وی ادامه داد: بر این اساس اخلاق به امور باطنی و نفسانی انسان نیز ارتباط مستقیمی دارد و اگر در نظر داشته باشیم که نفس را پرورش دهیم فقط نمیتوان به فضائل اخلاقی بسنده کرد. همچنین نمیتوان به عادت دادن صرف افراد در بحث آموزش نیز توجه کرد زیرا پرورش سودمند نتیجهبخش از منظر آیات قرآن کریم نیازمند تربیت طولانی و مراقبت مستمر است.
این مدرس حوزه علمیه و دانشگاه ادامه داد: اگر مدنظرمان این باشد که تربیت و پرورش از نظر اخلاقی سازنده باشد باید از پشتوانه مناسبی برخوردار باشد که این پشتوانه نیز با محوریت الگوگیری شخصیتی در اولویت خواهد بود که در مرتبه عالی این پشتوانه میتوان به انبیاء و پیامبر گرامی اسلام(ص) اشاره کنیم که این افراد پرورش یافته و مربیان خوبی هستند. بر همین اساس خداوند سبحان رسولان خود را به این منظور معرفی کرده است.
وی با اشاره به آیه 4 سوره قلم «اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ. و تو (ای پیامبر) برقله اخلاق و کرامت قرار داری» اظهار کرد: منظور از این آیه این بوده که توجه به الگوی رفتاری و کرداری میتواند مهمترین بحث تربیت و آموزش و الگوگیری در بحث اخلاقی باشد.
آغاجری ادامه داد: در اینکه آیا صرف اینکه الگویی که ما برای تحقق این هدف انتخاب کردهایم میتواند باعث ایجاد تغییراتی شود و اینکه به عنوان یک نیاز تأمین شود؟ باید اظهار کرد که اخلاق بد با دیدن این الگوها تغییرپذیر خواهد بود. همچنین باید گفت که بله این امر محقق میشود و این همان چیزی است که مدنظر بوده است. زیرا پیامبر(ص) از اخلاق حسنهای برخوردار بودند که قادر به ایجاد تغییر در انسانهای خشن نیز بوده است. همچنین باید این نکته را در نظر گرفت که در جامعه کنونی خلق حسنه رسول گرامی اسلام(ص) را همه واقف هستند و میتوان پذیرفت که با الگوپذیری صحیح بسیاری از ساختارها و الگوهای بد را تغییر و اصلاح کرد.
وی ادامه داد: هدف خداوند از اینکه پیامبر(ص) را الگویی برای انسانها انتخاب کرده بود این است که تربیت اخلاقی و تغییر در جامعه محقق شود. زیرا جامعه نیازمند تغییر و تحول بوده و تغییر و تحول نیز نیازمند استمرار بوده ، پس باید روش اصولی در این زمینه مدنظر قرار گیرد.
آغاجری در ادامه و در بخش دیگری از سخنان خود دو محوریت و رکن مهم در قرآن را اشاره کرد و گفت: این دو، حقیقت جامع و اصل بنیادین درون هر جامعه بشری است. در سوره لقمان نیز شاهد هستیم که به این دو اصل اشارات صریحی شده است. به گفته وی برای تغییر شخصیت انسان باید دو بحث تقوا و فجور مدنظر باشد. اگر انسان قادر به تحقق تربیت باشد در ادامه شاهد تغییرات و رشد و نمو جامعه میشود که همان بحث تقوا یعنی معرفی نیکیها و تربیت در راستای تقوا بوده است که در آیات 7 و 8 سوره شمس در این دو زمینه متمرکز شده است. بحث دیگر نیز معرفی زشتیها و پرهیز از آن بوده که در مقوله فجور معنا میگیرد.
وی ادامه داد: حال این بحث مطرح میشود که اخلاقی که بر دو پایه قوی یاد شده استوار شده است به چه صورت خواهد بود که میتوان گفت قرآن اخلاق را ثمره عبادات «روزه، نماز، حج و زکات» میداند که اگر این چهار رکن عبادات در جامعه اسلامی شکل گیرد منجر به اخلاق میشود. فلسفه عبادت نیز همان تربیت انسان است. دین نیز نسبت به عبادات ارتباط مستقیمی دارد. جوهره اجتماعی پیامبران نیز همانا بنانهادن کاخ اخلاق به تبع بحث عبادت است.
مدرس حوزه علمیه و دانشگاه قم با تاکید براینکه سوره لقمان دو محور اخلاقی خانواده و اجتماع را مدنظر قرار داده و در آیات این سوره آمده است که تا اخلاق فردی شکل نگیرد، اخلاق خانواده و اجتماع نیز شکل نمیگیرد، گفت: اخلاق و ارتباط گفتاری با مردم در آیات 18 و 19 سوره لقمان، اخلاق و ارتباط رفتاری با مردم در سوره لقمان نیز اشاره شده است. در این آیات آمده که باید آهسته سخن گفت، در رفتار با مردم با بیاعتنایی رفتار نکنیم و چندین مورد اخلاقی دیگر که در این سوره اخلاقی مدنظر قرار گرفته است. پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز بهعنوان الگویی حسنه در این آیات معرفی شده است. ایشان با آرامش صحبت میکردند، با آرامش با مردم رفتار میکردند و ... .همچنین، در این آیات آمده که در ارتباطات رفتاری، افراد مغرور نباشند. در راه رفتن خود اعتدال را مدنظر قرار دهند. همچنین، آمده که گام برداشتن افراد بهگونهای باشد که «صدای کفش دیگران را آزار ندهد یا اینکه هنگام گام برداشتن خاکی از کفش افراد بلند نشود».
وی ادامه داد: در سوره لقمان دو تابلوی ممنوعه در مورد تربیت اخلاقی به افراد ارائه شده است؛ اول اینکه فخر ممنوع است. دوم اینکه پرخاشگر نباشیم و با صدای بلند صحبت نکنیم. آیات 17 و 18 سوره لقمان در مورد فخر اشاره صریحی داشته است. بحث پرخاشگری در امر تربیت نیز در آیه 19 سوره لقمان مورد توجه قرار گرفته است؛ باید به این نکته توجه کرد که پدر و مادر بهترین الگو در این ارتباط هستند که کودکان میتوانند از آنها الگوبرداری کنند.
آغاجری در پایان در مورد اینکه مراقبت مستمر در اصل تربیت چگونه محقق میشود، اظهار کرد: در مسائل اخلاقی و تربیتی باید افرادی که به عنوان الگو انتخاب میشوند از پشتوانه مناسبی برخوردار باشند. نه تنها به شخصیت ظاهری و یا اینکه محدوده زمانی بحث تربیتی محدود شود. در الگوپذیری افراد باید تمام جهات رعایت شود. اعتدال نیز در امر تربیت مدنظر قرار گیرد تا استمرار در این مهم محقق شود.