کد خبر: 3478289
تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۸
در همايش ملی «حسن ابن هيثم؛ نورشناس و منجم بلندآوازه جهان اسلام» بررسی شد:

کاربرد اصطلاح قرآنی «اعتبار» در نورشناسی

کانون خبرنگاران نبأ: منجم بلند‌آوازه جهان اسلام ضمن اخذ اصطلاح اعتبار از قرآن آن را در معنای آزمايش به‌کار برده است.

به گزارش کانون خبرنگاران ايکنا، نبأ، يکی از موضوعات ميان رشته‌ای قرآن کريم که در همايش ملي «حسن ابن هيثم؛ نورشناس و منجم بلندآوازه جهان اسلام» بررسی شد معنای اصطلاح قرآنی «اعتبار» در نورشناسي بود. در اين راستا، ساناز محمدی، دانشجوی کارشناسی‌ارشد رشته فلسفه علم در  مقاله خود با عنوان «اعتبار از نظر ابن هيثم و پاسخ به جرج صليبا» به رد گفته جورج صليبا، استاد تاريخ علوم اسلامی و عربی دانشگاه کلمبيا، مبنی بر اين‌که ابن‌ هيثم اصطلاح کليدی «اعتبار» از قرآن کريم اخذ کرده و مرادش از آن نيز مشاهده و استنتاج منطقی از آن بوده و نه تجربه‌گرايی و آزمايش پرداخت.
محمدی در ابتدای سخنان خود گفت: قرآن کريم، اين معجزه آسمانی از همان آغاز تمدن اسلامی در همه زمينه‌های فکری و فرهنگی در جهان اسلام مؤثر افتاد و قانون‌ساز فصاحت و بلاغت گرديد. در قرون سوم و چهارم هجری نيز هنگام ترجمه علوم نظری از منابع بيگانه، بسياری از واژه‌های آن در اين علوم به‌ کار رفت. يکی از اين واژه‌ها «عبرت» و مشتقات آن و به‌‌ويژه «اعتبار» است که مورد توجه علمای مختلف قرار گرفت. بايد اين نکته را افزود که اين علما هر يک به فراخور رشته خود مفهوم تازه‌ای به کلمه «اعتبار» دادند که با مفهوم اوليه آن متفاوت بود. يکي از مفاهيم «اعتبار» همان است که «ابن‌هيثم» در آثار نورشناختی خود به‌کار برده است.
وی افزود: استاد صليبا در اين‌‌باره می‌گويد: «عبدالحميد صبره ادعا کرده که اعتبار در آثار ابن‌هيثم ترجمه اصطلاحی يونانی است، در حالی‌که بايد آن را مأخوذ از قرآن بدانيم، آنجا که می‌فرمايد: «فاعتبروا يا اولي‌الابصار» منظور وی (ابن هيثم) از آن نيز فهم جديدي از مشاهده است. اعتبار در حقيقت فعاليتی (ذهنی) حاصل از مشاهده ماست».
محمدی در خصوص جايگاه «اعتبار در قرآن» تشريح کرد: اعتبار مصدر باب افتعال فعل «عبر» است. اين کلمه به اين ‌‌صورت در قرآن نيامده، ولي مشتقات آن‌را به ‌صورت فعل می‌توان در کلام آسمانی مشاهده کرد که از آن جمله «اعتبروا» است که در معنی عبرت‌گيري به‌کار رفته است.
وی تصريح کرد: مراد از «عبرت‌گيری» نيز از زمان حال به گذشته رفتن و گذشته را با دقت بررسی کردن و آن‌را همانند آيينه‌ای فراروی خود قرار دادن است. می‌دانيم که قرآن در سوره‌های متعدد خود اشاره به حوادث گذشته دارد. اين اشارات قرآنی نه به‌منزله قصه‌گويی بلکه، به‌منظور عبرت‌‌گيری است.
محمدی ادامه داد: قرآن اين حوادث را همانند آئينه می‌داند که در آن می‌توان همه رخدادهای زشت و زيبا را مشاهده کرد و از آن‌ها، هم براي دنيا و هم براي آخرت خويش توشه برگرفت. از باب مثال در سوره حشر، قرآن وقايع غزوه بنی النضير و توطئه يهوديان را عليه مسلمانان و عکس‌العمل شديد سپاه اسلام را با آنان بازگو می‌کند تا نتيجه بگيرد که در جنگ، ايمان به خداست که حرف آخر را می‌زند. امتي که مسلح به ايمانی قوی باشند، اگر هم تعدادشان کمتر از نفرات دشمن باشد، پيروز خواهند شد. بنابراين: «فاعتبروا يا اولي‌الابصار»؛ پس عبرت بگيريد اي صاحبان بصيرت.
محمدی در ادامه با اشاره به روايتی از امام رضا‌(ع) گفت: امام هشتم شيعيان در روايتی واژه اعتبار را مترادف با تجربه ‌آورده است. وی افزود: اعتبار در کتب فقهی در معانی مختلفی از جمله اطمينان قلبي آمده است، اما فقهاي مسلمان، از واژه اعتبار بيشتر مشاهده و امتحان مراد کرده‌اند.
محمدی درباره هدف ابن هيثم از به‌کارگيری واژه اعتبار در آثار نور‌شناسی خودش بيان کرد:  واژه‌ها در طول زمان به دو شکل داخلی و خارجی دچار دگرگونی و تحول می‌شوند، کلمات در مفاهيم و معانی خاصي بر اساس نيازهای يک جامعه وضع گرديده‌اند و از آن جايی که جامعه علی‌الدوام در حال دگرگونی و تحول است و بنيادهای آن يعنی ديانت، آداب و رسوم غيره پيوسته دستخوش تغيير است کلمات نيز از اين تغييرات مصون نيستند.
وی تصريح کرد: اقتضائات زمانی موجب می‌شود که اعتبار گاهی در مفهوم قرآنی، عبرت‌گيري  و زماني در معناي امتحان و غيره به‌کار رود، بدون آن‌که هيچ يک از معاني اوليه خود را از دست داده باشد. در قرون چهارم و پنجم هجری دانشمندان اسلامی به آفرينش و وضع علومي در جهان اسلام پرداخته‌اند که پيش از آن سابقه نداشت. در همين زمان بود که ابن هيثم براي نخستين بار در نور‌شناسی به آزمايش و تجارب ناشی از آن در نور‌شناسی روی آورد. در اينجا است که اصطلاح «اعتبار» به جهت غنای آن بار معنايی (semantic load) جديد به خود می‌گيرد و در معنی آزمايش و تجربه‌گرايی در آثار ابن هيثم مطرح می‌شود. او در آثار نورشناختی خود و به‌‌ويژه کتاب «المناظر» به هنگام بهره‌گيری از واژه «اعتبار» و مشتقات آن، بلافاصله از ابزار و آلات آزمايشگاهی مانند خط ‌‌کش، استوانه شيشه‌ای مدرج، اطاق تاريک از يک سو و تجارب فيزيکي از سوی ديگر بحث به ميان می‌آورد.
محمدی در پايان گفت: ابن‌ هيثم با آن‌که واژه اعتبار را از قرآن اخذ کرده، اما به آن بار معنايی ديگری داده و در معنی آزمايش به‌‌کار برده است.
سهراب بهادری

captcha