کد خبر: 3487948
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۲

دروغگويی کودکان؛ دلايل و راهکارهای مقابله با آن

گروه اجتماعی: استفاده از واژه‌های «الکی»، «شوخی» و «دروغ» نبايد در خانواده رواج داشته باشد، کودک بايد بداند دروغ در هر شکلی ناپسند است. بهتر است به‌جاي در نظر گرفتن تنبيه يا تهديد کودک تلاش کنيم به موضوع از ديد کودک بنگريم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، کودکان وقتی گمان کنند والدين از قبل پاسخ‌ها را می‌دانند.همچنين از سؤال‌های غافل‌گير کننده بدشان می‌آيد سؤالاتی که وادارشان می‌کند دروغ بگويند، حقيقت را پنهان کنند و خجالت بکشند.نبايد از نقش والدين و الگوهايی که در اختيار کودک قرار می‌گيرد، در گرايش کودک به دروغگويی غافل شد. چنان‌که، گاهی والدين خودشان به وضوح دروغ می‌گويند اما ناديده گرفتن حقيقت از سوی کودک را بر نمی‌تابند. در صورتی‌که چنين انتظاری بی‌جاست.
گاهی کودک به‌علت نداشتن تمرکز و توجه به محيط پيرامون، مسائل را پس و پيش يا به اشتباه روايت می‌کند و والدين بنا را بر دروغگويی کودک می‌گذارند.
کودکان اغلب تمايلی به دروغگويی ندارند اما وقتی به حساسيت و نقطه ضعف والدين پی می‌برند، به دروغگويی رو می‌آورند تا جلب توجه کنند. به‌عنوان مثال چون کودک می‌داند که مادر نسبت به سلامت او حساس است، به دروغ از دل‌درد شکايت می‌کند. دروغ‌گويی در کودکان باهوش، ريسک‌طلب، هيجان‌خواه، تنوع‌طلب و اجتماعی بيشتر مشاهده می‌شود و کودکان کم‌رو و خجالتی، بيش‌فعال و عقب‌مانده کمتر دروغ می‌گويند.
راهکارها
يکی‌از بهترين راه‌های پيشگيری از دروغگويی در کودکان اين است که او را وادار نکنيم براي دفاع از خود دروغ بگويد. بهتر است اگر نسبت به دروغگويی وی مطمئن هستيم، بدون اشاره مستقيم و استفاده از واژه دروغگويی او را متوجه کار اشتباهش کنيم.
گاهی والدين خودشان انگ دروغگو بودن به کودک می‌زنند، والدينی که دايم گفته‌های کودک را انکار می‌کنند، به‌طور غيرمستقيم به او می‌گويند که دروغ می‌گويد. يا وقتی کودک دروغ آشکار می‌گويد به‌شدت عصبانی می‌شوند و او را سرزنش می‌کنند.
بهتر است والدين خط مشی مشخصی در برابر دروغگويی کودک داشته باشند.بدون سؤال پيچ کردن يا بازجويی از کودک طی چند سؤال و جواب کوتاه سعی کنند واقعيت يا بخشی از آن را از زبان کودک بشنوند، موضوع را بزرگ و مهم جلوه ندهند و با قاطعيت اما واضح و شفاف درباره موضوع با کودک صحبت کنند.
کودک بايد طی گفت‌وگو احساس کند راستگويی به وی کمک می‌کند يا در پايان گفت‌وگو به اين نتيجه برسد. نکته اين‌جاست که واقعيت و تخيل در زندگی کودکان زير شش سال در هم تنيده است و کودک ممکن است هر آن‌چه را به ذهنش می‌رسد بر زبان آورد، به اين نوع دروغ، «دروغ سياه و سفيد» می‌گوييم.
در بيشتر موارد چنين گفته‌هايی بسيار اغراق‌آميز و غيرواقعی است.مثلاً پسربچه شش سال‌های با هيجان به مادرش می‌گويد: «من ديروز يک غول ديدم!» در واقع دروغ بيان کننده حقايق مربوط به اميدها و دلهره‌ها و آشکار کننده آن چيزی است که فرد می‌خواهد باشد.
والدين از طريق اطلاعاتی که از گفته‌های دروغين کودک کسب می‌کنند، می‌توانند به کودک کمک کنند تا واقعيت را از افکار پوچ و خيالی تشخيص دهد. وقتی بچه‌ای می‌گويد که برای عيد يک فيل زنده به‌عنوان هديه سال نو دريافت کرده است، بايد گفت که او دوست دارد يک فيل داشته باشد و نبايد او را بابت گفتن اين جمله سرزنش کرد.
گاهی کودک دروغ می‌گويد، زيرا اجازه ندارد حقيقت را بگويد. به‌عنوان مثال وقتی به مادرش می‌گويد که از برادرش متنفر است، تنبيه می‌شود. اما اگر بلافاصله حرفش را پس بگيرد، والدين، او را بابت انکار احساسش مورد تشويق قرار می‌دهند، با اين تجربه کودک نتيجه می‌گيرد که انسان به‌دليل گفتن حقيقت تنبيه می‌شود.
گاهی هم والدين، کودک را به دروغگويی تشويق می‌کنند. به اين صورت که کودک مجبور می‌شود به‌منظور دفاع از خود دروغ بگويد. کودکان از اين‌که والدين از آن‌ها پرس‌وجو کنند، بيزارند به‌خصوص بايد آگاهانه شرايطی را برای کودک ايجاد کنيم که دروغ نگويد و اگر دروغ می‌گويد نه با واکنش احساسی و هيجانی بلکه به‌صورت منطقی به او بفهمانيم که نيازی به دروغگويی نيست.
ريشه‌يابی علت دروغگويی
استفاده از واژه‌های «الکی»، «شوخی» و يا «دروغ» نبايد در خانواده رواج داشته باشد و کودک بايد بداند دروغ در هر شکلی ناپسند است. بهتر است ريشه دروغگويی کودک را دريابيم، بهتر است به‌جاي در نظر گرفتن تنبيه يا تهديد کودک تلاش کنيم به موضوع از ديد کودک بنگريم تا دريابيم کودک از دروغگويی چه نفعی می‌برد و به‌دنبال چيست، سپس به او نزديک شويم.
گاهی والدين از دروغگويی مقابل کودک اجتناب می‌کنند اما در عوض پنهان‌کاری را به او ياد می‌دهند.پنهان‌کاری هم شکل ديگری از دروغ است و در طول زمان کودک ياد می‌گيرد که چه‌طور حرف بزند تا متهم به دروغگويی نشود، همچنين کاهش اعتماد به نفس در کودک با تمايل به دروغگويی در ارتباط است و بچه‌هايی که عزت نفس پايين دارند به «خودياری کاذب» يا به عبارتی به اغراق در بيان توانايی‌ها و حوزه اختيارات خود روی می‌آورند تا آن خلاء را جبران کنند.
اگر دروغگويي تا هفت سالگی درمان نشود هم‌زمان با رشد کودک شاخه و برگ بيشتری پيدا می‌کند و درمان آن دشوارتر می‌شود.اغلب اين دانش‌آموزان برای فرار از تنبيه يا دريافت پاداش دروغ می‌گويند، اين امر حاکی از آن است که شالوده رفتار اخلاقی در دوران کودکی آن‌ها به‌درستی پی‌ريزی نشده است و حالا در دوران بزرگسالی برای رسيدن به اهداف خاص دروغ می‌گويند.در اين سنين فشارهای والدين موقعيت را بدتر می‌کند و راهی جز دروغگويی برايشان باقی نمی‌ماند.
حجت‌الاسلام امیدی، کار‌شناس مذهبی در لرستان در این باره می‎گوید: سرچشمه دروغ نیز گاهی به‌خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از اطراف او، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به‌خاطر علاقه شدید به مال، جاه، مقام و... است که شخص از این وسیله نامشروع برای تأمین مقصود خود کمک می‌گیرد.
وی با بیان اینکه دروغ‌گویی یک صفت ناپسند است که بعضی از افراد بدان مبتلا هستند و میان بعضی چنان شایع است که گویی به‌صورت عادت تلقی می‌شود، ادامه داد: دروغ‌گویی بیشتر جنبه آموختنی (اکتسابی) دارد زیرا انسان‌ها بر اساس فطرت و ذات خود دروغ‌گو نیستند، بلکه دروغ‌گویی را از محیط زندگی خود مانند خانواده، مدرسه و به‌طور کلی از اجتماع آموخته‌اند، حتی می‌توان به جرات گفت که پایه و اساس دروغ‌گویی به‌‌ویژه در کودکان و نوجوانان از خانواده شروع می‌شود.
این کارشناس در مورد علل رواج دروغ و دروغ‌گویی در جامعه، اظهار کرد: از جمله این علل می‌توان به عدم شناخت و باور انسان به انسانیت خودش اشاره کرد.
وی یادآور شد: فطرت انسان پاک است و اگر هر انسانی متوجه شود که فطرت او با دروغ سازگار نبوده و با ارزش‌های انسانی و دینی مخالف است، دیگر به سراغ دروغ نمی‌رود، با توجه به این‌که هر انسانی ذاتاً نفاق را دوست ندارد و اگر بداند دروغ راه را برای نفاق و دورویی باز می‌کند از آن فرار می‌‎کند.
امیدی به اشاره به آیات سوره زلزال اضافه کرد: اگر هر انسانی بداند گوش، چشم، زبان، دست و تمام اعضای بدن در روز معاد به زبان آمده و همچنین زمین نیز شهادت می‌دهد که چه کارهایی روی آن انجام شده است همین کافی است که از دروغ و نفاق دوری کند.
وی با بیان این‌که یکی از عواملی که افراد جامعه را به دروغ‌گویی وا می‌دارد، شیطان است، ادامه داد: خداوند متعال در آیات ۲۲۱ و ۲۲۲ سوره مبارکه شعرا که در رابطه با بحث خلقت آفرینش و انسان است، می‌فرماید: «هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلَی مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ (۲۲۱) تَنَزَّلُ عَلَی کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیم (ٍ۲۲۲) یُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَکْثَرُهُمْ کَاذِبُونَ ﴿۲۲۳﴾؛ آیا شما را خبر دهم که شیاطین بر چه کسی فرود می‌‏آیند (۲۲۱) بر هر دروغ‌زن گناهکاری فرود می‌‏آیند (۲۲۲)».
این کارشناس مذهبی اضافه کرد: بنا بر معنای این آیات سر منشأ همه دروغ‌ها، شیطان است و یکی از چیزهایی که شیطان انسان را به آن وسوسه می‌کند، دروغ‌گویی است؛ پس اگر انسان با شیطان مأنوس شود، دروغ‌گو می‌شود.
وی حسد را یکی از عوامل دروغ‌گویی دانست و ادامه داد: خداوند در قرآن‌ کریم با آوردن قصه حضرت یوسف (ع) و در آیه‌های ۹ تا ۱۱ سوره یوسف، به حسادت برادران یوسف نسبت به او اشاره کرده است و این حسادت را عاملی دانسته است که باعث شده پسران حضرت یعقوب (ع) به او دروغ گفته و حضرت یوسف (ع) را همراه خود به صحرا ببرند در چاه بیاندازند و باز هم به دروغ بگویند گرگ او را دریده است که این‌ها هم ریشه در حسادت برادران آن حضرت دارد.
امیدی سومین عامل دروغ‌گویی را تغییر سبک زندگی مردم دانست و افزود: اگر سبک زندگی ما اسلامی باشد به این معنا که همه رفتارهای ما نیز مبنا و پایه اسلامی داشته باشد، دروغ را به‌عنوان یک ضد ارزش می‌شناسیم ولی اگر سبک زندگی ما غیر اسلامی باشد به این معنا است که فقط به تقلید می‌پردازیم و چه بسا در این سبک زندگی غیر اسلامی دروغ را یک ارزش بدانیم و آن‌ را در جامعه رواج دهیم.
وی با بیان این‌که اگر می‌خواهیم فرزندانمان دچار دروغ‌گویی نشوند باید سبک زندگی ما اسلامی باشد و از رسول خدا (ص) الگو بگیریم، گفت: با توجه به سنت پیامبر(ص) قبل از انعقاد نطفه باید فضای بچه را پاکسازی کنیم و بعد از آن و در دوران شیرخوارگی فضای خانه را باید از دروغ و دروغ‌گویی پاک کنیم و بین پدر و مادر فضای راستگویی و صداقت حاکم شود؛ چراکه فرزند ابتدا از پدر و مادر الگو می‌گیرد.
captcha