حجتالاسلام والمسلمین مجتبی بیرانوند، امامجمعه اشترینان در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، گفت: شاید در میان پدیدههای اجتماعی ـ سیاسی انقلاب پیچیدهترین پدیدهای باشد که توجه بسیاری از عالمان این رشته را به خود جلب کرده است.
وی ادامه داد: انقلاب همانند کلاف درهم تنیدهای است که پیدا کردن سرنخ آن بهمنظور درک ماهیت آن نیازمند تأملات نظری در کلیت آن پدیده است، این همان وظیفهای است که تئوریهای مربوط به انقلاب عهدهدار آن هستند.
بیرانوند عنوان کرد: اینکه انقلابها چگونه شکل میگیرند و اساساً از چه عواملی برمیخیزند و در نهایت چه پیامدهایی دارند مهمترین پرسشهایی است که در اینباره مطرح است.
امامجمعه اشترینان با اشاره به اینکه وجود دو بُعد عوامل و عناصر درمورد انقلاب از هم قابل تفکیک است، اظهار کرد: با نگاهی دقیق به انقلابهای معاصر مانند انقلاب فرانسه در سال 1789، انقلاب روسیه در سال 1917، انقلابهای چین در سالهای 1911 و 1949، انقلاب کوبا در سال 1959 و انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 میلادی یا 1357 شمسی، میتوان گفت که یک انقلاب کامل دستکم دارای چهار عامل و سه عنصر است.
وی با اشاره به اینکه نارضایتی عمیق از وضع موجود یکی از عوامل ایجاد انقلاب است، عنوان کرد: نارضایتی عمیق اولین عنصر مهم در وقوع هر انقلاب و از دیگر سو زمینه ظهور و گسترش سایر عوامل و شرایط وقوع آن است، این نکته را نیز باید در نظر داشت که به هرگونه نارضایتی، نارضایتی انقلابی گفته نمیشود.
بیرانوند تصریح کرد: نارضایتی انقلابی گونهای از نارضایتی است که اولاً در میان گروه قابل توجهی از نخبگان سیاسی، فکری و تودههای مردمی ظهور کند و یک یا چند جنبه مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در برگیرد و ثانیاً به حد ناامیدی از بهبود اوضاع رسیده باشد.ظهور این نارضایتی باعث تغییر در کُنش و رفتار افراد میگردد.
وی با اشاره به اینکه ظهور و گسترش ایدئولوژیهای جدید جایگزین از دیگر عوامل انقلاب است، بیان کرد: همچنان که برینتونی گفته است؛ هیچ انقلابی بدون گسترش اندیشه و ایدئولوژی جدید شکل نمیگیرد، ایدئولوژی الگوهای عقاید و اظهارات نمادینی است که جهان را تعریف، تفسیر و ارزیابی میکند، هدف آن شکل دادن، بسیج، هدایت، سازماندهی و توجیه شکلهای خاص، راهکارها و نحوه اعتراض به دیگران تلقی میشود.
بیرانوند ادامه داد: ایدئولوژی هر انقلابی در چگونگی پیروزی انقلاب، نوع حکومت جایگزین و حتی مراحل و تحولات پس از پیروزی نقشی مؤثر دارد، برای مثال انقلابهایی که در آن یک ایدئولوژی واحد و سازگار با ویژگیهای فرهنگی آن جامعه گسترش یابد زودتر فراگیر میشود و از اینرو بسیج قویتری از تودهها را در بر دارد و از سویی دیگر این انقلابها سریعتر از دیگر انقلابها به پیروزی میرسند و پس از پیروزی نیز بیثباتیهای کمتری خواهند داشت.
امامجمعه اشترینان عنوان کرد: انقلاب اسلامی ایران نمونه بارز این انقلابهاست که علیرغم روبهرو بودن با رژیمی مقتدر و مورد حمایت غرب توانست در مدتی حدود 13 ماه، از 19 دیماه 1356 تا 22 بهمن 1357، به پیروزی دست یابد.
وی با اشاره به اینکه گسترش روحیه انقلابی از دیگر عوامل انقلاب است، ادامه داد: روحیه انقلابی پدیدهای روانشناختی و مرحلهای بالاتر از نارضایتی از وضع موجود است و منظور از آن بهوجود آمدن اراده و حس پرخاشگری علیه نظم سیاسی حاکم است.
بیرانوند تصریح کرد: با چنین روحیه و ارادهای است که فرد اعتماد به نفس پیدا میکند و در مقابل راهحلهای اصلاحگرایانه و نیز سیاستهای سرکوبگرانه حکومت ایستادگی میکند، از اینرو تا هنگامیکه این روحیه انقلابی روی نداده هرچند شرایط دیگر محقق باشد انقلابی بهوقوع نمیپیوندد.
امامجمعه اشترینان افزود: در زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران محمدرضا شاه برای کوتاه آمدن انقلابیون به اقدامات متعدد اصلاحگرایانه مانند؛ عوض کردن پیاپی نخستوزیر، دست زد، بعداز آغاز انقلاب و اوجگیری آن شاه سه بار در سال 1357 نخستوزیر را عوض کرد، ابتدا شریف امامی به جای جمشید آموزگار نشست، اما با اوجگیری انقلاب ارتشبد ازهاری در رأس یک کابینه نظامی جای شریف امامی را گرفت و در نهایت وقتی از نظامیان کاری ساخته نبود شاپور بختیار بجای ازهاری به نخستوزیری منصوب شد.
وی بیان کرد: بالا بردن حقوقها، آزادی بسیاری از زندانیان سیاسی، حتی به زندان انداختن بعضی از مهرههای کلیدی رژیم پهلوی مانند هویدا و نصیری، از سوی دیگر رژیم به دستور شاه هر روز دست به کشتار مردم میزد، کشتار 17 شهریور 1357 نمونه آشکاری از این اقدامات سرکوبگرانه بود، اما هیچیک از این اقدامات مانع وقوع انقلاب نشد، زیرا روحیه انقلابی در جامعه گسترش یافته بود.
بیرانوند با اشاره به اینکه رهبری و نهادهای بسیجگر دیگر عامل انقلاب است، تصریح کرد: در هر انقلابی وجود رهبری که بتواند نارضایتیهای موجود در جامعه را فعال سازد و آنها را بهسمت براندازی هدایت نماید ضرورتی جدی دارد.
امامجمعه اشرینان تأکید کرد: بسیاری از شکافهای سیاسی، فکری، اجتماعی و ... در جوامع مختلف وجود دارد که بهدلیل فقدان چنین رهبرانی تبدیل به انقلاب یا پدیده مشابهی نمیشود.
وی ادامه داد: از اینرو رهبری در جریان یک انقلاب واحد نقشهای متعددی از قبیل فعالسازی نارضایتی از وضع موجود، برانگیختن روحیه انقلابی، بیان و گسترش اندیشه و ایدئولوژی جدید، تنظیم و برنامهریزی راهبردهای حرکت انقلابی، بسیج کردن و به صحنه آوردن تودههای مردمی، ترسیم و برقراری نظام سیاسی جدید و تلاش برای رسیدن به اهداف و شعارهای انقلابی پساز پیروزی، داشته باشد.
بیرانوند عنوان کرد: انقلاب؛ گاه از سوی شخصی خاص رهبری میشود، مانند نقش امام خمینی(ره) در انقلاب اسلامی ایران، و گاهی مانند جبهه نجات ملی الجزایر در انقلاب سال 1962 این کشور، رهبری انقلاب در تشکل خاصی متمرکز میشود.