کد خبر: 3483364
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار : ۰۷ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۸
کریمیان:

ابن‌تیمیه و خوانشی به نام تکفیر

گروه اندیشه: عضو هیئت‌علمی دانشگاه اراک با اشاره به تفکرات ابن‌تیمیه گفت: رابطه‌ ناگسستنی تحجر و دین، نه به لحاظ تاریخی قابل اثبات است و نه در حال حاضر چنین روحیه‌ای میان اهل‌تشیع و اکثر اهل‌سنت وجود دارد، بنابراین باید ریشه تحجر و تکفیر را در جایی دیگر جست‌وجو کرد.

نورالله كريميان، عضو هيئت‌علمی دانشگاه اراك، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) از استان مرکزی، با اشاره به ریشه تحجرگرايی و انديشه‌های تكفيری و تقسیم‌بندی اسلام به لحاظ کارکردی گفت: اسلام را می‌توان به دو بخش تقسيم كرد يكی اسلام سياسی و دوم اسلام غيرسياسی كه هر كدام دارای زير مجموعه‌هايی هستند، اسلام سياسی سه زير مجموعه دارد؛ اسلام اعتدال و تعقل كه نماد آن ايران است، اسلام تحجر كه نماد آن عربستان است و اسلام ژله‌ای که نماد آن اخوان‌المسلمین هستند.
وی افزود:  اسلام ژله‌ای در هر زمان به رنگی درمی‌آيد يا به تعبيری گاهی محافظه‌كار و گاهی انقلابی، و می‌توان گفت بين اعتدال و تحجر در نوسان است، هر كدام از اين اسلام‌های سياسی در دنيا، نماد و ويژگی‌هايی دارند، اسلام غيرسياسی نیز تقسیم‌بندی دارد که نمونه آن اسلام سكولار است و نماد آن كشور تركيه می‌باشد البته اسلام غيرسیاسی ديگری نیز تحت عنوان صوفيه وجود دارد كه به حكومت معتقد نيستند و طبيعتاً كشوری را نمی‌توان نماد آن دانست.

مثلث انغلاق، تکفیر و ترور

عضو هيئت علمی دانشگاه اراك در ادامه تصريح كرد: مثلثی وجود دارد كه می‌توان هر كدام از اضلاع آن را تحت عنوان انغلاق، تكفير و ارهاب(ترور و خشونت)نام برد، اين سه ضلع به يك ديگر وابسته‌اند، انغلاق به معنای اين است كه فرد فقط آنچه را كه خودش می‌گويد قبول داشته باشد، اين افراد، افكار بسته‌ای دارند، انغلاق در انديشه و اعتقادات، زمينه تكفير را فراهم می‌کند و در نهايت طبيعی است كه چنین افرادی انديشه‌ها و اعتقادات ديگران را تكفيری بدانند البته این به لحاظ تکفیر در مقام نظر است اما ضلع سوم اين مثلث که جنبه عملی به خود می‌گیرد ارهاب يا همان ترور است، زمانی كه دو ضلع انغلاق و تكفير وجود داشته باشند نتيجه‌ای كه به دنبال دارد ارهاب خواهد بود و عملاً در جريان‌های تكفيری و تحجرگرایی اين عدم انعطاف و انتقادنا‌پذيری را می‌توان مشاهده نمود.
وی ادامه داد: ما در تاریخ هیچ تروری را نمی‌بینیم که بدون این مبانی نظری شکل گرفته باشد، درواقع مثلثی که دو ضلع آن انغلاق و تکفیر باشد ضلع سومش بدون شک منجر به ترور خواهد شد ما گروه تکفیری نداریم که ترور در آن مجاز نباشد همانطور که گفتم ترور ناشی از تکفیر است که درواقع اول باید به نوعی به این اقدام مشروعیت داد و برای تکفیر هم انغلاق لازم است.

خوارج و جریان تکفیر سیاسی

عضو هيئت علمی دانشگاه اراك درباره ارتباط بين تحجر و دين گفت: موضوع تحجر يا تكفير از زمانی شروع شد كه ابن‌تيميه ظهور كرد، البته سوابق تکفیری در طول تاریخ و قبل از ظهور ابن‌تیمیه هم وجود داشته، در زمان خود پیامبر(ص) بحث تکفیر در میان صحابه دیده می‌شود البته به صورت ذوقی و فردی که برخی اصحاب یکدیگر را کافر می‌خوانند، اما تکفیر به صورت یک جریان خاص که داری شاخ و برگ‌هایی است از زمان امام علی(ع) و پیدایش خوارج شکل می‌گیرد، در دوران خوارج تکفیر به یک جریان سیاسی تبدیل می‌شود که در مقطعی از تاریخ نیز سرزمین‌هایی را در اختیار می‌گیرد و برای خودشان خلیفه تعیین می‌کنند و حضرت امیر(ع) را وادار به واکنش می‌کنند، اما اینکه بگوییم تحجر رابطه‌ای با دین داشته باشد اینگونه نیست بلکه نوع نگاه به دین متفاوت است.

منظومه فکری ابن‌تیمیه در تکفیر منحصر به فرد است

وی ادامه داد: ابن‌تيميه موضوعات مختلفی را در خصوص دين مطرح كرد، ريختن خون كافر و منافق را حلال و حتی واجب می‌داند و از طرفی می‌گوید هر كس اعتقادات ما(ابن‌تیمیه) را قبول نداشته باشد ملحق به منافق است و در نتيجه ريختن خونش نیز حلال خواهد بود، بنابراین اشاعره، معتزله، شيعه و صوفيه همگی از این بابت که ابن‌تیمیه می‌گوید هر کس سخن ما را قبول نداشته باشد کافر است، محلق به منافق‌اند و خونشان حلال می‌شود.
کریمیان در ادامه بيان كرد: شاید بسیاری از تفکرات ابن‌تیمیه مانند تجسیم یا عدم بهره‌مندی از عقل، سبقه تاریخی داشته باشد و خود ابن‌تیمه مبدع نباشد اما باید منظومه‌ای از تفکرات او را در نظر گرفت که در این صورت این منظومه خاص خود ابن‌تیمه خواهد بود و منحصر به فرد است، تعطیلی عقل، زير سؤال بردن زيارت و توسل، تقدس قائل شدن برای يزيد و بنی‌اميه، تنزل شأن انبياء و...كه هرکدام ممکن است در آثار قبل از ابن‌تیمیه هم دیده شود اما کنار هم قرار دادن این تفکرات و ساخت یک منظومه فکری، خاص ابن‌تیمیه است.
عضو هيئت علمی دانشگاه اراك تصریح کرد: اما باید دید در مدت 400 سالی که از مرگ ابن‌تیمیه تا ظهور محمدبن‌عبدالوهاب می‌گذرد چه اتفاقی افتاده است، تفکرات ابن‌تیمه که پدر معنوی وهابیت به شمار می‌آید در بین اهل‌سنت هم جایگاهی نداشت، تا 600 کتاب به او نسبت داده‌اند اما فقط در چند کتاب معدود علیه تشیع اعلام موضع می‌کند و در اکثر کتبش علیه اهل‌سنت اعلام نظر دارد و حتی کار به جایی می‌رسد که ابن‌حجر عسقلانی در کتاب«الدرر الکامله»می‌گوید:«هر کس به عقاید و تفکرات ابن‌تیمه اعتقاد داشته باشد ریختن خونش مباح است» درواقع ما افراد فراوانی در اهل‌سنت داریم که ابن‌تیمیه را کافر می‌دانند چراکه بخش اعظمی از اعتقادات ابن‌تیمیه اندیشه‌های اهل‌سنت را زیر سؤال می‌برد و به نوعی یک اجماعی در این حوزه حداقل بین شیعیان و برخی علمای اهل‌سنت وجود دارد که آنچه را که ابن‌تیمیه به دین نسبت می‌هد چندان همخوانی با عقاید اسلامی ندارد بنابراین خود دین را نمی‌توان تحجرزا دانست و این نوع برداشت و قرائت‌هاست که منجر به تحجر و تکفیر می‌شود.

تقابل دیدگاه اهل‌تشیع و سنت با دیدگاه ابن‌تیمیه

وی اظهار کرد: در جهان شیعه موضوعی به نام تکفیر بسیار کم دیده می‌شود و تقریباً می‌توان گفت چنین موضوعی نداریم حال اگر نظرات شیعه را در کنار جملات ابن‌تیمیه قرار دهیم به خوبی متوجه اختلاف نظر و نوع نگاه به دین خواهیم شد، آیت‌الله محمد حسن نجفی که به صاحب جواهر معروف است معتقد است؛ کسی که شهادتین را بگوید مسلمان است و به دنبال آن، خون، مال و ناموسش باید حظ شود ولو اینکه فقط لغلغه زبانش باشد و باید با این فرد طبق احکام اسلام معامله کرد این عقیده در کنار نظر ابن‌تیمیه مبنی بر اینکه؛ حتی کسی که اعتقادات ما(ابن‌تیمیه) را قبول نداشته باشد ملحق به منافق و در نهایت خونش حلال است به خوبی نوع نگرش و تفاوت‌ها را بیان می‌کند، البته بخش قابل توجهی از علمای اهل‌سنت همین اعتقاد مرحوم صاحب جواهر را دارند و فقط در برخی مسائل مانند معاد اختلاف کرده‌اند و اکثراً شهادتین را ملازم مسلمانی می‌دانند لذا نمی‌توان گفت تحجر و دین رابطه‌ای ناگسستنی با هم دارند که هرجا دین رفته تحجر هم به عنوان همزادش، خود را نشان داده است.
کریمیان در پایان گفت: این دیدگاه نه از نظر تاریخی قابل اثبات است و نه در حال حاضر در میان اهل‌تشیع و بخش قابل توجهی از اهل‌سنت ما چنین روحیه‌ای را نداریم که بگویند هر کس اعتقادات ما را نداشته باشد کافر است و به دنبال آن لوازمی مانند تکفیر و حلال دانستن خون طرف مقابل را بر آن وارد کنند.
صابر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۰۸
0
0
عالی بود دستتون درد نکنه از این گزارش تخصصی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۰۸
0
0
سلام گرچه ضعیف است و نقد بسیاری دارد.ولی خب این عکس است که به گزارش هویت می دهد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بینام
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۰۹
0
0
سلام ایکنا جون
خدا خیرتون بده از این گزارشا بیشتر تهیه کنید تا خواننده هاتون بیشتر بشه
باهم مباحثه کنیم
این رسالت واقعی تونه
یعنی نظرات صاحبان نظر در حوزه قرائت حفظ تفسیر حدیث تاریخ قرآن و عقاید جدید در حوزه دین
بار علمی تون رو بیشتر کنید
خواهشا بعضی اخبار بی ارتباط و بی فایده رو نشر ندید
ممنون بچه ها. خدا قوت
captcha