به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین، مرحوم قاسم وفاپور، معلم قرآن و چهره پیشکسوت قرآنی کشور و از مروجان برپایی جلسات قرآنی در قزوین بوده است که در 11 فروردین ماه 1394 به دیدار حق شتافت.
مجید وفاپور، قاری و مدرس برجسته قرآن در آستانه سالگرد درگذشت پدرش، مرحوم قاسم وفاپور در گفتوگویی به معرفی آن مرحوم و فعالیتهای دینی و قرآنی وی میپردازد. مرحوم حاج قاسم وفاپور در سال 1300 هجری شمسی در خانوادهای متدین دیده به جهان گشود، جده ایشان از سادات بوده و مورد وثوق مردم و پدر و مادرشان نیز اهل دینداری و تقوا بودند، پدر ایشان دارای صوت بسیار زیبایی بودند و در سفرهایی که به اماکن مقدسه از جمله کربلای معلی و نجف اشرف و مشهد مقدس مشرف می شدند، اذکار و صلواتها را با صدایی زیبا و رسا میخواندند.
در محضر اساتید
وفاپور از اساتید مرحوم پدرش یاد کرد و ادامه داد: از همان دوران نوجوانی اهل مسجد و منبر بوند و از جلسات تفسیر حضرات آیات علامه رفیعی قزوینی(ره) و حاج سیدعباس ابوترابی(ره) استفاده نموده و مدتی نیز درحوزه علمیه شیخالاسلام از محضر حضرت آیتالله باریک بین(حفظه الله) بهرهمند شدند.
از نوجوانی در جلسات قرآن و اهلالبیت(ع) شرکت فعال داشتند و جذابیت جلسات حاج شیخ ابراهیم نحوی و حاج میرزا محمود رئیسی(رحمه الله علیهما) باعث جذب ایشان به این جلسات گردیده بود و همچنین از محضر اساتید دیگری نیز بهره میبردند که میتوان به بزرگانی چون مرحوم حاج سید محمود تقوی(ره) مفسر قرآن نام آشنای استان قزوین، حاج سیدعلی معروف(ره) و حاج محرم ستاری(ره) اشاره کرد.
وفاپور درباره شغل مرحوم پدرش عنوان کرد: ایشان در شرکت نفت مشغول به کار بودند و در زمانی که فساد اداری در دوران طاغوت بیداد میکرد، به گفته همکارانشان از متدینترین افراد بودند، از دوران جوانی اهل پرداخت وجوهات شرعی، انجام اعمال مستحب و اهل کارهای خیر و اهل نماز شب و ذکر و دعا بودند که هنوز آوای ملکوتی و صوت دلنشین ایشان در نیمههای شب و اذان صبحگاهی در گوش خانواده طنین انداز است.
وفاپور ادامه داد: آن مرحوم علاقه بسیاری به تحصیل علم داشت ولی ایشان فقط بهخاطر عدم شرکت در جلسات غیرشرعی قبل از انقلاب که شبهای جمعه در محل کارشان برگزار میگردید، دیپلم نگرفت، چون با اخذ دیپلم از کارگری به کارمندی ارتقاء پیدا می کرد و میبایست اجباراً در جلسات میهمانی طاغوتی که جز فساد و بی بند و باری چیز دیگری نبود، شرکت میکرد.
وفاپور در رابطه با علاقه آن مرحوم به حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی عنوان کرد: درمبارزات قبل از انقلاب همواره مرید حضرت امام خمینی(ره) بود و در سال 1346 در سفر به نجف اشرف محضر معظمله را درک کرده و پشت سر ایشان اقامه نمازکرده بودند و در محل کار نیز همواره از منتقدان و معترضان نظام شاهنشاهی بودند.
بعد از پیروزی انقلاب نیز آن مرحوم از حامیان مستحکم انقلاب و حضرت امام(ره) بودند و با توجه به اینکه از اعضای هیأت امنای مسجد راه چمن نیز بودند از افراد موثر در تشکیل پایگاه مقاومت بسیج علویه، اولین پایگاه بسیج قزوین در این مسجد بوده و خود نیز در دوران دفاع مقدس در جبهههای جنگ حق علیه باطل در سن 66 سالگی شرکت کردند و در عملیات والفجر 10 دوشادوش رزمندگان اسلام حضور داشتند و همواره مشوق فرزندان خود برای حضور در جبهههای جنگ بودند.

شکوه جلسات قرآنی پس از انقلاب
وفاپور با اشاره به حال و هوای جلسات قرآن پس از انقلاب اسلامی، تصریح کرد: جلسات قرآن بعد از انقلاب اسلامی به هیچ وجه قابل قیاس با قبل از آن نیست و پیشرفت قرآنی در بخشهای مختلف، مرهون انقلاب و امام خمینی(ره) و خصوصاً مقام معظم رهبری است که حمایتهای ایشان باعث رشد وشکوفایی استعدادهای بسیاری گردیده است و در قزوین نیز بعد از انقلاب اسلامی جلسات قرآن پربار و با شکوه هر چه بیشتر برگزار گردید.
جلسات قرآن در مساجد مختلف و منازل خصوصاً در دهه 60 در اوج خود بود، بسیاری از تربیتیافتگان این جلسات به مقام والای شهادت رسیدند، استادی چون شهید بزرگوار قدرتالله چگینی که ایشان نیز در راه تشکیل یکی از همین کلاسها به دست منافقین کوردل به شهادت رسیدند، از مصادیق بارز این مهم بودند و نسل کنونی قرآن در قزوین نیز با بیش از 200 حافظ کل قرآن و صدها حافظ در اجزای مختلف، قاریان خوشخوان و فعالان در زمینه مفاهیم و تفسیر، مرهون انقلاب اسلامی و امامین انقلاب هستند.
پایهگذاری جلسات ماندگار قرآنی
وفاپور در رابطه با اهتمام مرحوم پدرش به آموزش قرآن بیان کرد: ایشان برای کودکان و نوجوانان اقوام، دختر و پسر جلسه قرآن تشکیل میدادند و به آموزش قرآن در منزل میپرداختند و اغلب هفتهها نیز در منزل خودشان جلسه قرآن برای آقایان داشتند و سالهای متمادی نیز در مسجد راهچمن جلسات قرآن برگزار می کردند.
ایشان از پشتیبانان و مشوقان تشکیل جلسه قرآن منازل شهدا در قزوین بودند و تا زمانی که میتوانستند در این جلسات که شبهای جمعه تشکیل میشود، شرکت میکردند و همواره از حافظان و قاریان نوجوان با اهدای جوایزی قرآنی تجلیل میکردند و به پرهیز از تجملات در این جلسات تاکید داشتند.
وی در توضیح هدف تشکیل این جلسه قرآنی گفت: هدف از تشکیل این جلسه قرآنی در منازل شهدا، آشنایی و انس هر چه بیشتر نسل جوان با عاملان حقیقی قرآن کریم یعنی شهدای عزیز بود؛ از سال 1375 که این جلسه آغاز به کار کرده است و تاکنون نیز با عنایت پروردگار متعال تشکیل این جلسات استمرار دارد و همواره از جلسات با شکوه بوده و بیشتر، مورد استقبال نوجوانان و جوانان شهر قرار گرفته است و البته ارتقاء سطح تلاوتها، آشنایی با مفاهیم قرآنی و سیره اهلالبیت(ع) و استفاده از وصایای شهدای عزیز و دلگرمی خانواده معظم شهدا از دیگر اهداف این جلسه قرآنی میباشد.
توصیه به نماز اول وقت
وفاپور ادامه داد: در رابطه پدر و فرزندی، توصیه ایشان همواره جلب خشنودی خداوند متعال و پرهیز از تاثیر ملامت ملامتگران در ایجاد مانع بر سر رشد و پیشرفت جوانان در امور معنوی بود، همیشه به نماز اول وقت در مسجد، احترام به پدر و مادر، اخلاق خوش، امر به معروف و نهی از منکر، حضور در نماز جمعه، راهپیماییها و رعایت حق اقربا و همسایگان و عموم مردم و کمک به مستمندان و .... توصیه می کردند.
اخلاص در تلاوت و توجه عمیق به مفاهیم و تفسیر آیات و عمل به آیات قرآن در حد توان و استفاده از الحان حزین و گوش نواز و التزام به تبعیت از سیره اهلبیت(ع) و استفاده از آیات قرآن و احادیث حضرات معصومین علیهمالسلام در گفتار و رفتار خصیصه اصلی و ذاتی ایشان به شمار می رفت.
وی خاطرنشان کرد: ایشان نه تنها پدر بلکه استاد عزیز بنده در همه زمینههای معنوی بودند، اگرچه من حق استادی ایشان را به جا نیاورده و شاگرد خوبی برایشان نبودهام؛ رابطه بنده و مرحوم پدرم یک رابطه عاطفی و مرید و مرادی بود و چون بنده آخرین فرزند خانواده بودم، از طفولیت تحت تعلیم ایشان قرار گرفته و از سن 5 سالگی به تلمذ در محضرشان توفیق یافتم، از همان دوران در جلسات مختلف همراه ایشان شرکت میکردم و به تلاوت قرآن میپرداختم و مورد تشویق قرار میگرفتم، حتی هنگامی که سوار دوچرخه ایشان میشدم آوای قرآنی ایشان در گوشم میپیچید و با هم آیات قرآن را میخواندیم و من حفظ میکردم و از ایشان هدیه دریافت میکردم؛ البته نباید نقش والده مرحومهام که بسیار بنده را تشویق می کردند و ایشان نیز از بانوان با تقوا و متدین بودند فراموش کرد. «رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا»