به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، قسم خوردن خداوند بر اساس علل و حكمتهايي است که از جمله آنها میتوان به تاثیرگذاری بیشتر، دقت، تامل و اندیشه بیشتراشاره کرد. موضوعي كه داراي اهميت و عظمت است، با جديت و قاطعيت بيشتر بيان ميشود، تا تأثير بيشتري داشته باشد. و اين اختصاص به قرآن ندارد؛ بلكه در ميان مردم نيز هرگاه گوينده سخن خود را قاطعانه بيان كند، از نظر رواني تأثير بيشتري در قلب شنونده ميگذارد.
همچنین، تأكيد بهواسطه سوگند، سبب انديشه هرچه بيشتر مخاطب در موضوع مورد قسم ميشود.مثلاً: از مهمترين اموري كه قرآن به سبب آن قسم ياد كرده، معاد و رستاخيز است. قسمهاي مكرر درباره معاد هر انساني را به انديشه واميدارد.
بيان شرافت از دیگر علل و حکمتهای سوگند خوردن خداوند است اگرچه همه چيز مخلوق خدا است؛ اما برخي مخلوقات از شرافت بيشتري برخوردارند؛ مانند: كعبه، مسجدالحرام، ماه رمضان و... يكي از اهداف سوگند، بيان شرافت بيشتر مواردي است كه به آن سوگند ياد شده است.
باید توجه داشت قسم خوردن خداوند سبب تقويت اهل ايمان و دلگرمي آنان ميشود، علت اينكه خداوند همانند مخلوقات خود قسم ميخورد آن است كه، به زبان قوم (مردم) حرف ميزند. به تعبير ديگر چون هدف خداوند در مقام بيان معارف، احكام و تشريعات به بندگان خود ميباشد، لذا به زبان قوم سخن ميگويد تا مردم در درك و فهم، مشكلي نداشته باشند. مثلاً در عرف مردم هر جا سوگندي به زبان ميآيد، همه ميفهمند مطلب بسيار با اهميت است. خداوند نيز همين كار را در امور مهم با بندگانش دارد تا اين پيام در اموري كه بسيار مهم است، منتقل شود.
حجتالاسلام سیدابراهیم حسینی لیلابی، از مفسران قرآن کریم در گفتوگو با خبرنگار ایکنا لرستان، در رابطه با راز سوگندهای قرآنی، گفت: در محاورات و گفتوگو مرسوم است وقتی شخص میخواهد چیزی را بر دیگری اثبات نماید، بعد از اقامه دلیل و برهان برای تاکید به مقدسات و عزیزترین چیزش قسم میخورد.مثلاً میگوید: به خدا سوگند! به آیینام سوگند! به یک فرزندم سوگند! مطلب چنین است.
وی با بیان اینکه هیچکس به چیزهای کمارزش سوگند یاد نمیکند و نمیگوید به دشمنم سوگند، افزود: اینکه به مقدسات و عزیزترین چیز سوگند میخورد، بهخاطر اثبات مطلبی است که خیلی مهم است.
این مفسر قرآن کریم ادامه داد: اینکه خداوند به قرآن حکیم سوگند یاد میکند، هم عظمت آنرا میرساند، به اینکه قرآن نزد پروردگار متعال جایگاه بزرگ دارد و بهقدری عظیم و مهم است که مورد قسم او واقع میشود و هم عظمت و اهمیت رسالت حضرت خاتمالانبیاء را، که برای اثبات و حقانیت آن در مقابل انکار کفار که به حضرت میگفتند: «لَستَ مُرسلاً» تو پیامبر نیستی با سه تاکید میفرماید: ای محمد! سوگند! به قرآن حکیم « وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ؛ سوگند به قرآن (محکم و) حکمتآموز که همانا تو از پیامبرانی. بر راه راست هستی» بعضی گفتهاند: تنکیر صراط برای دلالت بر تفخیم است و توصیف شدن آن با (مستقیم) برای توضیح است: به اینکه صراط راه واضح و راست است و مقصود از آن راهی است که روندهاش را به خدای متعال میرساند یعنی: نه سعادت و خوشبختی که مال بندگی در آن است.