به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین، محمدتقی گلدوزها، از دوستان و شاگردان مرحوم یزدانپناه، در نشست هماندیشی «روند اثرگذاری استادان قرآنی، از دیروز تا امروز» که با محوریت بررسی زندگی و شخصیت استاد فقید قرآن مرحوم رضا یزدانپناه برگزار شد، اظهار کرد: مرحوم یزدانپناه مصداق بارز حدیث شریف «طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَه» بود.
وی، این مرد قرآنی را یک دریادل راستین دانست و عنوان کرد: این مرد بزرگ برای خیلی از فعالان فرهنگی و قرآنی استان، حکم یک پدر و استاد بزرگ را دارد.
گلدوزها بیان کرد: آشنایی بنده با مرحوم یزدانپناه به سال 1346 برمی گردد، زمانی که 16 ساله بودم و در یکی از جلسات ایشان شرکت کردم. در آن جلسه آیاتی از قرآن کریم را خواندم که مورد تشویق فراوان استاد قرار گرفتم.
وی اظهار کرد: در آن ایام پدر بنده، نسبت به رفت و آمد من خیلی سختگیری می کرد و بیم آن را داشت که در این جلسات مذهبی که مخفیانه برگزار می شد و رژیم ستم شاهی هم جلوگیری می کرد، اتفاقی برای من بیفتد و گرفتار شوم. اما مرحوم یزدان پناه شخصاً بارها با پدرم صحبت می کرد و ایشان را راضی می کرد.
گلدوزها با بیان برنامههای مرحوم یزدانپناه برای نوجوانان، تصریح کرد: ایشان نوجوانانی را که جذب می کرد، به راحتی از دست نمیداد و ساعتها برای آنها و خانواده هایشان وقت می گذاشت. به خانوادهها با هر فرهنگ و دیدگاهی که داشتند، مراجعه می کرد و آنها را متقاعد میکرد، این مسیری که در آن قرار گرفتیم و راهی که میرویم، تلاش می کنیم که زمینه ظهور حضرت حجت(عج) را فراهم آوریم.
وی ادامه داد: مرحوم یزدانپناه طی برنامه ریزی که برای نوجوانان داشت، آنها را عادت داده بود که به صورت هفتگی کارها و اعمالشان را یادداشت کنند، اما اعمالی را که ناشی از اشتباه و خطا بود، نمی گفت خطا و گناه را بنویسید، بلکه می گفت اگر فلان خطا را انجام دادید، ده تا صلوات بفرستید یا اگر گناهی مرتکب شدید، دو رکعت نماز بخوانید.
گلدوزها افزود: تا امروز هر خطایی از من سر زده، همان دستورالعمل مرحوم یزدانپناه را انجام دادهام و استغفار کردم و در بسیاری از روایات هم آمده، حتی ندامت و پشیمانی قلبی، انسان را از گناه و خطا بری می کند.
وی عنوان کرد: مرحوم یزدانپناه بسیار عاطفی بود و این ویژگی را در مدیریتش به کار میبرد. یکی از شاگردان آن مرحوم تعریف می کرد زمانی که دانشآموز بود، از لحاظ درسی ضعیف بود و بیشتر معلم ها به این خاطر تنبیه می کردند اما مرحوم یزدان پناه دلسوزی می کرد و شخصیت دانش آموز نوجوان را حفظ می کرد و با روی خوش می گفت، می دانم زحمت می کشی اما مقدار بیشتری تلاش کن.
این فعال فرهنگی با بیان اینکه اگر امروز مرحوم یزدان پناه بود و این هجمه مشکلات فرهنگی و بی حیایی که در جامعه وجود دارد را می دید قطعاً دق می کرد و از دنیا میرفت، ادامه داد: روزی در اوایل دهه هفتاد مرحوم یزدان پناه را دیدم که سراسیمه در حالی که اشک از چشمانش قطع نمی شد به سمت من آمد، من ترسیدم، گفتم حاج آقا چه اتفاقی افتاده، آن مرحوم گفت امروز صبح جلوی دبیرستان توحید دختر خانمی را دیدم که موهایش بیرون بود، به کی باید بگوییم، چه کار باید بکنیم و مثل ابر بهار گریه می کرد.
گلدوزها در پایان خاطرنشان کرد: امروز باید دوستداران آن مرحوم راه ایشان را ادامه دهند و با جذب نوجوانان و جوانان در این جلسات و هیئات، برای آنها وقت بگذارند و کار کنند.