به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، بزرگترین مشکلی که مؤسسات قرآنی و مراکزی که کارهای فرهنگی و قرآنی انجام میدهند، با آن روبهرو هستند، مکانی است که در اختیار دارند.
این مکان در 99 درصد موارد اجارهای و در یک درصد دیگر مؤسس از خانه خود برای انجام فعالیتهای قرآنی استفاده میکند، که در هردو صورت آن مکان کاربری مسکونی دارد و مالک زمانیکه برای دریافت پروانه پایان ساخت یا سند مالکیت اقدام میکند با مشکلاتی مانند استفاده تجاری از مکان مسکونی مواجه میشود.
یکیاز معضلات پیشروی آن یک درصد از مؤسسات قرآنی که از مکان مالکیتی یکیاز مؤسسان استفاده میکنند، دست و پنجه نرم کردن با ارگانهای دولتی مانند شهرداری، جهت استفاده تجاری از مکان مسکونی است، این درحالی است که پیامبر اکرم(ص) انسان را تشویق میکند که برای یادگیری علم به دوردستترین مکانها نیز سفر کند، و مکان خاصی برای آموختن و آموزش دادن در نظر نگرفته است.
حال این سؤال پیش میآید که آیا برای آموزش قرآن به فرزند خود در منزل نیز باید کاربری منزل را از مسکونی به تجاری تغییر داد؟
یکیاز شرایط برای اخذ مجوز فعالیت مؤسسات قرآنی داشتن «محل» و «امکانات» کافی است، که طبق تبصره یک این بند محل مؤسسه باید حداقل دارای یک اتاق اداری و یک سالن آموزشی و امکانات مورد نیاز اداری، بهداشتی و ... باشد، و در تبصره 2 آمده است که؛ محل مؤسسه باید «ملک خصوص» یکیاز مؤسسان یا «مکان استیجاری» یا «وقفی» و یا «اهدایی» با قرارداد معتبر به مدت حداقل یک سال باشد.
در این میان گاهی صاحب ملک استیجاری انسان منصفی بوده و برای اینکه به مؤسسه کمکی کرده باشد، اجاره پایینی از مؤسس دریافت میکند، اما در اکثر مواقع و باتوجه به اوضاع اقتصادی حاکم بر جامعه، مبلغ اجارهای که برای چنین مکانهای تعیین میشود بالا بوده و اگر مؤسس بخواهد از منزل مسکونی خود برای برگزاری کلاسها استفاده کند، با مشکلات زیادی روبرو میشود.
یکیاز نکاتی که یک مدیر مؤسسه باید رعایت کند این است که مکان مناسبی برای جذب کودکان به سمت قرآن فراهم کند، این مکان باید بهگونهای باشد که کودک ما تنها با نگاهی کوتاه جذب محیط شده و حتی فقط برای حضور در این مکان لحظه شماری کند، در این صورت است که نقش دیگر عوامل مانند مربی قرآن، امکانات آموزشی و ... پُررنگ میشود، حال اگر این مکان آموزشی استیجاری بوده و از طرف دیگر مدیر مؤسسه جهت مسکونی بودن مکان مورد استفاده از سوی شهرداری تحت فشار باشد، آیا میتوان مکان مناسبی را برای آموزش و تربیت قرآنی کودکان فراهم کرد.
حال اگر بنا باشد که مدیرعامل مؤسسه پس از یک سال مکان را تخلیه کند یا مجبور باشد کلاسهای قرآنی را که در ملک خود تشکیل میدهد، تعطیل کند، چگونه میتوان انتظار داشت که ماهانه و سالانه به قرآنآموزان افزوده شده و امکانات مؤسسه بیشتر از پیش شود.
از حق نگذریم امتیازات خوبی برای مؤسسات قرآنی در قانون پیشبینی شده است، اما به نظر کافی نمیرسد! چراکه مؤسسات قرآنی با فرزندان ما سروکار دارند و آنها را برای آینده تربیت میکنند، تربیتی که اگر درست باشد آینده کشور تضمین میشود اما اگر اشتباه و غلط باشد تنها خدا میداند که چه بلایی بر سر جامعه خواهد آمد!
یکیاز راهکارهای برون فت از این وضعیت پشتیبانی از مؤسسات قرآنی است، پشتیبانی مالی و معنوی از این مؤسسات میتواند در احیای آنها بسیار مؤثر باشد.
این درحالی است که عدم پشتیبانی از مؤسسات قرآنی میتواند آینده جامعه را به خطر بیاندازد، چراکه اگر با این روند پیش برویم، مؤسسات قرآنی، که در حال حاضر با مشقتهای فراوان سرپا ایستادهاند، به اجبار تعطیل میشوند، و تعطیلی مؤسسات قرآنی یعنی از کار افتادن یکیاز بازوان تعلیم و تربیت قرآنی در کشور.
یکیاز راههای پشتیبانی از مؤسسات بالا بردن فرهنگ وقف قرآنی، بهویژه در استان، است. وقف قرآنی در استان لرستان آنطور که باید جا نیفتاده است و ما باید در این رابطه فعالیتهای گستردهای را انجام دهیم که واقفان و خیران را بهسمت قرآن جذب کنیم، که آنها نیز سرمایههای خود را در اختیار قرآن؛ این چراغ هدایت بشر قرار دهند.
به نظر میرسد که جای یک نهاد با نام خیران قرآنی در استان و حتی کشور خالی است و ما باید بهدنبال ایجاد این نهاد باشیم، چراکه هرچه بیشتر بهسمت قرآن حرکت کرده و با آن مأنوس شویم، خود قرآن دست ما را گرفته و موجب ظفر و پیروزی ما بر دشمنان میشود.