کد خبر: 3497071
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۵

چگونه می‌توان زنده جاوید شد؟

گروه اندیشه: کسانی‌که بعد از مرگ، آثارشان جهان را فرا گرفته و افکار و خط و راهشان، رهبر و راهنما و الگو و اسوه است چنین کسانی زنده‌ی جاویدانند پس تلاش کنیم به‌جای این‌که زنده مرده باشیم، زنده جاودان باشیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، کسی‌که ظاهراً زنده است اما آن‌چنان در شهوت فرو رفته که نه ناله مظلومی را می‌شنود، نه صدای منادی حق را، نه چهره‌ی بینوایی را می‎بیند و نه آثار عظمت پروردگار در صحنه آفرینش را و نه حتی یک لحظه به آینده و گذشته‌ی خویش می‌اندیشد، چنین کسی در منطق قرآن مرده است.
اما کسانی‌که بعد از مرگ، آثارشان جهان را فراگرفته و افکار و خط و راه‌شان، رهبر و راهنما و الگو و اسوه است چنین کسانی زنده جاویدانند.
روایات فراوانی در کتب شیعه و اهل‌سنت، در این زمینه آمده است که پیامبراکرم(ص) و امامان معصوم(ع) سخن کسانی را که بر آنان از دور و نزدیک سلام می‎دهند می‌شنوند و به آنان پاسخ می‌گویند و حتی اعمال امت را بر آنان عرضه می‌دارند.
در حدیثی که در صحیح بخاری در مورد داستان جنگ بدر آمده است، چنین می‎خوانیم: بعد از شکست کفار و پایان گرفتن جنگ، پیامبر(ص) با جمعی از یارانش به کنار چاهی آمد که اجساد کشتگان مشرکان را در آن افکنده بودند، و آنان را با نام‌هایشان صدا زد و گفت: «آیا بهتر نبود که شما اطاعت خدا و پیامبرش را می‎کرید؟ ما آنچه را خدا وعده داده بود، یافتیم آیا شما آنچه را پروردگارتان وعده داده بود یافتید؟!». در این‌جا عمر گفت: یا رسول‌الله! تو با اجسادی سخن می‌گویی که روح ندارند؟ حضرت فرمود: «سوگند! به کسی که جان محمد در دست اوست، شما نسبت به آنچه می‌گویم از آن‌ها شنواتر نیستید».
در سرگذشت جنگ جمل می‌خوانیم که بعد از شکست اصحاب جمل علی(ع) در میان کشتگان عبور می‎کرد، به کشته «صعب بن سور» قاضی بصره رسید، فرمود: او را بنشانید او را نشاندند، فرمود: وای بر تو ای کعب! علم و دانش داشتی اما برای تو سودی نداشت و شیطان تو را گمراه کرد و به آتش دوزخ فرستاد.
در جلد یک شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید نیز می‎خوانیم؛ هنگامی‎که امام علی(ع) از صفین بازمی‎گشت در کنار قبرستانی که پشت دیوار شهر کوفه قرار داشت رسید، آنان را مخاطب قرار داده، سخنانی در ناپایداری دنیا به آنان گفت. سپس فرمود: «این خبری است که نزد ما است، نزد شما چه خبر؟ بعد به‌سوی یارانش توجه کرده فرمود: آگاه باشید! اگر به آنان اجازه سخن گفتن داده شود به شما خبر می‎دهند که بهترین زاد و توشه‌ی آخرت، تقوی است.این خود دلیل بر ان است که آنان سخنان را می‎شنوند و قادر بر پاسخگویی هستند اما اجازه ندارند.
خداوند متعال در آیه 81 سوره نمل فرموده است: «وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ؛ و راهبر كوران [و بازگرداننده] از گمراهی‌‏شان نيستى تو جز كسانى را كه به نشانه‏‌هاى ما ايمان آورده‌‏اند و مسلمانند نمی‌‏توانى بشنوانى».
در این آیه خداوند متعال فرموده است: ای پیامبر! تو نمی‌توانی سخن خود را به گوش مردگان برسانی، چراکه لجاجت، خودسری، تقلید کورکورانه و گناه، چشم آنان را نابینا و گوش‌شان را کر و عقل‌شان را نیز از کار انداخته است و ارتباط‌شان با عالم بیرون به‌کلی قطع است و تنها در خود فرو رفته‌اند تو فقط می‎توانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیم‌اند و همچنین تو می‎توانی کسانی را بترسانی که از خداوند می‌ترسند و پیرو قرآن‌اند.
سیدابراهیم حسینی لیلابی، از مفسران قرآن کریم در این رابطه با اشاره به آیه 10 سوره یس که می‌فرماید: «وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ»، به خبرنگار ایکنا، گفت: بیشتر سران شرک و کفر(سران اهل مکه که به‌خصوص طایفه‌ بنی‌مخزوم) در صدر اسلام، به‌گونه‌ای بودند که انذار و اخطار پیامبر(ص) در آنان کارساز نبود، ایمان نمی‌آوردند و روح حق‌پذیری نداشتند خداوند سبحان به پیامبرش فرمود: برای آنان یکسان است، چه آنان را اخطار کنی، بترسانی یا اخطار نکنی، نترسانی، ایمان نمی‌آورند در اثر لجاجت و برتری‌جویی، روح شناخت آنان مرده است، هرچه از خداوند و آخرت برای آنان بگویی و یا نگویی فرق نمی‌کند چراکه «فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ» تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی و نمی‎توانی کران را هنگامی‎که روی برمی‎گردانند و پشت می‎کنند صدا کنی.
وی افزود: خداوند متعال در این آیات خطاب به پیامبر(ص) فرموده است: خطاب تو زندگانند، آنان که روحی زنده و بیدار و حق‌طلب دارند، نه مردگان زنده‌نما که تعصب و لجاجت و استمرار بر گناه، فکر و اندیشه‌ی آنان را تعطیل کرده است.باز اگر آنان به‌جای گوش شنوا، چشم بینایی داشتند، در این صورت گرچه صدا به گوش آنان نمی‎رسید، اما ممکن بود با علامت و اشاره «صراط مستقیم» را پیدا کنند اما افسوس که آنان نابینا هم هستند و در آیه 81 سوره نمل می‎فرماید: «وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ؛ و راهبر كوران [و بازگرداننده] از گمراهی‌شان نيستى تو جز كسانى را كه به نشانه‏‌هاى ما ايمان آورده‌‏اند و مسلمانند نمی‌توانى بشنوانى» به این ترتیب تمام راه‌های درک حقیقت به‌روی آنان بسته است، قلب‌هایشان مرده، گوش‌هایشان کر و چشم‌هایشان نابینا است.
captcha