به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، آئینها و رسومات محلی یکی از داشتههای مهم تاریخ در راستای حفظ روابط اجتماعی سالم و متناسب با اخلاق اسلامی است این داشتههای تاریخی سالهای طولانی سینه به سینه منتقل و حفظ شده و تأمل در مفاهیم آنها در قالب خرده فرهنگهای بومی نشان میدهد که پیشینیان این مرز و بوم چگونه میاندیشیده و چه تصویر و انتظاری از زندگی و فلسفه وجودی خود داشتهاند.
از سالها پیش مردم چند روز مانده به پایان زمستان در روستاهای استان مرکزی از جمله شهرستان خمین جشن «کوسه ناقالدی» برگزار میکردند، معتقد بودند که آمدن ناقالدی شگون دارد و با خود خیر و برکت به همراه میآورد و موجب باروری و زایش میش و بزها و گاوها میشود از سوی دیگر چوپانان و بعضاً افراد فقیر و بیچیزی که اجرا کنندگان این مراسم بودند از این راه چیزی بدست میآوردند تا زمستان را راحتتر بگذرانند.
درواقع این جشن که در آستانه بهار انجام میشود به نوعی شکرگزاری برای پایان زمستان سخت و فرا رسیدن خیر و برکت از جانب خداوند برای اهالی روستا بود که آن را به صورتی نمادین به نمایش درمیآوردند، بازیکنان در این جشن 5 تا 10نفرهستند که نفر اول با پوشیدن لباس چوپانان و به سر کردن پوست بزغاله و تزئین خود، به نقش کوسه یا ناقالدی در میآید.
در این مراسم تعدادی از چوپانان، جوانان و نوجوانان در نقش داماد(کوسه)، عروسی با پوشیدن لباسها و کلاههایی از پوست گوسفند و بستن زنگولههایی به خود به در خانهها رفته وشعر معروف «ناقالدی گنده گنده چهل رفته پنجاه مونده» را خوانده و پایکوبی میکردند.
این آئین اگرچه بسیار ساده برگزار میشود و آمیخته به اعتقادات عامه پسند است اما کارکردهای وسیعی دارد که در جامعه مدرن امروز این کارکردها به ندرت دیده میشود، اگر کودکان و نوجوانان با رسومی از این نوع آشنا شوند مهارتهای اجتماعی مانند همبستگی گروهی، ارتباطات بین فردی را که خانوادهها و مدارس سعی دارند از طریق کتاب و آموزش رسمی به آنها بیاموزند به راحتی یاد میگیرند و با تکرار هرساله آن در ناخودآگاه خود نهادینه میکنند.
همچنین با توجه به اینکه زمستان فصل استراحت و بیکاری روستاییان و کشاورزان است و در روستا محدودیت ابزارهای سرگرمی وجود دارد این آئین میتواند تفریح و حال و هوای تازهای را برای خانوادههای روستایی ایجاد کند، کوسه ناقالدی در اعتقاد مردم سفیر برکت و زایش دامهاست و قاصدکی که پیام از نزدیک بودن بهار میآورد. بهار در دین و فرهنگ مردم، فصل آفرینش و رویش دوباره زمین است و هرآنچه پیامآور آن باشد، برای مردم ارزشمند است.
مهمترین نکتهای که در این جشن به چشم میخورد برگزاری تفریح سالم بدون اینکه کسی مورد آزار و اذیت قرار گیرد است، تفریحی با کارکردهای اجتماعی فراوان. هرچند نمیتوان در عصر امروزی این جشن را به صورت کامل به عنوان یکی از نمادهای فرهنگ ملی پذیرفت اما فلسفه این جشن و جنبه شکرگزاری از خداوند به خاطر الطاف بهاری که به روستاییان عنایت میدارد بسیار میتواند مورد توجه قرار گیرد.
همچنین با کمی تغییر در شکل برگزاری آن میتوان به صورت کارناوالی و با برجسته کردن کارکردهای اجتماعی آن که اتفاقاً در عصر ارتباطات کمرنگ شده، به عنوان راهکاری برای مسئولان در تقویت تفریحات سالم و فرهنگ روابط اجتماعی که بسیار هم مورد تأکید اسلام است قرار گیرد.
این رسم کهن در سالهای اخیر به ندرت در چند منطقه روستایی اجرا میشود و اگر کارکردهای مهمش برای مردم توسط مردم شناسان بازگو شود مطمئناً میتواند دوباره در سطح جامعه اجرا شود زیرا جای خالی رسومی که با اعتقادات و فرهنگ مردم آمیخته باشد در عصر تکنولوژی و شبکههای مجازی بسیار احساس میشود.