به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، استان لرستان نیز مانند دیگر نقاط کشور دستخوش تغییراتی از نظر سیاسی و دینی بوده است، که در اینجا به تغییرات دینی فرقههای مذهبی که در استان وجود داشتهاند و اکنون منسوخ شدهاند میپردازیم.
ازجمله فرق که لرستان وجود داشته است میتوان به حروفیه، نقطویان، على اللهى و اهل حق اشاره کرد، این درحالی است که در حال حاضر مردم لرستان یکپارچه شیعه هستند.
فرقه حروفيه در قرن هشتم هجرى فضلالله حروفى كه افكار و انديشههايش از تشيع متأثر بود، دينى نو، بر بنيان اصالت حروف و تفسير آنها و ظهور امام غايب، به وجود آورد. او قرآن را به طرز شگفتآورى معنى، و آيات كلامالله و سخنان پيامبراکرم(ص) را به خواست خويش، تفسير میكرد. مذهب تازه او مشهور به حروفى بوده و پيروانش معتقد بودند كه فضلالله معانى واقعى قرآن را درک و به ياران وفادار خويش آموخته است. او سخت به مبانى اخلاق پايبند بوده و در دوران حياتش به «فضل حلال خور» معروف بود.
در سال 788 ه .ق معتقداتش را آشكار كرد و در سال 796 ه .ق يعنى زمانيكه به تأليف «جاوداننامه» اشتغال داشت، قربانى تعصبات مذهبى آن زمان گشت و به فرمان اميرانشاه ـ فرزند سوم تيمور گوركانى ـ به وضع فجيعى به قتل رسيد.
شواهد موجود نشان میدهد كه فضلالله استرآبادى در نيمه دوم قرن هشتم در بروجرد، پيروانى داشته و مسلم است كه گفتار وى از اين شهر به مناطق سلسله و دلفان يعنى لرستان شمالى راه يافته است و گروهى از مردم لرستان نيز مذهب او را به تشيع شبيه يافته و ادعايش را پذيرفته بودند و اين فرقه در لرستان پايگاهى به دست آورده بود. اما پساز مرگ فضلالله بيشتر پيروان مذهب حروفى تبعيد يا كشته شدند.
فرقه نقطويان از ديگر فرقههاى موجود در لرستان میتوان به «نقطويان» اشاره كرد. نقطويان كه در حقيقت جانشينان حروفيان بودند عقايد خود را از ايشان گرفته بودند و به جاى حروف، نقطهها را داراى خاصيت بزرگ تفسير راستى كلام خدا و رسول خدا(ص) دانستهاند.
جهل و بيسوادى اتابكان لُر و تعصبات خشک مذهبى شاهان صفوى و واليان سلويرزى، بن و بيخ اين قوم را بركنده و مانع توسعه بيشتر عقايد آنان گرديده است به طورى كه امروزه حتى يک نفر از حروفيان در لرستان ديده نمىشود.
فرقه علىاللهى از ديگر فرقههاى موجود در لرستان مىتوان به «علىاللهى» اشاره كرد. در برخى از نقاط لُرستان پابرهنههايى با بشره تيره، موهاى بلند و سبيلهاى پُرپشت كه اغلب لب بالا را ناپديد ساخته، میبينيم كه كارهايى شگفت از آنها به وقوع میپيوندد و عقايد و زندگى اينان از جمله غرايب دنياست. اين مردم از پيروان فرقه علىاللهى هستند. اين گروه به پيشواى خود عشقى جنونآميز دارند و گاهى در اين راه اعمال عجيبى انجام میدهند.
پيروان اين مذهب مجالس بزم و سرورى دارند و چون شُرب شراب را حرام نمىدانند، جشنهايى توأم با بادهخوارى، برپا میكنند و شيخ و شاب از مى ناب سرمست میگردند و خودشان به ساختن عرق، شوقى وافر دارند، بهویژه عرق ساخت طايفه چاوارى، بين آنها مشهور و معروف است.
اعياد بزرگشان از هجدهم دى ماه و اغلب در شبهاى مهتابى شروع میشود و جمعاً هفت عيد دارند از قبيل: پير موسى، شير قوطى، كمچه لِس و.... اين مجالس با شركت زن و مرد تشكيل مىگردد و هر سال نيز جشنى همگانى دارند كه به منزله فستيوالى از تيرههاى مختلف علىاللهى است.
جشن مذكور با حضور مردان و زنان قبايل و پيرامون تودههاى سر به فلک كشيده آتش، صورت گرفته و مكان آن در بلندترين نقاط آن ناحيه است.
مثلاً در دلفان، كنار چشمه كلان ـ پشت سر طايفه چاوارى ـ و در طرهان، روى كوه بلوران آنان با خواندن اورادى فرياد زنان، كف بر لب آورده و نام على را زير لب، يا با صداى بلند تكرار مىكنند و شعلههاى آتش را به دهان فرو میبرند و آسيبى هم نمیينند. به نماز چندان اعتقادى نداشته و به زيارت ائمه اطهار(ع) و يا خانه خدا هم نمیروند.
از آداب ديگر آنان، مسأله «خواهر شرطى» را بايد نام برد و آن بدين ترتيب است كه جوانى در خواب میبيند با فلان زن و يا دختر هم مسلک خود، عقد برادرى بسته است. پس از بيدار شدن، خواب خويش را طى مراسمى به گوش همه میرساند و اين عقد در عالم واقع بسته میشود و جوان به خانه آن دختر يا زن شوهردار میرود و هديهاى مانند گوسفند و شيرينى و تنقلات براى او میبرد و سه شب پيش هم ممانند و يک حبه قند بزرگ چارگوش را طرفين آنقدر میليسند كه به حالت گرد و بسيار محكم درآيد پس از اين سه شب آنها برادر و خواهر خواهند بود.
بهدنبال اين تشريفات، جاى هيچ ايراد و اعتراضى بر اعمال پنهانى آنان نيست و جالب توجه اينكه تا به حال شنيده نشده كه جوانى از اين طايفه در رؤيا با پيرزنى يا حتى دختر جوان زشت رويى، عقد خواهرى و برادرى ببندد.
بيشتر علىاللهىها در نورآباد، كوهدشت و اليگودرز سکونت دارند. در نورآباد مركزيت آنها خليفهآباد پنج كيلومترى نورآباد بود. و در كوهدشت در محلى به نام بلوران در 25 كيلومترى كوهدشت سكنى دارند در ديگر شهرهاى استان در بروجرد عدهاى از دراويش وجود دارند كه در منازل و تحت لواى حسينيه تشكيل جلسه مىدهند و در زاغه و دورود و ازنا بعضى از فرقههاى خاكسارى سكونت داشته و در بلوران خانقاه دارند و در خليفهآباد زمينى را به مساحت چند هزار متر براى ساخت حسينيه تهيه كردند كه مردم مانع شدند.
در منطقهاى بين هرسين و نورآباد مركزى به نام «گرهبان» در بيشاز چند هكتار مساحت وسعت ساختمانى سه طبقه و تعدادى خدام دارند كه در آنجا نماز جماعت برگزار میكنند.
در آذر يا دى ماه مراسمى را در طول يک هفته دارند، اين مراسم در هر شب اسمى خاص دارد بر اين مراسم «كامريجان» مىگويند. هر شبى يک برنامه دارند. در يكى از شبها بايد حتماً خروس بكشند در اين شب قيمت خروس بالا میرود در يک شب انار میخورند و...
در فرقه علیاللهی، ناسزا گفتن به خدا و پيامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) به جز امام على(ع) رواج دارد و معتقدند كه با ناسزا گفتن ثروتمند میشوند. اين موضوع حتى به شيعيان منطقه نيز گسترش يافته است و بچههاى شيعيان نيز در كوچه به ناسزا گويى میپردازند. علیاللهیها خودشان در خليفهآباد و بلوران شراب تهيه میكنند و اين را سنت اميرالمؤمنين(ع) میدانند.
لازم به ذكر است كه در ميان فرقههاى موجود در لرستان، موفقيت علىاللهیها بيشتر بوده و پيروان آن تا به امروز بر سر كيش خود، ماندهاند البته اديانى مانند بهاییهاا نيز كه اساس كارشان بر مبناى غيبت امام دوازدهم بود، كوششهايى براى گردآورى مريدانى در لرستان داشتهاند ولى به واسطه قدرت شيعه در اين سرزمين، ناچار به ترک آن شدهاند.
فرقه اهل حق از ديگر فرقههاى مذهبى بسيار مهم استان میتوان به «اهل حق» اشاره كرد. اساس حركت نهضت حقه يا اهل حق در ابتدا بر پايه هشت اصل بنيانگذارى گرديد كه عبارت بودند از: برادرى، حقپرستى، مشاركت اقتصادى، آبونمان يا ماهانه، پولى كه ماهانه به مبلغان و يا متوليان تكايا داده میشد، مشورت و رايزنى، آزادى زنان، روش و نظم و ترتيب در امور.
بزرگترين شرط ورود به دين اهلحق «سر سپردن» است كه بهوسيله پير و دليل يكى از خاندانهاى اهل حق انجام میگيرد.
اهلحق علاوهبر دستورالعملهاى سلطان يا پيشواى خود به جم و جم خانه، نذر و نياز و روزههاى قولطاس و مرنو، اماكن متبركه و عبادتگاههاى مفيد، داشتن شارب، احترام به پير باطندار و آرامگاه پيشوايان خود، اعتقاد دارند.
در دين و روش اهلحق خدا يكتا و قادر لايزال واحد و «احد» است و خدا نزاد و غير و فاعل بر اراده خود است و او خالق كُل و ابدى و قديمى محسوب میشود. در مورد مقام حضرت على(ع) در عقايد اهل حق بايد گفت كه يارستان و اهل حقهاى واقعى هيچگاه حضرت على(ع) را خدا نمیدانند و آنچه مسلم و مشخص است نسبتهايى كه به اهل حق بهعنوان علىاللهى بودن دادهاند و يا در بعضى كتب و مقالهها علىاللهى را شعبهاى از اهلحق میدانند، خلاف محض است و خط اهلحقهاى يارستانى كاملاً از علىاللهىها دور است. مردم اهل حق میگويند على خدا نيست، اما از خدا هم جدا نيست.
اهل حق در جمع خانه، مكان مقدسى كه به اعتقاد اهل حق خانه مولا على(ع) محسوب میشود، آهنگهاى مذهبى مینوازند كه نام آنها عبارتنداز: يارى، طرز، على مولا، و كلام كه ابيات آن بهصورت دسته جمعى اجرا میشود. اين آهنگها با تنبور نواخته میشود.
مقدسات سنتى اهلحق/ جمع يا جم علاوهبر مقدسات مشهور دينى، اهلحق طبق سنتهای خود بيابس، كلامها، جمع و جمع خانه، نذر و شرط و اقرار مقدس میدانند. جمع يعنى اجتماع جماعتى از اهلحق در محلى به نام جمعخانه براى عبادت و اذكار و اوراد اختصاصى، جمع و جمعخانه را جم و جمخانه هم میگويند. جمعخانه اختصاص به محل خاص و يا ساختمان مخصوصى ندارد، بلكه هر جايى ممكن است اهل حق با خلوص نيت به قصد عبادت جمع شوند.
ذكر ذكر را به دو صورت جلى و خفى انجام میدهند. ذكر جلى را هميشه با آلات موسيقى انجام میدهند. با اينكه آلات موسيقى را هيچكدام منهى نمیدانند، ولى بنا بر سنت گذشتگان خود بيشتر از تنبور، دف و گاهى نى نيز استفاده مىكنند. هنگام ذكر جلى، برخى از اوقات، افراد به حالى میافتند كه آتش خورى میكنند.
عبادات اهلحق اهلحق، در هفته يک يا چند بار در جمع خانه با حضور پير جمع میشوند و معمولاً اين جمعها در شب جمعه تشكيل میشود. اين مراسم با تشريفات خاصى اجرا میشود. اين جمعها كه با عبادات خاصى انجام میشود حلال مشكلات میدانند و شركت هفتهاى يک بار در جم و جمخانهها را به جاى عبادات دائمى كافى میدانند. اهل حق نماز نمیخوانند و در واقع به جاى نماز، نياز دارند گرچه منكر وجوب نماز در شريعت نيستند.
روزه اهلحق بر هر اهلحق مكلف واجب است كه هر ساله در وقت معين سه روز متوالى روزه بگيرد. اين سه روز روزه در خاندانهاى اهل حق مختلف است، اما همين قدر میتوان گفت كه موعد آن فصل زمستان است.
در مورد نام اين روزه نيز اختلاف است ولى اكثريت آن را نيت «مرنوى» مینامند. مرنو يعنى غار نو، و مربوط به زمانى است كه سلطان اسحق به اتفاق سه تن از يارانش مورد تعقيب دشمنان قرار گرفت و در «شندر كوه» مرز ايران و عراق فعلى، در غارى كه پديدار شده بود سه شبانهروز، به حالت روزه گذراندند. از آن پس هر ساله اهلحق در همان موعد روزه مىگيرند. اهلحق براى اين روزه اهميت روحى و عرفانى خاصى قائلاند.
محدوده جغرافيايى و جمعيت اهلحق اين مسلک امروزه در بيشتر نقاط كشور بهطور پراكنده پيروانى دارد كه داراى جمخانه نيز میباشند، اما بيشتر در استان كردستان، كرمانشاه، فارس، گيلان، لرستان و آذربايجان وجود دارند. اهل حق تعداد خود را شش ميليون نفر میدانند اما اين رقم مستند به سندى نيست.
از كتابهايى كه اهل حق درباره آيين، اصول، اعتقادات و مراسم خود نوشتهاند مىتوان از: شاهنامه حقيقت، برهانالحق، آثارالحق و معرفتالروح تأليف مرحوم حاج نعمتالله جيحون آبادى و فرزندش حاج نورعلىالهى، دفتر رموز يارستان سلطان صحاک، گردآورى سيد قاسم افضلى شاهابراهيمى، رهروان عشق على نوشته داود موحد بشيرى و برخى از كتابهاى ديگر نام برد.
در حال حاضر اكثر مردم استان، شيعه هستند و تمسک مردم لرستان به خاندان رسالت و معصومين ريشه در اعتقادات واقعى و درونى آنها دارد.