کد خبر: 3469199
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۳:۳۹
یادداشتی از علیرضا فتحی‌پور؛

شاخص‌های انتخاب صحیح از دیدگاه قرآن

کانون‌ خبرنگاران نباء: یک کارشناس علوم قرآن با اشاره به برخی از شاخص‌های صحیح انتخاب مدیر و مسئول از دیدگاه قرآن کریم گفت: هنگامی که این کلید واژه‌ها را در کنار هم قرار دهیم، در می‌یابیم شاخص‌هایی مانند قدرت، علم، داشتن پایگاه ‌اجتماعی، ‌امانتداری و توانمندی؛ ویژگی‌های شخصی است که خداوند برای مدیریت بخش یا تمام جامعه به آن اشاره می‌کند.

به گزارش کانون خبرنگاران نباء وابسته به خبرگزاری ایکنا، یادداشتی به مناسبت نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبریاز علیرضا فتحی‌پور کارشناس علوم قرآن در ذیل می‌آید.
در مجامع دینی اسلامی از دیرباز تا کنون سخن از این بود که بالاخره در جهان جبر یا اختیار حاکم است. هر طیف و گروهی با استناد به آیات قرآن سعی دارند انسان را مختار یا مجبور معرفی کنند. اگر چه هنوز این مناقشه باقی است اما در این میان نکته‌ قابل تامل این است که آیا فقط این مناقشات در خصوص انسان مفرد صدق می‌کند یا اینکه جوامع انسانی را نیز شامل می‌شود؟
برخلاف تصور برخی افراد که آموزه‌ها و سبک زندگی در قرآن را تنها آموزه‌های فردی می‌دانند، مشاهده می‌کنیم که آموزه‌های اجتماعی در قرآن کریم به گونه‌ای آمده که به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم مفاهیمی را در خصوص چگونگی تعاملات انسانی در جوامع بیان‌می‌کند. این دستورات فرازمان و فرامکانی است، به این معنی که مربوط به یک دوره زمانی و جغرافیایی خاص نیست.
به عنوان مثال یکی از مشهورترین آیاتی که در این خصوص آمده، آیه شریفه « ... إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ... میباشد که در آن خداوند می‌فرماید احوال هیچ قومى را تغيير نمى‏دهد تا زمانیکه آنان خود بخواهند حال خود را تغيير دهند (سوره مبارکه رعد، آیه 11)» براساس این آیه، سرنوشت هر قوم به دست خود آنهاست و مفهومی را برای ما آشکار می‌کند مبنی بر اینکه اختیار فقط مخصوص انسان نیست بلکه اختیار یک فرآیند جمعی و اجتماعی نیز می‌باشد. ما بخشی از این فرآیند را در انتخاب‌های یک جامعه، تعریف می‌کنیم. هر جامعه‌ای می‌تواند تصمیم بگیرد چه کارهایی را انجام دهد یا ندهد و حساسیت‌ها نسبت به فرآیندهای جامعه نشانه‌هایی از همین اختیار است که خداوند متعال برای یک جامعه تعریف کرده و حتی سرنوشت یک قوم و جامعه را به آن گره می‌زند.
بخشی از اختیار در جامعه مربوط به این است که چه کسانی باید بر جامعه حاکم باشند و سرپرستی جامعه یا مسئولیت و مدیریت بخشی از جامعه را به عهده بگیرند.
در آیات قرآن به مناسبت‌های مختلف برخی از این شاخص‌ها بیان شده است. به عنوان مثال در بخشی از داستان حضرت یوسف(ع) که منجر به اثبات بیگناهی و رهایی ایشان از زندان می‌شود، پادشاه به یوسف می‌گوید: تو در نزد من اعتبار و جایگاه داری و همچنین ترا امین می‌دانیم. از کلید واژه‌های «مکین» و «امین» در می‌یابیم، از نگاه پادشاه مصر جایگاه و پایگاه داشتن به همراه امانتداری کفایت سپردن امور کشور را می‌کند. در حالیکه در بیان حضرت یوسف(ع) ویژگیهای دیگری ذکر شده و آن شاخص‌ها هم در سِمَت مشخصِ خزانه‌داری بیان می‌گردد. حضرت یوسف از پادشاه می‌‌خواهد که او را در بخش‌های خزانه‌داری و به تعبیری مدیریت اقتصادی و مالی کشور قرار دهد و بعد هم این ویژگی‌ها را برای خود ذکر می‌کند که «انی حفیظً علیمً» یعنی من حافظم و محافظت می‌کنم از آنچه که در دست من است. و از طرفی با توجه به کلید واژه «علیم» به این نتیجه می‌رسیم که ایشان برای این کار دانش را شرط اصلی بیان می‌کنند.
اکثر انسانهای خوب قصد حفاظت و نیت خیر برای مدیریت بخشی از جامعه را دارند، اما ممکن است فاقد دانش لازم برای مدیریت باشند. پیام قرآن از زبان حضرت یوسف(ع) چنین است: من حافظ و نیز دانا هستم. این ویژگی‌ها را حضرت یوسف(ع) برای کسی که می‌خواهد منصبی را در جامعه بر عهده بگیرد، اضافه می‌کند. بنابراین فردی که می‌خواهد مسئولیتی را بپذیرد متناسب با آن جایگاه باید دانش آن را نیز دارا باشد. در ضمن اینکه باید محافظ و صاحب مکنت هم باشد. مبنی براینکه باید اختیارات داشته باشد و همینطور امانتدار باشد.
در داستان دیگری از سوره مبارکه قصص که مربوط به زندگی حضرت موسی(ع) می‌باشد، هنگامی که ایشان نزد حضرت شعیب می‌رود، یکی از دختران شعیب نبی به پدر خود می‌گوید، این فرد را به خدمت بگیر و او را شخصی صاحب قدرت و امانتدار معرفی می‌کند. در این آیه کلید واژه «قوی» حکایت از قدرت جسمانی و توانایی انجام کار دارد. از این آیه برمی‌آید که تنها دانش و علم کفایت نمی‌کند، بلکه توانایی پیاده‌سازی آن در جامعه نیز جزو ویژگیهای انتخاب افراد، است.
در سوره بقره نیز ما همین تعابیر را در خصوص طالوت داریم؛ خداوند در داستان معرفی طالوت می‌‌فرماید: «و زاده بسطه فی العلم و الجسم...؛ یعنی ما هم در علم و هم در قدرت جسمی به او برتری داده بودیم.»
هنگامی که این کلید واژه‌ها را در کنار هم قرار دهیم، در می‌یابیم شاخص‌هایی مانند قدرت، علم، داشتن پایگاه ‌اجتماعی، ‌امانتداری و توانمندی؛ ویژگی‌های شخصی است که خداوند برای مدیریت بخش یا تمام جامعه به آن اشاره می‌کند و این موارد را می‌توانیم به عنوان شاخصه‌هایی که از دل قرآن برآمده، برای هر انتخابی که می‌خواهیم در جامعه داشته باشیم در نظر بگیریم.
افراد چه از لحاظ قانونگذاری و چه اجرایی، و .... وقتی که انتخاب می‌شوند باید پایگاه‌های اجتماعی مناسب داشته، امانتدار بوده و از دانش کافی برخوردار باشند و از علم‌شان در جهت مراقبت و محافظت منابع جامعه استفاده کنند و از ارزش‌هایی که در جامعه مورد وثوق و وثاق همه است پاسداری نموده و نیز توانایی اجرا داشته باشند. به این معنا که اگر حرف و وعده‌ای را می‌دهند بتوانند این حرف را مدیریت کرده و در جامعه پیاده نمایند. همچنین از نظر جسمی هم توانایی این کار را داشته یعنی از قوه عقلی و جسمانی سالمی برخوردار باشند.
در پایان بدانیم که زیبنده است بر اساس شاخصه‌های قرآنی سرنوشت خود را به دست کسانی بسپاریم که بیشترین تطبیق را با این ویژگیها داشته باشند.
captcha