
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، صفر دومین ماه از ماههای قمری است این ماه بعد از محرم دومین ماه قمری محسوب میشود که در این ماه وقایع ناگواری برای مسلمانان بهوقوع پیوسته و همین باعث شده در نظر برخی از افراد این ماه به ماه نحسی و بدبختی مشهور باشد.
سال قمری آغازش با محرم است که خود ماهی سراسر آکنده از حزن و اندوه است طی ماه محرم واقعه عاشورا و شهادت بهترین انسانهای روی زمین یعنی امام حسین(ع) و یارانش بهوقوع پیوسته و همین باعث شده که این ماه علاوه ب راینکه از ماههای حرام است، ماهی برای حزن و اندوه نیز باشد.
در ماه صفر نیز مصیبتها و وقایع حزنانگیزی ازجمله وفات نبی مکرم اسلام، شهادت امام رضا(ع) و امام حسنمجتبی(ع) را داریم، که این مصیبتها باعث شده مردم خاطره خوشایندی از این ماه نداشته باشند و ان را ماهی نحس بشمارند.
در این ماه سفارش شده است نسبت به دادن صدقه اهتمام بیشتری شود، پیامبر اکرم(ص) در باب صدقه دادن میفرمایند: لبخند تو بر روی برادرت صدقه است، امر به معروف و نهی از منکر کردنت صدقه است، راهنمایی کسیکه راه را گم کرده صدقه است و دور کردن سنگ و خار و استخوان از راه صدقه است.
همچنین، سفارش شده است برای ایمنی از بلاها هر روز 10 مرتبه دعای «یا شَدیدَ الْقُوی وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ» خوانده شود.
از سید بن طاووس نقل شده است: در روز سوم ماه صفر، دو رکعت نماز بخوان که در رکعت اول سوره «حمد» و سوره «انّا فتحنا» (فتح) و در رکعت دوم سوره «حمد» و سوره «توحید» قرائت شود و پس از سلام نماز، صد بار صلوات بفرست و صد بار آل ابىسفیان را لعنت کن و صد مرتبه استغفار نما و آنگاه حاجت خویش را از خداوند بخواه.
در روز اربعین (بیستم ماه صفر) زیارت امام حسین(ع) مستحب است و مورد تأکید قرار گرفته است در روایتى که «شیخ طوسى» از امام حسن عسکرى(ع) نقل کرده، چنین آمده است: «نشانههاى مؤمن پنج چیز است: بهجاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله) و زیارت اربعین(امام حسین(ع)) و انگشتر را بر دست راست نهادن و پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسمالله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن».
نگاهی وقایع ماه صفر
یکم صفر سال 37 ه.ق شروع جنگ صفین، هفتم صفر سال 128 ه.ق سال 128 ولادت حضرت امام موسىکاظم(ع) در أبواء که نام منزلى است ما بین مکه و مدینه است.
همچنین، 20 صفر سال 61 ه.ق مصادف است با روز اربعین حضرت سیدالشهدا(ع) و به قول شیخین روز رجوع حرم امام حسین(ع) است از شام به مدینه و روز ورود جابر بن عبدالله انصاری است به کربلاء به جهت زیارت امام حسین(ع) و 28 صفر سال یازده ه.ق مصادف است با روز وفات حضرت پیامبراکرم(ص) و سالروز شهادت امام حسنمجتبی(ع) است.
همچنین، آخر ماه صفر سال 203 ه.ق نیز مصادف با شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) است.
چرا برخی از مردم ماه صفر را نحس میدانند
چهار ماه از سال قمری، ماه حرام شمرده میشود که عبارتند از رجب، ذیالقعده، ذیالحجه و محرم. عربها در این ماهها جنگ و کشتار نمیکردند و میان آنها آتشبس برقرار بود. ماه رجب که فاصلهای کوتاه بود، هیچ اما این سه ماه دیگر که بهصورت متوالی و پشت سر هم قرار دارند موجب میشد که بسیاری از کینهها، عداوتها و دشمنیهای عرب در دل بماند و یکدیگر را به شروع ماه صفر که ماههای حرام تمام میشد، تهدید میکردند و با شروع این ماه، جنگ و خونریزی و بدبختی شروع میشد و از اینروی عرب، ماه صفر را ماه نحس و بدبختی میدانست.
این در حالی است که ما اصلاً روایتی نداریم که به نحس بودن ماه یا روزی اذعان داشته باشد بلکه بالعکس از نحس شمردن ایام خدا نهی شده است.
در آیات قرآن تنها در 2 مورد اشاره به «نحوست ایام» شده است یکی در آیات 19 و 20 سوره قمر که فرموده است: «إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ﴿۱۹﴾ تَنزِعُ النَّاسَ کَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ؛ ما بر [سر] آنان در روز شومى بهطور مداوم تندبادى توفنده فرستادیم [که] مردم را از جا مىکند گویى تنههاى نخلى بودند که ریشهکن شده بودند».
علامه سید محمدحسین طباطبایی در ذیل آیه 19ـ20 قمر میفرمایند: از نظر عقلی نمیتوان دلیلی اقامه کرد که فلان زمان نحس است و فلان وقت سعد، چون اجزای زمان مثل هم هستند و ما هم که بر علل و اسباب مؤثر در حوادث احاطه علمی نداریم تا بگوییم فلان قطعه از زمان نحس است و قطعه دیگر سعد، امّا از نظر شرعی دو آیه در قرآن داریم که ظاهر این آیات و سیاق آنها بیش از این دلالت ندارد و آن ایام خاص (7 شبانهروز) که عذاب بر قوم ثمود ارسال شد، روزهای نحسی بودهاند، ولی دیگر نمیرساند که حتی همان روزها در هفته بعد و در ماه بعد و ... ایام نحس هستند.
چون اگر تمام آن ایام نحس باشند در تمام سال، لازمهاش این است که تمام زمانها نحس باشند و همچنین ظاهر آیاتی که دلالت بر سعد بودن ایام دارد بهخاطر همراهی آن ایام با امور بزرگ و افاضات الهی و کارهای معنوی است، مثل امضا تقدیر است، نزول ملائکه و روح، انجام عبادات... و اخبار هم نتیجهاش این است که نحس بودن ایام بهخاطر کارهای زشتی است که در آن واقع شده است و سعد بودن ایام بهخاطر کارهای نیک دینی و یا عرفی است، اما اینکه قطعهای از زمان خاصیت تکوینی سعد و نحس داشته باشد، قابل اثبات نیست.
آیتالله ناصر مکارم شیرازی نیز فرموده است: «از نظر عقل محال نیست که اجزا زمان با یکدیگر تفاوت داشته باشند، بعضی دارای ویژگیهای نحوست و بعضی ویژگیهای ضد آن هرچند عقلاً قابل اثبات نیست، ولی از نظر شرعی اگر دلیلی باشد قابل پذیرش است و مانعی برای آن نیست».
بعد ایشان در تفسیر نمونه روایات را مورد بررسی قرار میدهد و بهترین راه جمع را میان اخبار مختلف در این باب این میداند که اگر روزها هم تأثیری داشته باشند به فرمان خدا است، هرگز نباید برای آنها تأثیر مستقلی، قائل شد و از لطف خداوند خود را بینیاز دانست وانگهی نباید حوادثی را که غالباً جنبه کفاره اعمال نادرست انسان دارد به تأثیر ایام ارتباط داد و خود را تبرئه کرد.
همچنین خداوند متعال در آیه 19 سوره فصلت فرموده است: «وَیَوْمَ یُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ یُوزَعُونَ؛ و [یاد کن] روزى را که دشمنان خدا بهسوى آتش گردآورده و بازداشت [و دسته دسته تقسیم] مىشوند».
همچنین در آیه 3 سوره دخان در این رابطه آمده است: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ؛ [که] ما آن را در شبى فرخنده نازل کردیم [زیرا] که ما هشداردهنده بودیم».
به این ترتیب قرآن فقط اشاره سربستهای به این مسئله دارد، پس میتوان گفت تا اینجا اصل سعد و مبارک بودن بعضی ایام و نحس بودن بعضی روزها را بهصورت اجمال پذیرفته است.
اسلام سعد و نحس بعضی ایام بهخاطر وقایعی که در آن اتفاق افتاده، پذیرفته شده است تا به این وسیله مردم به وقایع گذشته توجه کنند و از آن درسها و عبرتها گرفته و برای دفع آن به خدا متوسل شوند، از او مدد جویند و از مجازات و مکافات اعمال خویش غافل نباشد.
هر چند افراط در مسأله سعد و نحس ایام به هیچوجه مورد پذیرش اسلام نیست، اینکه انسان به هر کاری بخواهد دست بزند، مثلاً به سراغ سعد و نحس ایام برود و عملاً از بسیاری فعالیتها باز بماند، نه مورد تأیید عقل است و نه مورد تأیید شرع، درست نیست که انسان بهجای بررسی عوامل شکست و پیروزی خود، گناه همه شکستها را به گردن شومی ایام اندازد، بیتردید چنین کاری جز فرار از حقیقت و تبیین خرافی حوادث زندگی نیست.
اما درباره ماه صفر باید گفت: چون در این ماه رحلت پیامبر اکرم(ص) و چند تن از امامان معصوم(ع) اتفاق افتاده است، در روایات آمده که برای دفع آفات و بلایای این ماه، بسیار صدقه دهند، نه از آن جهت که به آن معنا نحس باشد، بلکه بهخاطر از دست دادن پیامبر(ص) برای مردم روزهای خوبی نیست.
از محتوای خوبتون متشکرم، فقط عنایت فرمایید در انتهای مطالب منابع مورد استفاده را نیز درج کنید.