علیرضا احمدی، قاری بینالمللی قرآن کریم، در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، با اشاره به لازمههای تلاوت معنامحور گفت: تلاوت معنا محور به این مفهوم است که قاری قرآن این توانایی را داشته باشد که مفهوم آیات را در صدای خود برای مستمعین به تصویر بکشد، مانند فرد قصهگویی که ما تنها صدای او را از طریق رادیو میشنویم و با اینکه تصویری از قصه نداریم ولی راوی با صدا و پابهپای خود، ما را در قصه حرکت میدهد و فضای قصه را برای ما به تصویر میکشد به این شکل که جاهایی از قصه که هیجان دارد به صدا هیجان داده و زمانی که احساس لازم است عواطف را چاشنی صدای خود میکند این عواطف در صدای راوی متصور میشود و درواقع به نوعی با تواناییهای صدا و صوت، جلوههای مختلفی را برای مخاطبان به تصویر میکشد.
اساس قرائت قرآن به تصویر کشیدن آیات استوی بیان کرد: این مهم در حوزه تلاوت نیز مصداق دارد چرا که ما در تلاوت نیز تصویری نداریم و تنها با صدا و صوت روبرو هستیم و ماهیت و نفس قرآن نیز در استماع است یعنی خوانده و شنیده میشود و این هنر قاری است که باید معنا و مفهوم آن را با صوت و صدا برای مخاطبان به بهترین نحو به تصویر بکشد و مستمع را پابهپای حالوهوای آیات جلو ببرد به قدری که مفهوم آن را کاملاً درک و احساس کند و طعم مفاهیم را بچشد مخصوصاً در قصص قرآنی تلاوت باید به گونهای باشد که مستمع پابهپای شخصیت قصص حرکت کند و این همان معنا و مفهوم تلاوت معنامحوری است.
احمدی اظهار کرد: در چنین تلاوتی معنای آیات در میان مستمعین تجزیه میشود و لازمه آن نیز این است که قاری و مستمع حداقل آشنایی با قرآن و مفاهیم قرآنی داشته باشند، همینکه بتوان مضمون و مفهوم کلی آیات را درک کرد، مستمع و قاری هر دو لذت میبرند، هنگام تلاوت، قاری قرآن به همان میزان که نسبت به تلاوتش آگاهی دارد و میداند چه مفهومی را به گوش مستمع میرساند به هماناندازه نیز میتواند تلاوتی معنامحور داشته باشد و مستمع نیز به میزانی که به فهوای آیات آشنا باشد میتواند از تلاوت لذت ببرد.
قرائت بدون تسلط بر معانی لذتی به همراه نداردقاری بینالمللی قرآن کریم ادامه داد: قاری که با معانی آشنایی نداشته باشد تنها الحان و موسیقی که در ذهنش است را با آیات تطبیق و تلاوت میکند که این نه تنها تأثیری بر مستمع ندارد بلکه از سطح کیفی تلاوت نیز خواهد کاست، به عنوان مثال شما وقتی یک متن فارسی را به یک فرد خارجی که تنها میتواند کلمات را جسته گریخته بخواند بدهید میتوانید تصور کنید که چه اتفاقی میافتد، تلاوت قاری قرآن نیز اگر به معانی آیات مسلط نباشد به همینگونه است و همه را تنها برمبنای آهنگی که یاد گرفته تلاوت میکند و این باعث میشود که معنا و مفهوم آیات تغییر کرده واین مصداق یک تلاوت سطح پایین و بیکیفیت است و برای مستمعی که مسلط به معنا و مفهوم باشد لذتی ندارد لذا هر چه قاری نسبت به آیاتی که تلاوت میکند مسلطتر باشد بهتر میتواند بر مخاطب تأثیرگذار باشد و این فرق بین تالی و قاری است چرا که قاری صرفاً قرائت میکند بدون اینکه به معانی مسلط باشد اما تلاوت یک تالی بر پایه معنامحوری استوار است.
احمدی گفت: متأسفانه امروزه مستمع عام ما آنگونه که باید نسبت به معنا و مفهوم آیات آشنایی ندارد و همین باعث میشود بیشتر از 5 الی 6 دقیقه پای تلاوت قاریان ننشیند و زود خسته شود درحالی که در کشوری مانند مصر جدا از بحث فنی تلاوت، از دستفروش و راننده تاکسی و ...گرفته همه از تلاوت قرآن لذت میبرند چرا که نسبت به معانی آگاهی دارند.
وی ادامه داد: اصل و اساس تلاوت از دو مقوله تشکیل شده یک خود صدا که ابزار قاری است و دوم مجموعه تکنیک و صدا که در قالب لحن شناخته میشود که مجموع این دو صوت و لحن را تشکیل میدهند که هر دو باید در خدمت قرآن باشد برای اینکه بتواند آیات را به بهترین شکل برای مستمع به تصویر بکشند.
احمدی در پاسخ به اینکه تلاوتهای امروزی قاریان تا چه حد در راستای معنامحوری حرکت کرده و تا رسیدن به نقطه ایدهآل چه میزان فاصله داریم تصریح کرد: مقوله معنامحوری از دو جهت قابل بررسی، از حیث کلیت کار که همان تأثیرگذاری و برترین هدف ماست و دیگری به عنوان یک ابزار، یعنی اگر نیت یک قاری تنها زیباخواندن قرآن باشد باز هم اگر به سراغ معنامحوری حرکت کند خود معنا و مفهوم در بحث زیبا خواندن بسیار به تلاوت او کمک میکند درواقع قاری با معنامحوری میتواند زیبا و اثرگذار بخواند، مقوله معنامحوری از حیث تکنیک و فنون تلاوت به عنوان یک ابزار اساسی در تلاوت محسوب میشود.
ذهنیت معنامحوری در میان قاریان شکل گرفته استوی خاطرنشان کرد: خوشبختانه اخیراً در مباحث فنی که مطرح شد و همچنین به واسطه بالارفتن سطح علمی جلسات قرآن مقوله معنامحوری از حیث تکنیک و فن بسیار جدی گرفته شده و در حال نهادینه شدن است حال اینکه چه میزان خروجی آن مثبت باشد بحث تخصصیتری میطلبد و نیازمند تمرین و ممارست است ولی الحمدالله مقدمه ذهنی آن در اذهان توده قاریان ما ایجاد شده و در حال بسترسازی هستند، به نوعی که نزدیک به 14 یا 15 سال پیش خیلی این مقوله در جلسات مطرح نبود و جزو سرفصل ایرادات اساتید آورده نمیشد ولی امروزه هست و خیلی جدی مورد توجه قرار گرفته و طی چندسال اخیرحتی به واسطه این بسترسازی در سرفصل داوریها نیز قرار گرفته است به گونهای که قاری که به هنگام تلاوت به معنا توجه ندارد کاملاً مشخص میشود اما این مهم از حیث مستمع عام چندان پیشرفتی نکرده و هنوز بسترسازی لازم ایجاد نشده است، ما از این حیث بسیار ضعیف عمل کردهایم البته نسبت به سالیان اول انقلاب خیلی بهتر شده ولی با آن چیزی که مدنظر ماست خیلی فاصله دارد.
احمدی با اشاره به راهکارهای بسترسازی معنامحوری در مستمع عام ادامه داد: ما در این قضیه متأسفانه تعلل کردیم و در بعد آموزش خوب کار نکردیم یعنی مخاطب عام ما در محافل انس با قرآن فقط مستمع بوده چرا که قاری و مسئولان متکلم وحده بودهاند و هیچ آگاهی به مستمع ندادهاند و هنوز نیز این ضعف وجود دارد که مستمع عام ما از عقبه تلاوت فنی خیلی آگاه نیست، به عنوان مثال همین بحث معنامحوری را در نظر بگیرید اگر ما بتوانیم در قالب محافل انس با قرآن این مهم را در بین مستمع عام نهادینه کنیم قطعاً به موفقیت دست خواهیم یافت.
قاری بینالمللی قرآن افزود: مسئولان و میزبان محافل قرآنی باید از حالت فانتزی برگزار کردن محافل خارج و ملموستر وارد عرصه شوند و با این شیوه قطعاً مردم ما مشتاقتر خواهند شد، متأسفانه مستمع عام سالهاست که در مجالس قرآنی غریب مانده و باید از خودمان گلایه کنیم، ما که برگزارکننده محافل بودهایم چقدر برای مردم برنامهریزی کردیم و در برنامهها آنها شرکت دادهایم مسلماً جواب هیچ است، و تنها فلان قاری را از فلان استان دعوت کرده و ایشان هم آمده و بعضاً تلاوتی کرده و رفته، از مستمع هم خواستیم که فقط بشنود.
تلاوت قرآن در خدمت مردموی گفت: تلاوت قرآن باید در خدمت مردم و برای مردم باشد و قاری باید تلاوتش همگام و مطابق با حال و هوای مردم باشد و بر حسب نیازِ مستمع تلاوت کند همانند مصریها. ما اگر بخواهیم که به این نقطه برسیم نیازمند آگاهیسازی مستمع عام هستیم و اگر میزان آگاهی توده مردم نسبت به تلاوت زیاد شود قطعاً میزان استقبال از محافل قرآنی نیز روز به روز بیشتر و به همان میزان عرصه تلاوت فنی برای قاریان تنگتر خواهد شد و دیگر قاری هر چیزی که دلش بخواهد نمیتواند تلاوت کند چرا که باید چیزی را تلاوت کند که مستمع میپذیرد درحالی که امروزه به این شکل نیست و این است که میگوییم مستمع ما در این عرصه غریب مانده چرا که هیچ برنامهای برای او نداشتهایم و تنها ناچار به گوش دادن بوده است و همین باعث میشود کمکم از محافل دور و حضورش کمرنگتر شود ولی اگر ما از همین محافل و مجالس بسترسازی کرده و مستمع را به سمت معنامحوری هدایت کرده بودیم قطعاً موفق بودیم.
احمدی در پایان بیان کرد: محافل قرآنی ما باید در واقع همانند یک کارگاه آموزشی باشند به گونهای که قاری توضیحاتی راجع به قرائتش به مستمع ارائه کند و این مهم نه تنها جذابیت زیادی ایجاد میکند بلکه باعث آگاهی بخشی نیز خواهد شد ولی متأسفانه امروزه ارتباط ما با مستمع کمرنگتر از گذشته شده است.
حیف که کمتر کسی صدای سخن عشق رو میشنوه
ممنون ایکنا گزارش خوبی بود