گروه اجتماعی: امام حسن عسگری(ع) توانست انحرافاتی که توسط کجاندیشان در دین و معارف اسلامی بهوجود آمده بود را معرفی کند و راه را برای ورود مردم و عصر ظهور آماده کند، این امام احیاگر تعلیامات قرآنی بوده و مواضع ایشان مرجع فکری برای شیعیان است.

نامش حسن و القابش زکی، عسگری، خالص، سراج و هادی بوده و به آن حضرت
«ابنالرضا» نیز میگفتهاند کنیه حضرت «ابامحمد» بوده است در سن 25 سالگی
به مقام امامت از جمله اصحاب معروف آن حضرت احمدبن اسحاق قمی است که مسجدی
به دستور آن حضرت و به نام حضرت در قم درست کرد و مرقدش در سر پُل ذهاب
است، اسماعیل بن علی اسحاق نوبختی، عثمان بن سعید که پس از شهادت امام،
نایب خاص امام عصر(ع) شد.
امام حسن عسکری(ع) در دوران امامت خود علاوه بر هدایت مردم، مسئولیت داشت
ضمن حفاظت از جان فرزندش حضرت مهدی(عج)، زمینه ورود مردم به عصر غیبت را
فراهم کند. برنامه و مواضع او بهعنوان مرجع فکرى شیعیان قلمداد گردید و
مصالح عقیدتى و اجتماعى آنان را کاملاً مراعات مىکرد.
مواضع علمى امام عسکرى(ع) در پاسخهاى قاطع و استوار در مورد شبههها و
افکار کفرآمیز و بیان کردن حق، با روش مناظره و گفتوگوهاى موضوعى و
مناقشهها و بحثهاى علمى، روز به روز شخصیت آن حضرت را بارزتر نشان مىداد
و مؤمنین را به شخصیت مکتبى و فکرى خود مجهز مىنمود و از طرفى پایدارى و
ایستادگى آنان را در برابر جریانهاى فکرى خطرناک تضمین مىنمود.
در زمان امام حسنعسکری(ع) برخی کجاندیشان دین و معارف اسلامی را مورد
تهدید قرار داد بودند، این امام بزرگوار در مقابل این افراد قرار گرفت و
راه را برای هدایت مردم هموار کرد.
امام حسن عسکری(ع) توانست انحرافاتی که توسط کجاندیشان در دین و معارف
اسلامی بهوجود آمده بود را معرفی کند و در مقابل اینها بایستد و راه را
برای ورود مردم و عصر ظهور آماده کند که زحمات ایشان باعث شده بود که مردم
ما امروز در دوران غیبت به سر ببرند.
امام حسنعسگری(ع) در سال وفاتش به شیعیان فرمود: تاکنون چون در میان شما
بودیم دستور ما به شما این بود که انگشتری را به دست راست کنید ولی اکنون
با فرا رسیدن دوران غیبت، تا زمانیکه خداوند خود کار ما و شما را ظاهر و
آشکار سازد انگشتری را به دست چپ کنید، که آن از بهترین نشانههای شما بر
ولایت ما اهلبیت(ع) است پس شیعیان در حضور آن حضرت انگشتری از دست راست
بیرون نموده و بهدست چپ خود کردند و حضرت به آنان فرمود: این مطلب را به
شیغیان ما بگویید.
نگاهی به برخی احادیث امام حسنعسگری(ع)
امام حسن عسگری(ع) فرموده است: از جمله گناهان نابخشودنی این است که گفته
شود: ای کاش جز بر این گناه مؤاخذه نشوم، سپس فرمود: شرک در میان مردم از
حرکت مورچه بر روی پارچهای سیاه در شبی تاریک پنهانتر است.
زمانی، جماعتی از شیعیان در امامت آن حضرت اختلاف کردند، نامهای به این
مضمون نگاشت: هیچ یک از پدرانم به مانند من دچار مصیبت شک و تردید این گروه
از شیعیان نشده بودند، پس اگر این امامت که بدان معتقد بوده و دیانت
ورزیدهاید موضوعی موقتی و پایان یافتنی بود، جای شک داشت و اگر تا
زمانیکه امور خداوند جاری است امامت نیز پیوسته و باقی خواهد بود دیگر این
شک چه معنا دارد؟.
آن حضرت همچنین فرموده است: دوستی و محبت نیکان به یکدیگر پاداش و ثواب
آنان است و دوستی اشرار به نیکان، برتری نیکان است و خصومت اشرار به نیکان،
زیب و زیور نیکان است و دشمنی نیکان با اشرار موجب رسوایی اشرار است.
آن حضرت همچنین میفرماید: چه بد است آن بندهای که دورو و دو زبان است
برادرش را در حضور میستاید و در غیاب بدگویی میکند، اگر اعطایی یابد بر
او حسد ورزد و چون گرفتار شود تنهایش گذارد.
شهادت امام حسن عسکرى(ع)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجرى نوشتهاند.
در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبیدالله بن خاقان گویدروزى
براى پدرم (که وزیر معتمد عباسى بود) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنى حضرت
امام حسن عسکرى - رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به
خلیفه داد.
خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود با او را همراه کرد. یکى از ایشان
نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد ایشان را که پیوسته
ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند و طبیبى را مقرر
کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود و از احوال او آگاه شود.
بعد از دو روز براى پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر
او مستولى گردیده پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که
عموما اطباى مسیحى و یهودى در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت
دور نشوند و قاضى الفضات (داور داوران) را طلبید و گفت ده نفر ازعلماى
مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند. و این کارها را براى آن
میکردند که آن زهرى که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد
مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته، پیوسته ایشان ملازم
خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیعالاول سال
260ه .ق آن امام مظلوم در سن 29 سالگى از دار فانى به سراى باقى رحلت کرد.
بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکرى(ع)
شهر سامره را غبار غم گرفت و از سوى صداى ناله و گریه برخاست و مردم آماده
سوگوارى و تشییع جنازه آن حضرت شدند.