به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از آذربایجان شرقی، مرحوم محمد غفراننیا، استاد بیآلایش و متواضع قرآن بود که وقتی پای صحبت هر دوست و شاگرد و آشنایش مینشینی، شنیدن صفات حسنه و نیکوی استاد و عادات دلنشین او برای نوازش نونهالان قرآنی، جای خالی حضورش را برایت فراختر و تحمل دوریاش را سختتر میکند.
علاقه شاگردان خردسال و نوجوان استاد به ایشان، همانند ارادتی است که به پدران خود دارند و شاید حرفشنویشان از استاد خیلی بیشتر از پدر باشد؛ چراکه استاد در راهی قدم گذاشته بود که راه خدا و قرآن بود و هر عملی از او سرمیزد، نشانی از آیات قرآن درآن دیده میشد.
بیشتر از آنکه هدفتان حفظ یا قرائت باشد، عامل به قرآن باشید
پدر یکی از شاگردان نونهال مرحوم غفراننیا درخصوص سلوک رفتاری استاد، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا میگوید: دخترم 9 ساله هست و از یک سال پیش شروع به حفظ قرآن کریم زیر نظر مرحوم غفراننیا کرده است؛ امروز افسوس میخورم کاش سعادت این را داشتیم از سالهای پیش با استاد آشنا میشدیم، چراکه علاوه بر اینکه دخترم شاگرد مرحوم غفراننیا بود، خودم نیز سعی میکردم در جلسات استاد شرکت کنم و از بیانات و گفته هایشان استفاده کنم.
وی ادامه میدهد: میتوانم بگویم در عمر 41 سالهای که داشتم 40 سال یک طرف و این یک سالی که با استاد آشنا شده بودم یک طرف. اصلیترین هدف و خواسته مرحوم اعتلای قرآن بود و همیشه به شاگردانش میگفت: «بیشتر از آنکه هدفتان حفظ یا قرائت باشد عامل به قرآن باشید».
زهرا جعفری 8 ساله، حافظ کل قرآن، فاطمه علیزاده حافظ 17 جزء قرآن، علیرضا صفری 11 ساله حافظ کل قرآن، سینا کاظمی 11 ساله حافظ 17 جز قرآن، مبین شاهنازیان 12 ساله حافظ کل قرآن، محمد محمودی 14 ساله حافظ کل قرآن، محمدجواد بهی 17 ساله حافظ کل قرآن و جمع زیادی از شاگردان استاد بودند که هریک علاقه و محبت خود را بهنوعی به استاد فقیدشان ابراز میکردند.
اما تمامی شاگردان مرحوم غفراننیا به این نکته اتفاق نظر داشتند که استاد هیچ علاقه ای به شهرت و کسب نام نداشت و تلاش میکرد تا به هر نحوی که شده کودکان را به آموزش قرآن و تربیت قرآنی تشویق کرده و در این راه از هیچ کاری فروگذار نبود.
حاج آقا قول داده بود ختم را در مشهدالرضا انجام بدهم اما الان...
یکی از شاگردان خردسال مرحوم با زبانی شیرین و کودکانه میگوید: حاج آقا بسیار خوشاخلاق، خوشرفتار و مهربان ولی خیلی جدی بودند، هیچ وقت از اینکه اشتباه بخوانیم ناراحت نمیشدند و همیشه خنده بر لب داشتند. بسیار متواضع بودند و برای تشویق، ختم دوره حفظ قرآن همه شاگردان را در مشهد یا سوریه و یا کربلا انجام میدادند.
یکی دیگر از شاگردان خردسال استاد با بیتابی میگوید: فقط سه جلسه مانده بود تا حافظ کل قرآن شوم و همیشه این شوق و ذوقم را با استاد تقسیم میکردم و حاج آقا قول داده بود ختم را در مشهدالرضا انجام بدهم اما الان... (چشمهایش با اشک پر میشود).
استاد مهمانیت مبارک!
یکی از شاگردانش نیز در این لحظه اضافه میکند: استاد هفته پیش مراسمی برای امام حسین(ع) برگزار کرده بودند که یادم هست، آن روز گفتند: «کاش روزی شود من هم مهمان امام حسین شوم»، امروز از صمیم قلبم میگویم استاد مهمانیت مبارک...
دیگر شاگرد خردسال مرحوم غفراننیا که حافظ کل قرآن بود، با صدایی مملو از غم و اندوه دوری از استاد، ادامه میدهد: وقتی کار حفظ قرآنم داشت تمام میشد، دوست داشتم این کار در حرم امام حسین(ع) انجام دهم و این را به مادرم گفتم ولی خجالت کشیدم به استاد بگویم که چنین آرزویی دارم؛ چند حزب مانده به اتمام حفظ قرآن، استاد بامن تماس گرفته و گفتند: آمادهای برای سفر کربلا؟ میخواهم ختم حفظ قرآن را آنجا انجام بدهی و من هم با شور و شوق با پدر و مادرم راهی کربلا شدم و در حرم امام حسین حافظ کل قرآن شدم.
چشم شما بیبلا، جای شما کربلا!
شاگردانش افزودند: استاد همیشه علاوه بر نکات قرآنی،
نکات بهداشتی و تغذیه را نیز به ما یاد میداد و هرگاه در جوابشان چشم میگفتیم، میگفت:
«چشم شما بیبلا، جای شما کربلا!»؛ استاد همیشه به ما میگفت: «هدف من از اینکه شما
را حافظ قرآن تربیت میکنم این نیست که سر قبرم قرآن بخوانید، بلکه از الان میخواهم
توشه آخرتم را تا وقتی که زندهام به نزد خدای تعالی بفرستم». (که البته باید یادآور شد همین شاگردان در روز خاکسپاری، بر سر مزار استاد، سوره یاسین را قرائت کردند).
بنا به گفتههای دیگر حاضران به خصوص خانمی که استاد غفراننیا برایش جهیزیه تهیه کرده بود، مرحوم ید طولایی نیز در امور خیریه و کمک به نیازمندان داشت و همیشه به احوال آشنایان و شرایط زندگی شاگردانش رسیدگی میکرد.
شاگردان استاد با خلوص نیت و بدون ریا راهش را ادامه دهند
همچنین جواد دلشاد از شاگردان قدیمی مرحوم غفراننیاست که در گفتوگو با ایکنا اظهار میکند: من از 12 سالگی شاگرد ایشان بودم و طی این سالها میتوان گفت کسانی که در زمینه قرآنی در استان فعالیت داشتهاند مدیون زحمات مرحوم غفراننیا بوده و هستند. استاد همیشه دوست داشت از نونهال تا جوان به قرآن جذب شوند و هیچ وقت چشمداشت مالی نداشت و بدون ریا و با خلوص نیت به کار خود میپرداخت و همیشه در خدمت شاگردانش بود.
وی با حسرتی که در اعماق چشمانش موج میزند، ادامه میدهد: جای خالی حاج آقا بسیار احساس خواهد شد. استاد کسی بود که کارهای خود را به تعویق میانداخت تا به کار شاگردانش برسد. باید تمام شاگردان استاد غفراننیا خصوصیتهای اخلاقی ایشان را پیشه راه خود قرار داده و با خلوص نیت و بدون ریا راهش را ادامه دهند.
امید داریم وحید غفراننیا جای خالی پدر را پر کند
در پایان گزارش به سراغ برادر حاج محمد غفراننیا رفتم که به حسن اخلاق و منش استاد تأکید کرده و میگوید: برادرم عمرش را وقف قرآن و اهل بیت کرده بود و برای رسیدن به اهداف قرآنیاش شب و روز نداشت؛ از نظر اخلاق و نمود آیات قرآن در رفتارش بسیار متعالی بود، به حالش غبطه میخورم، چراکه تمام امورات زندگی و خانواده را وقف تربیت نونهالان در راه تربیت قرآنی کرده بود. امید داریم فرزندش وحید غفراننیا جای خالی پدر را پر کند.
گزارش از کتایون حمیدی