به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، مهمترین چیز در زندگی انسان که از ارزش والایی برخوردار است، وقت میباشد؛ که درواقع شیرازه حیات ما را تشکیل میدهد. ارزش وقت از آن جا دانسته میشود که خداوند در قرآن کریم سورهای را به نام العصر «وقت یا زمان» نازل کرده و در جاهای دیگری از قرآن، به برهههایی از زمان اشاراتی داشته است و در جایجای قرآن برای بیان اهمیت آن، به آن قسم یاد کرده است.
همه ما کمابیش به این مسئله واقف هستیم که وقت برای ما نقش اساسی و حیاتی دارد تاجاییکه گفتهاند: «وقت طلاست» اما هریک از ما تا چه میزان توانستهایم از وقت و فرصتی که در اختیار داریم در راستای تربیت فرزندان و کسب فیوضات معنوی و ارتباط با خدا استفاده کنیم.
اگر مروری به گذشته داشته باشیم البته گذشتههای نه چندان دور بلکه دورانی که بسیاری از ما آنرا به یاد میآوریم مثلاً سه یا چهار دهه قبل متوجه میشویم مادران و مادربزرگها و پدران و پدربزرگهای ما چهقدر وقت کم میآوردند.
شاید به یاد داشته باشیم سالهای سال که وقت مادران و مادربزرگها و حتی خود ما به ششستن و رُفتن و پختن میگذشت پرداختن به اینکارها بیهوده نبود بلکه جزئی از وظایف اصلی بانوان بهشمار میرفت.
در آن زمان در هر خانواده فرزندان قد و نیم قد که به فاصله زمانی کم هر یک پس از دیگری متولد شده بودند، مادران را آنچنان به خود مشغول کرده بود که شاید برای استراحت، مطالعه و تفریحات خیلی وقت کم میآوردند.
جمعهها که میشد علاوه بر وظیفه حمام کردن بچهها، طشتهای پُر از لباس کثیف فرزندان قد و نیمقد و مرد خانواده آماده بود تا زن خانه ساعتها در گوشهای از حیاط بنشیند و با آب داخل حیاط که چهبسا سردسرد بود لباسهای تلمبار شده را بشوید تا روز از نو و روزی از نو، شاید اگر مادر در آن روز کوتاهی میکرد و لباسهای کثیف فرزندان و یا همسرش را نمیشست فرزند و همسرش فردای آن روز دست به دهان میماند که چه کند لباس تمیز ندارد چراکه آن دوران مثل امروز نبود که لباسهایمان یکبار مصرف باشد و شاید اغلب ما حال و حوصله ششستن لباسی که فقط چندبار پوشیدهایم را دیگر نداریم و آنرا به زبالهدان میفرستیم.
از شسستن لباسها که بگذریم پختن غذا نیز باری سنگین بر دوش مادر و حتی دختران منزل بود جمعیت زیاد خانواده نیازمند غذایی زیاد بود که ساعتها از وقت زن خانواده را به خود اختصاص میداد بعد از پختن و خوردن بازهم نوبت شستن ظروف و مهیا شدن برای پخت غذای شام میشد و بعد از پختن و خوردن شام شب نیز نوبت ششتن ظروف شام و بعد هم مهیا کردن فرزندان برای خواب اگرچه این کارها پشت سر هم برای زن خانواده تکرار میشد اما مادر هیچگاه از فرزندانش و از تربیت آنها غافل نبود در هر فرصتی که مییافت نصایح خود را به فرزندانش میکرد که چه بکنند و چه نکنند.
شاید اوقات فراغت مادر خانواده در آن زمان بسیار محدود بود اما مادر خانواده هیچگاه ترشرو نبود، عصبی نبود، خائن به شوهر و فرزندانش نبود از جانش هم برای اهل خانهاش مایه میگذاشت.در دورانی نه چندان دور شاهدیم مادرها و مادربزرگها و حتی دختران چه ساعتها وقت گرانمایه خود را در صفهای طویل نانوایی و یا تهیه سایر مایهتاج که بهصورت کوپنی توزیع میشد، میگذراندند اما خم به ابرو نمیآوردند اما امروز چه؟
با مرور به گذشتههای نه چندان دور در زندگی پدر بزرگها و پدرانمان نیز میبینیم آنها برای درآوردن لقمهای نان حلال برای زن و فرزندانشان چه سختیها که نمیکشیدند عرق جبین میریختند تا لقمه نانی حلال کسب کنند و امورات خانواده را بگذرانند آنها هم اوقات فراغت چندانی نداشتند شاید آنچنان سرگرم کار و تلاش بودند که وقت کم میآوردند چه برسد به اینکه به اوقات فراغت فکر کنند اما امروز چه؟
امروز دیگر طشتهای بزرگ مخصوص شستوشوی لباسها کنار رفت و ماشین لباسشویی جای آنرا گرفت و این قسمت از وقت بانوان خالی ماند، چراکه دیگر ماشین جور آنها را میکشد، پختن غذا با قابلمههای بزرگ کنار گذاشته شد چراکه دیگر از حضور بچههای قد و نیمقد خبری نیست شاید یک بچه یا دو بچه که آنقدر تنقلات در کنارشان ریخته که دیگر منتظر شام و ناهاری نیستند و اگر هم شام و نهاری درکار باشد انواع و اقسام غذاهای آماده و کنسرو شده در دسترس است تا بانوان زحمتی متحمل نشوند پس این مسئولیت نیز تا حدودی از دوش زن برداشته و یا بسیار ساده شده است و این هم یک وقت اضافه دیگر.
امروز دیگر سختی کارها به سختی دیروز و دیروزها نیست چراکه اغلب ماشینی شدهاند در آمارها و ارقامهایی که اعلام میشود میگویند کار مفید در کشور ما خیلی کم است و فرصتهای زیادی از کارکنان در هنگامیکه باید به کار بپردازند به بیکاری و بطالت میگذرد. این همه وقت اضافه و ما ماندهایم که با این وقتها چه کردهایم.
باوجودیکه امروز وقتهای اضافه زیادی در دست داریم اما بسیار وقت کم میآوریم حاضریم یک سریال تکراری را دو باره و سهباره که نه ده باره ببینیم تا وقتمان را بگذرانیم اما تا چه اندازه از این وقتهای اضافه برای تربیت فرزندانمان استفاده و برای رسیدگی به امورات معنوی خانواده بهره بردهایم.
مادری بود که وقتی فرزندش مرتکب فجیعترین جنایت سال شد گفته بود پسرم آنقدر بچه است که حتی کارت ملی ندارد، غافل از اینکه پسرش که هنوز به سن قانونی نرسیده علاوه بر خوردن شراب و داشتن چند دوست دختر، زن صیغهای هم داشته اما داشتن این همه راضیاش نکرده، به جنایت و قتل دختر بچهای شش ساله که شاید به این خونآشام به چشم برادر نگاه میکرده است، اقدام میکند این مادر در قبال تربیت فرزند پسرش چهقدر وقت گذاشته است آیا فقط در این حد که میدانسته پسرش هنوز بچه است غافل از اینکه او در چه منجلابی دست و پا میزند.
امروز مشغول شدن مادران و پدران به انواع چشمو همچشمیها و تجملات و سرگرمیها باعث شده از کانون خانواده که روزگاری در ایران گرمگرم بود، غفلت شود، بسیاری از وقتهای اضافه مادران و دختران ما صرف انواع آرایشهای زننده و گشت و گذارهای بیمورد در سطح خیابانها و معابر میشود و بسیاری از وقتهای اضافه مردان و پسران ما به نگاه کردن به زن و دخترهای آرایش کرده سطح خیابانها و معابر، که اگر گوشهای از این وقتهای طلایی بانوان به فرزندان و همسر و وقتهای اضافه مردان به فرزندان و همسرشان اختصاص مییافت شاهد این همه خیانت، جنایت و به هم ریختن بنیان خانوادهها نبودیم.
از وقت بهعنوان طلا یاد میشود طلایی که تا در دست است قدر آنرا نمیدانیم و همینکه سرمان به سنگ میخورد متوجه میشویم که حیف شد از دستمان رفت.دیگر وقتهایمان برای بودن با خدا، رفتن به مسجد، قرآن خواندن و حتی تربیت پارههای تنمان یعنی فرزندانمان بسیار کمکم شده به اینها که میرسیم وقت کم داریم اما بسیار وقتها از داشتن وقت اضافه حوصلهمان سر رفته است و گله و شکایت کردهایم.
چه خوب میشد بخش کوچکی از این همه فرصت و وقت اضافهای را که در اختیارمان هست به ذکر و دعا و یا قرائت چند آیه اختصاص دهیم اما افسوس که فرصت مطالعه کتاب حالا چه کتاب داستانی باشد چه علمی و چه ادبی و تاریخی و یا حتی قرآن و مفاتیح در جامعه ما بسیار پایین است تا جاییکه سرانه مطالعه به دقیقه و ثانیه محاسبه میشود.
اهمیت وقت از نگاه قرآن در آیه نخست سوره عصر میخوانیم: «والعصر» یعنی سوگند به زمان، كه یكی از معانی زمان، وقت است. در آیه 37 سوره فاطر نیز در این رابطه آمده است: «وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ؛ و آنان در آنجا فرياد برمىآورند پروردگارا ما را بيرون بياور تا غير از آنچه میکرديم كار شايسته كنيم مگر شما را [آن قدر] عمر دراز نداديم كه هر كس كه بايد در آن عبرت گيرد عبرت میگرفت و [آيا] براى شما هشداردهنده نيامد پس بچشيد كه براى ستمگران ياورى نيست».
این آیه بیانگر بازخواست شدید خداوند از كسانی است كه اوقات ارزشمند زندگی خود را در دنیا بیهوده مصرف نمودند و از اطاعت خدا بازماندند.
در آیه 56 سوره زمر نیز میخوانیم: «أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ؛ تا آنكه [مبادا] كسى بگويد دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزيدم بىترديد من از ريشخندكنندگان بودم».
امام علی(ع) در این رابطه فرموده است: «نعمتی در دنیا بزرگتر از طول عمر و سلامتی نیست» و نیز رسول گرامی اسلام(ص) در این رابطه فرموده است: «ای ابوذر! در مورد عمر خود حریص تر از پول و ثروت خود باش».
پیامبراکرم(ص) همچنین فرموده است: «پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت شمار: زندگی را قبل از مرگ، سلامتی را قبل از بیماری، فراغت را قبل از اشتغال به كار، جوانی را قبل از پیری و بینیازی را قبل از تهیدستی».علی(ع) فرمود: بیشك زیانكار كسی است كه عمرش را تلف كرده و نیكبخت آن است كه عمرش را در بندگی خدا صرف كرده است» و نیز فرمود: «همانا گذشته گذشت و آینده نامعلوم، پس حال را با كار و تلاش دریاب». همچنین فرمود: «همانا اوقات تو جزء جزء عمر تو است، بنابراین عمرت را در غیر از آنچه موجب نجاتت شود، صرف نكن».
حتی كسانیكه به فكر خودسازی با كار و تلاش نیستند و امروزشان بدتر از دیروزشان باشد، خائن شمرده شدهاند: چنانکه امام علی(ع) فرمود: «كسیكه بیجهت و بیهوده حتی قدم بزند، سرزنش شده است و نیز امام صادق(ع) فرمود: «انسان مؤمن دائما مشغول كار مفیدی است و لحظهای وقتش را تلف نمیكند» و امام علی(ع) فرمود: «در هر روزی كاری را كه موجب رشد و پیشرفت است انجام ده».
چنانكه گذشت كار و تلاش مؤمن عبادت است. بنابراین، برای تكامل و تعالی نباید لحظهای از زمان را از دست بدهد. اما این بهمعنای كار دائمی و دوری از تفریح و استراحت نیست، بلكه زندگی مؤمن باید دارای نظم باشد.چنانكه در اقتصاد، امروزه بحث هزینه فرصت نیروی كار مطرح است كه هم نیروی كار و هم كارفرما كه بابت آن هزینهای میپردازد، باید قدرش را بداند. در بعضی روایات هم عمر مانند سرمایهای در نظر گرفته شده كه به انسان هدیه داده شده است و بنابراین، باید از تلف كردن این هدیه گرانبها پرهیز كرد. امام علی(ع) فرمود: «ای فرزند آدم! تو فقط مجموعه چند روز هستی، بنابراین، وقتی یك روز گذشت جزئی از وجود تو كم شد».
اسلام برای وقت و عمر انسانی كه تا كنون موفق به كار و تلاش سازندهای نشده و خود را ضایع كرده است، ارزش بینهایت قائل است، چرا كه او میتواند در باقیمانده عمرش گذشته را جبران و حال و آینده را اصلاح بنماید و با اندوختهای در خور وارد جهان ابدی گردد.
پیامبر اسلام(ص) میفرماید: «هر كس در باقیمانده زندگانیاش كار نیكو انجام دهد، نسبت به گناهان گذشتهاش مواخذه نمیشود، و هر كس در باقیمانده زندگیاش كار زشت كند، به گناهان گذشته و حال و آیندهاش عقوبت میشود».
علی(ع) میفرماید: «بقیه عمر انسان قابل قیمتگذاری نیست، زیرا انسان در آن زمان آنچه از اعمال را كه از دست داده به دست میآورد و آنچه را كه از بین برده احیا میكند» و نیز فرمود: «از امروز برای فردایت توشه برگیر، و گذشت وقت را غنیمت شمار، و از فرصتهای ممكن استفاده كن».
اسلام حتی از اندوهناكی و تأسف بر گذشته نهی میكند،زیرا مشغول كردن ذهن به آن، جز تلف كردن وقت و ضایع كردن عمر ثمری ندارد و آنچه سودمند است كار و تلاش سازنده برای جبران گذشته و احیای آینده است. پیامبر اسلام(ص) فرمود: «دنیا یك لحظه است، این یك لحظه را در طاعت خدا بگذرانید».
امام علی(ع) فرمود: «از به تأخیر انداختن عمل اجتناب كنید؛ هنگام ممكن شدن عملی فوراً آنرا انجام دهید» و نیز امام صادق(ع) فرموده است: «مشغول كردن افكار به آنچه از دست داده شده، وقت را تلف میكند، زیرا انسان را از تفكر درباره آینده و آماده شدن برای كار و تلاش جدید باز میدارد».
تا اینجا بحث از اشتغال به كار برای جلوگیری از اتلاف وقت و عمر انسان بود. در روایتی از تلف كردن وقت دیگران نیز نهی شده است؛ پیامبر اسلام(ص) میفرماید: وای بر صنعتگران امت من كه امروز و فردا میكنند (و كار مردم را به تأخیر میاندازند و آنها را معطل میكنند».
از عواملی که باعث تباهی وقتمان میشود میتوان از عدم آمادگی لازم برای انجام كارها، برنامهریزی غلط (کارها را در جای نامناسب گذاشته و در اوقات نامناسب انجامدادن)، هر لحظه تغییر دادن کارها و وظایف از قبل برنامهریزی شده، صحبتها، برخوردها و تماسهای نا به هنگام، افراط در دیدن برنامههای تلویزیونی، مطالعه موضوعات نامرغوب به گونه پراکنده، پُرحرفی و زیادهگویی در محافل و مجالس، نیمهکاره گذاشتن کارها و شروع كردن كاری دیگر، غیبت، خبرچینی و گفتوگو پیرامون موضوعات پیش پا افتاده و خوابهای وسط روز، البته به شکل نامنظم آن اشاره کرد.