کد خبر: 3498845
تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۰

تکبر؛ عامل تمام بدبختی‌ها

گروه اندیشه: شناخت انسان از اصل آفرینش خود باعث تقویت اعتقاد به مبدا و وجود پروردگار و اصلاح حال خود می‎شود. اگر انسان در اصل آفرینش خود تفکر کند هیچ‌گاه دچار تکبر نخواهد شد، چراکه تکبر عامل تمام بدبختی‎هاست و غفلت، فراموشی و جهل و نادانی را به‌دنبال دارد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، تکبر عامل تمام بدبختی‌ها است، باعث غفلت، فراموشی و در نتیجه جهل و نادانی می‎شود، وقتی انسان غافل و فراموش‌گر شد صاحب نعمت‌ها و بالاتر از آن خدای خود را فراموش می‌کند و نمی‎شناسد، بلکه با آنان ستیزه کرده و به دشمنی می‏پردازد.
بشری که هیچ نداشت، خداوند توانا همه چیز به او داد، حالا منکر خدا می‎شود و صاحب نعمت «یعنی منعم» را قبول ندارد و قیومیت خدا را فراموش می‌کند و برای خود استقلال قائل است، تسلیم حق نمی‎شود، تا آن‌جا که آفرینش خود را فراموش کرده و مثل می‎زند، می‌گوید: چه کسی این استخوان‌ها را در حالی‌که پوسیده زنده می‎کند.
ابن ابی خلف یا امیة بن خلف یا عاص بن وائل، در بیابان قطعه استخوان پوسیده‌ای را پیدا کرد و فکری نمود که دلیل دندان‌شکنی برای نفی و انکار معاد پیدا کرده است، با حال غضب، توأم با خوشحالی استخوان را برداشته و می‌‎گفت: با همین دلیل به خصومت با محمد(ص) برمی‎خیزم، آن‌چنان‌که نتواند جوابی دهد.با عجله به سراغ پیامبراکرم(ص) آمد و فریاد زد یا محمد! بگو ببینم چه کسی قدرت دارد براین استخوان پوسیده لباس حیات بپوشاند؟ سپس قسمتی از استخوان را نرم کرد و روی زمین پاشید بلافاصله خداوند متعال به پیامبرش دستور داد که به آن غافل و فراموش‌کار تذکر داده و بگو: همان کسی‌که نخست آن‌را ایجاد کرد و از عدم به‌وجود آورد دوباره آن‌را می‎آفریند، او به هر آفریده‌ای آگاه و دانا است.آفرینش بار نخست انسان‌ها، دلیل و شاهد امکان برپایی قیامت و توانایی خدا بر احیا و زنده کردن مجدد آنان است.
اگر گفته شود: استخوان پوسیده‌ای که خاک شد و به‌صورت ذرات در جاهای متعدد پراکنده گردیده چه‌طور می‎شود آن‌ها را جمع کرد و چه کسی می‌تواند آن ذرات را بشناسد و از نقاط مختلف گردآوری نماید؟ در جواب این پرسش قرآن می‎فرماید: «وهو بکل خلقِ علیم» او به هر آفریده‌ای دانا است کسی‌که به مخلوقات چنین احاطه دارد و علم او ذات او است و قدرت مطلق دارد، مسئله معاد و زنده کردن امورات برایش مشکلی نخواهد داشت.
حجت‌الاسلام سیدابراهیم حسینی لیلابی، از مفسران قرآن‌کریم در رابطه با لزوم تدبر در آفرینش انسان، گفت: اگر انسان در اصل آفرینش خود (که آب ناچیز و بی‌ارزش) است تفکر و تدبر نماید سه فایده دارد استدلال به مبدا و وجود پروردگار اولین فایده آن است.
وی افزود: هنگامی‎که انسان عاقل درباره آفرینش خود تفکر و تدبر کرد و فهمید که در اصل جز «نطفه» قطره گندیده چیزی نبوده است، چه کارهای مهمی در او به کار رفته و چه مراحلی را طی کرده است، اولش چه بوده هم‌اکنون چیست، آیا می‎شود خود به خود بدون قدرت مافوق چنین شد؟.
این مفسر قرآن با طرح این سؤال که آیا حادث بدون محدث، پدیده بدون پدید آورنده وجود پیدا می‎کند؟ و آیا این قابل قبول عقل و فهم است؟، اضافه کرد: استدلال به معاد پس از آن‌که انسان متوجه شد که در اصل جز «نطفه» قطره گندیده چیزی نبود، خداوند قادر و متعال او را از نطفه با سیر دادن در مواضع و مراحل مختلف به رشد و کمال رسانده است، همان خداوند قادر می‎تواند پس از مرگ نیز بدن پوسیده و پخش شده‌ی او را جمع کرده و زنده نماید.
وی اصلاح حال خود شخص را دیگر فایده تفکر و تدبر انسان در اصل آفرینش خود بیان کرد و گفت: خداوند که سخن از «نطفه» می‎آورد تا این‌ انسان مغرور و از خود راضی کمی در اندیشه فرو برود و بداند که روز اول چه بوده است؟ پس از توجه به این‌که قطره‌ای گندیده و کثیف آفریده شده که همه از آن متنفرند، به خود آید که صفات حیوانیت، جهالت، غرور، کبر و خودخواهی‌ها را از بین ببرد، چیزی که اولش آب کثیف و متعفن و آخرش لاشه‌ی مردار و هم‌اکنون حامل قاذورات و کثافات است پس دیگر تکبر برای چه؟
حسینی در رابطه با شأن نزول آیات 77 تا 79 سوره «یس» با این مضمون که «أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ﴿77﴾ وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ﴿78﴾ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ»، گفت: خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن، به انسان تذکر می‌دهد که مبدا آفرینش و آغاز حیاتش بیش از نطفه‌ی بی‌ارزش چیزی نبوده، به این طریق او را به تدبر و اندیشه وا می‎دارد بلکه به انسان دستور می‎دهد که دقت کند و بیاندیشد از چه آفریده شده است.
captcha