میکردیم که اوج این قرائتها روزی تمام میشود اما این گونه نشد و پس از مدتها دریافتیم که حضور برجستگان قرآنی در این عرصه به اتمام نرسیده است به گونهای که با حضور شحات بار دیگر یک انقلاب دیگری رخ داد، آن زمان که شحات آمد قرائت مصر را به دو بخش تقسیم کرد و پس از آن دیگر کسی نتوانست جایگزین وی شود، شحات نقطه عطف مصر شد.
این استاد قرآنی در رابطه با مقام برجسته شحات انور در میان قاریان مصری عنوان کرد: تمامی قاریان از هنر قرائت این قاری بزرگ بهرهمند شدند و این شگفتآور است که تا به امروز کسی نتوانسته است جایگزین وی باشد زیرا هر چه که به جلو پیش میروند آینده را محدودتر میکنند، اما در ایران تمامی این تلاوتهای محکم و اصیل مصری وارد ایران شدند و ما در جایگاه افرادی بودیم که یادگیری قرائت مصری را تازه شروع کرده بودیم؛ بنیانگذار این مکتب استاد مروت بودند و اساتید دیگری مثل استاد فاطمی در مشهد و بعدها افرادی همانند فروزانها و محمد غفاریها و سایر قاریان دیگر رشد دهنده قرائت در ایران شدند.
وی افزود: ما غیر از قرائتهای طلایی مصر از روش سنتی کشور خود که حاصل استعداد ذاتی ما ایرانیها است بهره بردیم و زمانی که وارد این عرصه شدیم کارها بهسرعت پیش رفت و توانستیم آن خلأ پیشین را جبران کنیم زیرا ما قرنها از تلاوت صحیح قرآن بنا به دلایل تاریخی دور بودیم و گویا به عمد درصدد بودند که ما قرآن را عربی قرائت نکنیم، یکی از دلایل بروز چنین رخدادی را میتوان مقابله ناخودآگاه تشیع و تسنن نام برد.
مقابله ناخودآگاه تشیع و تسنن، علت رویگردانی از قرائت عربی بود
موسویبلده با بیان اینکه علت این رویکرد توهم پیروی از سنیها با خواندن قرآن به زبان عربی بود، ادامه داد: ما گمان میکردیم که قرائت عربی یعنی قرائت سنیها است و این مسئله موجب خودداری یک شیعه ایرانی از خواندن قرآن به شیوه عربی شد، البته همچنان نیز میگویند که شما مانند سنیها قرآن میخوانید درحالیکه نمیدانند قرائت توسط شیعهها در تاریخ اسلام بنیانگذاری شده است و در اصل شیعیان، هم به قرآن و هم به عترت پرداختهاند، نخستین قاریان جهان اسلام شیعه بودند، معلمین قرآن شیعه بودند و نخستین کتاب قرائت را یک شیعه نوشته است، ما در یک برهه از زمان از قرآن وعترت برخوردار بودیم اما پس از مدتی گویا تقسیم فضا شد.
وی بیان کرد: آن زمان که نهضت جدید را شروع کردیم با سرعت خارقالعادهای به نسبت گذر این قرون پیش رفتیم و استعداد خود را در این حیطه نشان دادیم و به سبکهای مصطفی اسماعیل، منشاوی و عبدالباسط قرائت کردیم، از آن جهت که این قاریان بسیار قوی و اصولی میخواندند طبیعتاً ما نیز که در مقام تقلید آنها بودیم اصولی و قوی قرائت میکردیم.
این استاد قرآنی ضمن اشاره به رشد فنی قاریان ما طی سالهای گذشته عنوان کرد: حال ممکن است برای شما این پرسش مطرح شود که بنابراین ما نیز یک عصر طلایی داشتیم زیرا قاریان ما به سبکهای قاریان برجسته مصری قرائت میکردند، اما ما طبیعتاً نسبت به دوران گذشته خوب میخواندیم لیکن نمیتوانم بپذیرم که قاریان امروز ما نسبت به قاریان دهه 50 و 60 افت کردهاند بلکه از نظر فنی رشد نیز داشتهاند.
هنوز به مصر بازنگشته بودند که قرائت قاریان ما متحول شد
وی ادامه داد: کافی است که ما قرائتهای دهه 60 یعنی زمان فروزانها و حتی استاد مروت (بنیانگذار این مکتب) را بازبینی کنیم، در آنصورت پی خواهیم برد که قرآن بسیار دقیق خوانده شده است و قاریان ما نسبت به آن دوره خوب قرائت میکردند البته نسبت به قرائت امروزی نمیتوانم بگویم ضعیف، اما محدود شده است و مهارت فنی که قاریان امروز دارند قاریان آن زمان نداشتند، در واقع ما از زمانی که نخستین قاری مصری پس از انقلاب به ایران آمد رشد کردیم؛ البته پیش از این نیز قاریانی به ایران میآمدند اما چون حضورشان در ایران رسانهای نشد ورودشان تأثیر گستردهای بر قاریان ما به جای نگذاشت؛ در هر حال آن زمان که طوخی و ابوزید به ایران آمدند و هنوز به مصر بازنگشته بودند قرائت قاریان ما متحول شد؛ زیرا که اثر چهره به چهره بسیار بیشتر از آن زمانی است که بخواهیم نوارهای این قاریان برجسته را بشنویم.
موسویبلده به بیان خاطرهای از تأثیر حضور دو قاری برجسته در میان قاریان ایرانی پرداخت و افزود: به یاد میآورم آن زمان که این قاریان به مصر بازگشتند یکی از دوستان در برابر استاد مروت سبکی را قرائت کرد که از طوخی فرا گرفته بود، استاد مروت بسیار لذت بردند و گفتند که هنر نزد ایرانیان است؛ اگر امروز به تلاوت نوجوانان قرآنی دقت کنیم درمییابیم که بسیار فقیهتر از نوجوانان آن زمان تلاوت میکنند؛ بنده اصلاً به افت فرهنگی اعتقاد ندارم اما همانطور که در مصر نیز شاهد هستیم روح عرفانی تغییر کرده است.
پیاده کردن قرائت قاریان با پیانو، ادعای آنان را باطل کرد
وی تصریح کرد: در مصر اکنون دوره رقابت است پس هرکس بهناچار باید از خود سبکی ارائه دهد زیرا در غیر این صورت ناشناخته میماند، اما فعلاً صاحب سبک شحات است و دیگران مانند طاروطی ادعا میکنند سبکشان متفاوت است و در نهایت سخنانشان، ادعایی بیش نیست و برای اثبات تقلید کافی است آهنگی را که طاروطی میخواند روی پیانو پیاده کنید سپس آهنگ شحات را نیز پیاده کنید آن زمان مشاهده خواهید کرد که هر دو یکی است و تنها جنس صداست که تفاوت دارد؛ اما اگر آهنگ شحات و عبدالباسط را پیاده کنیم درمییابیم که متفاوت است و با مشاهده چنین ترفندی پی خواهیم برد که این سبک، یک سبک نو و جدید است.
این استاد قرآنی با اظهار تأسف از اقتباس سبکهای جدید قاریان مصری از سبک شحات عنوان کرد: قاریان مصری برای اینکه از یک شیوه واحد قرائت برخوردار نباشند زیورهایی از نوع انواع تحریرها به آن افزودند و به تدریج بحث آهنگ محوریت یافت و جایگزین معنامحوری شد؛ با چنین رویکردی روح معنویت قرائت کاهش یافت اما از جهت فن در حال پیشرفت و رشد هستیم.
وی ادامه داد: دوره طلایی همان دوره معنوی خواندن قرآن است، حتی در مسابقات نیز قاریان عرب زبان که به ایران میآمدند به هیچ وجه قابل قیاس با ایرانیان نبودند و قرائت ما بیشتر به قرائت مصریها شبیه بود، رقیب ما در مسابقات از گرجستان و تایلند آمده بودند که بسیار قوی قرائت میکردند، هر چند که از قدرت صوتی خوبی برخوردار هستند و جنس صوتشان نوعاً از ایرانی قویتر است اما از جنبه زیبایی لحنی به پای قاریان ما نمیرسند.
توجه به وقف و ابتدا، نشانه توجه قاری به معناست
موسویبلده افزود: معنا و مفهوم جزء لوازم قرائت است و به ما نشان میدهد که جای وقف و وصل کجاست؛ کسی که به وقف و ابتدا توجه میکند در اصل به معنا توجه دارد؛ مصریها از همان ابتدا که به فراگیری قرآن اهتمام میورزند معنا را نیز فرا میگیرند و خود را اسیر علامتهای اختصاری که در قرآن جهت وقف و ابتدا آمده است نمیکنند؛ متأسفانه این علامتها برای ما در نظر گرفته شده است که به معانی توجه نداریم.
وی با بیان اینکه تقوی لازمه همه چیز است؛ اظهار کرد: باید در گفتوگو، برخورد اجتماعی، ارتباط با خدا، تجارت و کسبوکار تقوی پیشه کرد، ما ضرورت خداترسی را در زندگی خود میدانیم اما متأسفانه آن را رعایت نمیکنیم، مانند رد کردن چراق قرمز؛ از کودکی میآموزیم که هدف قرائت قرآن نباید ریا، پول و کسبوکار باشد زیرا که تلاوت قرآن یعنی در جایگاه خدا، پیامبر(ص) و جبرئیل نشستن و کلام خدا را خواندن؛ بنابراین نباید اشتباه خوانده شود، تقوای قرائت ایجاب میکند که نحوه صحیح خواندن آیات را که همان بحث تجوید است، بیاموزیم.
وی تصریح کرد: ما قرآن را تنها یک کتاب صرف نمیدانیم بلکه معتقدیم این امام صامت در قیامت مجسم میشود و سخنانش را صحیح و با صوت زیبا بیان میکند بنابراین قاری باید توجه کند که همانند امام صامت، تجوید، صوت و لحن زیبایش را به کار ببرد و معانی را فرا گیرد و بتواند به دیگران انتقال دهد که اگر این مسائل گفته شده را انجام ندهد در اصل، تقوای تلاوت را رعایت نکرده است.
این استاد قرآنی گفت: قاری که تجوید و اصول قرائت را میآموزد اما آن را رعایت نمیکند نسبت به تقوای تلاوت بیاعتناست؛ در واقع ما با دو نوع بیتقوایی در تلاوت روبهرو هستیم نخست فردی که قاری نیست اما قرآن قرائت میکند، دیگری قاری که تقوای تلاوت را آموخته است اما آن را رعایت نمیکند و این شخص گناهش سنگینتر میشود، تمامی قاریان مصری همین گونه هستند آن را فراگرفتهاند اما رعایت نمیکنند هر چند که در ترتیلشان به رعایت آن اهتمام دارند.
تقوای تلاوت و تقوای قاریان ما در خطر است
وی در رابطه با کاهش تقوای تلاوت در میان قاریان مصری و ایرانی تصریح کرد: ما دارای مجموعه کامل آموزشی از شحات انور هستیم، بنده مباحث آن را در برنامه سیمای قرآن شبکه دو تدریس میکردم و مثالهای آن از شحات پخش میشد و نشان میدهد که آن را میداند اما رعایت نمیکند، نخستین کسی که بنده تقوای تلاوت آن را شنیدم، عبدالباسط بود.
موسویبلده در ادامه سخنانش افزود: در سالهای اخیر شاهد هستیم که تقوای تلاوت در میان ایرانیان نیز نسبت به دهه 50 الی 60 که از اساتید برجسته و اصیل تقلید میکردند کاهش یافته است و به تدریج میتوان صدای زنگ خطر آن را شنید.
وی در رابطه با انواع تقوی اظهار کرد: تقوی دو نوع است؛ نخست تقوای قرائت و دیگری تقوای قاری، اگر قاری به لوازم تقوای قاری قرآن مانند اخلاق، رفتار، منش و نحوه نشستن در حین قرائت، احکام و آداب مسلمانی متعهد باشد تقوای قاری را رعایت کرده است که هماکنون نیز تقوای قاریان و تقوای تلاوت هر دو در خطر است و ما باید در تلاش باشیم که رعایت نکردن آن را از سوی قاری ضد ارزش معرفی کنیم به نحوی که اگر قاری ناپسند قرائت کند مورد تشویق قرار نگیرد؛ زیرا که رایج میشود، باید به گونهای عمل کنیم که آن شخص خجالتزده شود.
این استاد قرآنی در پایان عنوان کرد: قرائت مصر نیز حد وسط دارد و از قانونمندی بسیاری برخوردار نیست و تنها تفاوتش این است که قرائتهای نادر خود را از تلوزیون پخش نمیکنند اما در ایران قانونمندی خوبی برپا است اما گاهی اوقات بیتوجهی صورت میگیرد به گونهای که قانون برای افراد رعایت نمیشود، ما باید شیوهای را در پیش بگیریم که این نهضت قرائت نوپا آسیب نبیند.