بسیاری از روایان حدیث، مورخان، مقتلنویسان و حتی فقیهان شیعه از جمله سید بنطاووس در «لهوف»، طبرسی در «احتجاج»، مجلسی در «بحارالأنوار»، شیخ مفید در «ارشاد»، ابن شهرآشوب در «مناقب» و «مقتلالحسین» مقرّم و همچنین، دانشمندان اهل سنت همچون جلالالدین سیوطی در کتاب «خصائص» و دینوری در «الأخبارالطوال» این مطلب را نقل کردهاند.
مثلاً شیخ مفید در جلد دوم «ارشادالقلوب» چنین آورده است که زید بنارقم میگوید: «روز دوم که عبیدالله دستور داد تا سرهای شهدا را در کوفه بگردانند، من سر امام حسین(ع) را دیدم که آیهای از سوره کهف یعنی آیه 9 «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا، مگر پنداشتى اصحاب کهف و رقیم [=خفتگان غار لوحهدار] از آیات ما شگفت بوده است» را تلاوت میکرد.
در «مقتلالحسین» مقرّم آمده که: وقتی رأس مبارک را در جایگاهی که در صیارفه برایش معین کردند، نهادند، چون آنجا در اثر ازدحام جمعیت و عبور و مرور شلوغ بود، سر مبارک برای متوجه ساختن مردم، ابتدا به صدای بلند گلو صاف کرد بهگونهای که همه به تعجب به نظاره سر نشستند و سر مبارک به تلاوت آیات سوره کهف پرداخت و تا آیه 13 « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى، ما خبرشان را بر تو درست حکایت مىکنیم آنان جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم» را تلاوت کرد.
همچنین، در «منتهیالآمال» آمده که: قطب راوندی از منهال بن عمرو روایت کرده است که گفت: به خدا سوگند که در دمشق بودم، سر مبارک امام حسین(ع) را بر سر نیزه کرده بودند و در پیش روی آن جناب، کسی سوره کهف میخواند. چون به این آیه رسید «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا» به قدرت خدا سر مقدس سیدالشهدا(ع) به سخن درآمد و به زبان فصیح گویا گفت امر من از قصه اصحاب کهف عجیبتر است.
به نظر میرسد که جهت تلاوت این آیات توسط سیدالشهدا(ع) شباهتی است که بین ایشان و اصحاب کهف وجود دارد، اصحاب کهف، گروهی خداجو بودند که از کفر و شرک دقیانوسی هجرت کردند و امام حسین(ع) نیز از ظلم و فساد یزید علیه او خروج و هجرت کرد البته این کجا و آن کجا.
سؤالی که گاهی مطرح میشود این است که چگونه سر بریده، تلاوت قرآن میکند
جواب آن است که این امر قطعاً به اراده الهی صورت گرفته و از نوع معجزات و
کرامات است.
در قرآن کریم مواردی از چنین امور خارقالعاده آمده است مثلاً شفای چشم
یعقوب(ع) به وسیله پیراهن یوسف(ع) یا بیدار شدن اصحاب کهف پس از 309 سال که
این موارد و از جمله جریان سخن گفتن امام حسین(ع) قطعاً و کاملاً از امور
غیرعادی بوده و به اراده قطعی خداوند صورت گرفته است.