کد خبر: 3444156
تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۵

چرا استکبارستیزی؟/ آمریکاستیزی به معنای نژادپرستی نیست

گروه سیاسی: با پیروزی انقلاب اسلامی تکفر مبارزه با استکبار قوت گرفت اما باید توجه داشت که آمریکاستیزی نه نژادپرستی است و نه وطن‌پرستی صرف، آمریکاستیزی یعنی انتخاب میان یک زندگی تهی از معنا و یک زندگی سعادتمند انسانی.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 و استقرار حکومت جمهوری اسلامی به رهبری پیر جماران و برچیده شدن نظام سلطه و حاکمیت دین و قرآن، براحتی می‌توان دست به قیاس بین دو الگوی حکومت داری زد، آنچه که پیش‌تر اتفاق افتاده و آنچه پس از آن واقعه تاریخی(انقلاب اسلامی).

هر انسان آزاده‌ای در جهان جدید، با پرسش‌ها و آموزه‌های معرفت شناختی تازه‌ای روبروست، امروزه در  این آشوبناکی روزگار معاصر، هر ذهن پویا و ژرف کاوی در هر سرزمین و با هر رنگ و نژاد و آئین و مشربی با این پرسمان و گفتمان جدی و تاریخی روبروست که؛ «من کجای جهان ایستاده‌ام؟»

آمریکا ستیزی یا مبازه با فرهنگ آمریکایی؟

پروفسور روژه گارودی  اندیشمند فرانسوی و مسلمان شده به سال 1982 میلادی، در کتابی با عنوان conflict with U.S.A  why? به تببین مواضع و اندیشه‌های خود و همفکرانش می‌پردازد و معتقد است که؛ « آمریکا ستیزی نه برخوردی متعصبانه با یک ملت مستقل و نه نوعی ملی گرایی افراطی است. آمریکا ستیزی یعنی مقابله با یک فرهنگ خاص، که مراد فرهنگ آمریکایی است.»

بنابراین آمریکایی بودن تنها به کسانی که در مختصات جغرافیایی آمریکا زاده شدند یا به بنیانگذاران آنها تعلق صرف ندارد. تمام افرادی که با این تفکر خاص زیست می‌کنند را شامل می‌شود، از مشخصه‌های این فرهنگ خاص آمریکایی می‌توان به تحمیلی بودن آن اشاره کرد تحمیل تفکری از بدنه‌ای خاص بر کل موجودیت جهان.
گارودی معتقد است اساس آمریکا ستیزی باید  شناخت درست این فرهنگ و سپس مقابله با آن باشد، همچنین مکتب آمریکا ستیزی در برابر یک نظام تحمیلی جهانی و رهبران آن  قرار گرفته و  به همان اندازه که برای نجات مردم محروم جهان از سلطه  آمریکا تلاش می‌کند برای رهایی مردم آمریکا که خود نیز قربانی این نظام شده‌اند در تلاش است.

مکتب «آمریکا ستیزی» و «فرهنگ آمریکایی» امروز بیش و پیش از هر روز دیگری در برابر هم قرار گرفته‌اند، آنچه که امرزه باید مد نظر قرار بگیرد آن است که آمریکا ستیزی باید از یک مبارزه درونی با خود آغاز شود چرا که خطرات بالقوه  آمریکا گرایی برای تمام افراد بشر دلهره‌آور و خطرناک است.

تفاوت آمریکا ستیزی انقلاب اسلامی با دیگر مدعیان

از مطرح‌ترین جریانهای مقابله با آمریکا و به تعبیری آمریکاستیزی می‌توان به انقلابیون در آغاز راه نهضت اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی(ره) اشاره کرد، تفاوت آمریکاستیزی ایرانی و دیگر مدل‌های دیده شده در دنیا در این نکته ظریف است که دیگرانی که با پرچم و داعیه آمریکاستیزی قد علم کردند یا مغلوب این کدخدای پوشالی شدند و یا خود به طریقی آمریکایی شدند.(به قول معروف: از جایی خوردند که خودشان هم نفهمیدند و این بدترین شکست‌هاست) و همچنان در این توهم باقی مانده‌اند که آمریکا ستیزند.

اما آمریکا ستیزی ایرانی را شاید بتوان موفق‌ترین و تنها مدل عصر حاضر عنوان کرد که امری بی‌سابقه در تاریخ جهان است. معمار کبیر انقلاب با ذکاوتی مثال زدنی و کمتر دیده شده در بین رهبران سیاسی جهان  به گونه‌ای چارچوب و مختصات حکومت جمهوری اسلامی را پایه‌ریزی کردند که استقلال به طور اخص و اهم نیز در آن دیده می‌شود. آنجا که جمله تاریخی «نه شرقی، نه غربی جمهوری اسلامی» را عنوان نمودند.

در این جمله باریک بینی و ظرافتی دیده می‌شود که پس از فهم آن می‌توان به چگونگی آینده‌نگری روح خدا در خلال آن پی برد، چرا که آمریکا ستیزی و بیگانه ستیزی دو مفهوم کاملا متباین هستند که اولی مکتبی جهانی و دومی  را می‌توان نوعی احساس توامان با عقل گرایی ملی گرایانه دانست. از دیگر دلایل آمریکا ستیزی آن است که امروزه آمریکا قصد دارد با تکیه بر قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی خویش خود را بر دنیا تحمیل کند، که البته تنها راه آمریکا برای دستیابی به این هدف عوامل داخلی و رهبران خود فروش هر جامعه‌ای است.

با این تفاسیر ما با داشتن رهبری چون آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای است که دلمان قرص می‌شود که چنین چیزی حداقل در این جغرافیا، محلی از  اعراب نخواهد داشت، هنگامی که ولی‌فقیه اشاره به این نکته می‌کنند که: «هر گونه راه نفوذ آمریکا باید بسته شود»، وجود چنین نیروی فکری و اجرایی در هر جغرافیایی آرزور مردم است و ما چه خوش اقبالیم که از این موهبت بهره‌مند هستیم و آن هنگام خوش اقبال‌تر خواهیم بود که گوش به فرامینش دهیم تا گزندی به این نظام و جغرافیایی به نام وطنمان ایران نرسد.

آمریکا و دست غیبی که تمدن به ارمغان می‌آورد

به اعتقاد آمریکا گراها، نظام آمریکا به وسیله یک «دست غیبی» که همانا دست خدا و بازاری است که آدام اسمیت به آن اشاره می‌کند هدایت می‌شود، هدف این نظام سهیم شدن در آفرینش مداوم تاریخ مانند سایر ملل نیست بلکه برعکس می‌خواهد از طریق امتیاز «مشیت الهی» به پایان تاریخ دست بزند. فوکویاما پایان تاریخ را زمانی می‌دانست که «قوانین الهی بازار بدون هیچ مانعی بر کل دنیا حکومت کند.»

البته این طرح الهی مانند پیام‌ها و پیامبران الهی در قالب یک تاریخ مطرح شد ولی نتیجه آن از همان ابتدا مشخص بود، به عبارت دیگر ما با ملتی سر و کار نداریم که به دنبال  تشکیل یک امپراطوری است بلکه آمریکا و سیاست‌ورزان آن می‌خواهند دست به یک عمل فراتاریخی بزنند، آنها معتقدند نباید در پی ایجاد امپراطوری از طریق جنگ و لشکر کشی پی در پی و به چنگ آوردن سرزمین‌های دیگر ملل بود ولی چون خداوند رسالتی را بر دوش آمریکا نهاده این کشور مجبور است در طی دو قرن بر کل دنیا مسلط شده و «تمدن» به زعم خود واقعی و «مدرنیته» را برای دیگر انسان‌ها که می‌خواهند در برابر جهانی شدن از فرهنگ خود دفاع کنند به آرمغان آورند.

قسمت عظیمی از دنیا بویژه اروپا، آمریکایی شده به نحوی که آمریکا ستیزی  به نوعی بحران داخلی هم در سطح ملی و هم در زمینه فردی تبدیل شده است.

راهکار آمریکا ستیزی در نگاه گارودی

آمریکا گرایی بیماری است که امروزه در سراسر دنیا شایع شده است اما ما باید ابتدا در درون خود و سپس در سطح کشورهایمان با آن به مبارزه برخیزیم، گارودی به این نکته اشاره می‌کند که مبارزه با این بیماری به هیچ وجه به معنای تجویز خشونت و جنگ نیست زیرا دامن زدن به خشونت و تشنج قبل از هرچیزی به بقای نظام آمریکا کمک می‌کند، چرا که این نظام هر از چندگاهی برای «پیشرفت اقتصاد» خود احتیاج به شعله‌ور نمودن آتش جنگ دارد.

هدف ما آمریکا ستیزان باید رسیدن به توسعه بشری در مسیر اصلی تاریخ و فرهنگ مشترک باشد، این امر از طریق « جهانی شدن» امپریالیستی  که در خدمت استعمار نو قرار دارد قابل تحقق نیست بلکه با غنی‌تر شدن فرهنگ‌ها با مراوده و تعامل امکان پذیر است. بنابراین وظیفه ماست که با از خودگذشتگی اجازه ندهیم اربابان موقت دنیا در قرن بیست و یکم ما را از طریق آلودگی و خشکاندن طبیعت، با فقیر کردن و نابودی مردان و زنان با استعمار، فساد و نابودی بشریت به نام  نئوداروینیسم و حذف ضعفا به سوی «خودکشی» دنیا سوق دهد.

آمریکا ستیزی نه نژاد پرستی است و نه وطن پرستی صرف بلکه ریشه‌ای کاملا مذهبی دارد. آمریکا ستیزی یعنی انتخاب میان یک زندگی تهی از معنا و یک زندگی سعادتمند انسانی، وقتی صحبت از انسان است وظایف ما بسیار سنگین‌تر است.
Conflict with u.s.a , why
By: prof: roger garaudy
ترجمه: جعفر یاره

خبرنگار: احمد بهرامی

captcha