به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، طلاق، به هر دلیلی پیامدهایی برای خانواده و جامعه دارد كه با توجه به آسیبهای اجتماعی پیامد طلاق و آثار بدی که به سلامت روانی و عاطفی افراد خانواده بهویژه کودکان دارد، بایستی تدابیر لازم برای حفظ و انسجام خانواده بهکار برد.
تاثیر طلاق بر فرزندان بسیار پیچیده است، بهطوریکه آنها بهطور ناخواسته درگیر تضادهایی میشوند که نه توان درک آنها را دارند و نه تاب تحمل و کنار آمدن با آن را دارند.
علل طلاق نداشتن شناخت مناسب زوجها نسبت به یکدیگر پیش از ازدواج، خانواده و خود فرد نسبت به خصوصیات و ویژگیهای شخصیتی و رفتاری شریک آینده زندگیاش آگاهی ندارد.زوجین باید برای شناختن یکدیگر باید چند ملاک و معیار را مورد بررسی قرار دهند ازجمله اینکه از نظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شبیه هم باشند، زیرا نگاه و گفتوگوی فضای زندگی از این مدخل است به لحاظ مذهبی در یک راستا باشند و به اعتقادات یکدیگر احترام بگذارند.
نداشتن تفاهم زوجها برای ادامه یک ارتباط رضایتمند باید از مهارتهای زندگی مانند گفتوگو کردن، گوش دادن و توانایی حل مسئله آگاهی داشته باشند چراکه در زندگی مشترک، گفتوگو کردن بهعنوان یک عامل مهم در ازدواج موفق است.
تکراری شدن زن و شوهر برای یکدیگر رابطه زناشویی مانند یک گیاه است و باید برای رشد آن و جلوگیری از خراب شدن و پژمرده شدن به آن رسیدگی کرد.منظور این است که حسها و نگاههای تازه که در روزهای نخست آشنایی وجود داشته را دوباره بسازیم. تازگی داشتن برای یکدیگر سبب میشود که هر دو طرف از لحاظ عاطفی به یکدیگر نزدیک شوند و حس مهم بودن را به یکدیگر انتقال دهند.
دستهای دخالتگری از بیرون دخالتها میتواند شامل دخالت خانواده، امور شغلی و كاری، اهداف شخصی و فرزندان باشد، متاسفانه بسیاری از زوجها این مجال و اجازه را به خانوادههایشان میدهند که از همان روزهای اول ازدواج در زندگیشان مداخله كنند، علت این دخالت به وابستگی فرد به خانواده نخستینش بازمیگردد.
اهمیت دادن بیشاز اندازه به کار و شغل سبب میشود که زوجها نتوانند وقت مفید و کافی کنار یکدیگر داشته باشند که بالطبع این مسئله باعث میشود محبت در خانواده کمرنگ شود.
گاهی یکیاز زوجین اهداف خود را بزرگ جلوه داده و به آن بها میدهد، مثلاً ممکن است یکی از همسران دوست داشته باشد به خارج از کشور مهاجرت کند یا اینکه در منطقه خاصی خانه داشته باشد، در حالیكه طرف مقابل چنین تفكری ندارد.
وقتی به این مسائل بیشاز حد پرداخته شود، عملاً سکان زندگی از دست زن و شوهر خارج میشود و روابط بهسمت گسسته شدن پیش میرود كه بهترین راهحل مطرح كردن امیال و اهداف خود در خانه و تصمیم مشارکتی است.
زوجها برخی اوقات به فرزندانشان بیشاز اندازه بها میدهند، بهطوریکه تصمیمات را فرزندان بر عهده میگیرند تا جاییکه حتی زن و شوهر بهدلیل توقعات بالای فرزندانشان لحظهای نمیتوانند با همسرشان خلوت كنند.طلاق و فروپاشی خانواده ضمن بر هم زدن تعادل روانی و عاطفی افراد خانواده موجب بروز آسیبهای اجتماعی میشود.
پیامدهای طلاق عواقب و پیامدهای احتمالی طلاق یا تأثیر آن در پدیدهای روانی و اجتماعی نیز شامل بزهکاری کودکان و نوجوانان، ناسازگاریها و رفتارهای ضداجتماعی آنان، فحشا بهویژه در نتیجه فقر و ناآگاهی، پرخاشگری و ناسازگاری کودکان، فرار از منزل و ولگردی آنان، افت تحصیلی، خودکشی زن یا شوهر و حتی کودک و کاهش میل ازدواج در دیگر افراد خانواده بهویژه بچههای طلاق است.