کد خبر: 3504283
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۷

دیدار مسئولان سپاه لرستان با خانواه شهید مدافع حرم

گروه اجتماعی: به‌دنبال شهادت سردار شهید رضا رستمی‌مقدم که طی هفته جاری در سوریه به فیض شهادت نائل آمده است، مسئولان سپاه لرستان روز گذشته، 16 خرداد با خانواه این شهید مدافع حرم دیدار کردند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، مرتضی کشکولی، فرمانده سپاه حضرت ابوالفضل(ع) لرستان و حجت‌الاسلام جلیلیان، مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه حضرت ابوالفضل به‌همراه جمعی از مدیران استانی روز گذشته، 16 خردادماه با خانواده سردار شهید رضا رستمی‌مقدم، شهید مدافع حرم که طی هفته جاری در سوریه به فیض شهادت نائل آمده است، دیدار کردند.
در این دیدار، حجت‌الاسلام جلیلیان، مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه حضرت ابوالفضل(ع) لرستان، گفت:  مدافعین حرم به سوریه می‌روند تا به حضرت زینب(س) بگویند که اهل‌بیت هیچ‌گاه تنها و بی‌دفاع نیستند.
وی با اشاره به این‌که عاقبت بخیری در این شرایط سخت و در این برهه از زمان که راه به‌راحتی گم می‌شود  امری مشکل است، افزود: شهدای مدافع حرم برگ برنده را در دست می‌گیرند و در این دوران سخت به سعادت می‌رسند.
مرتضی کشکولی، فرمانده سپاه حضرت ابوالفضل(ع) لرستان نیز در ارتباط با شخصیت شهید رستمی، گفت: این شهید به درجه‌ای از کمال رسیده بود که جزء به شهادت به چیزی راضی نمی‌شد و برای پاسداری از انقلاب اسلامی با امام شهدا و مقام معظم رهبری میثاق بسته بود.
همچنین، خواهر سردار شهید حاج رضا رستمی‌مقدم گفت : حاج رضا فقط شهادت را کم داشت که به آرزوی چند ساله‌اش رسید
وی افزود: حاج رضا عاشق امام و جبهه و جنگ بود به یاد ندارم یک روز نمازش قضا شده باشد از موقعی که نماز خواندن را یاد گرفت تأکید عجیبی داشت بر روی نماز اول وقت.
این خواهر شهید مدافع حرم ادامه داد: هر وقت این‌جا بود هرگز نماز جمعه را ترک نمی‌کرد. به‌علت کهولت سن پدرم که آن زمان در قید حیات بودند چون رضا فرزند ارشد بود معاف شد ولی قبول نکرد معافیت را پاره کرد و اوایل جنگ به جبهه رفت و جانباز 50 درصد شد .
وی گفت: بعد از جنگ هم فقط در منطقه و مرز خدمت می‌کرد. رضا عاشق زیارت رفتن بود. به خانواده‌های مستمند کمک می‌کرد حتی جاهایی کمک کرده که ما بی‌خبریم. خیلی با محبت بود. هر روز با مادرم تماس می‌گرفت می‌گفت دوست دارم زمان شهادتم صدای مادرم در گوشم باشد. همیشه کف پای مادر را می‌بوسید. تماس می‌گرفت می‌گفت اگر روزی وقت نکردم با شماها تماس بگیرم ناراحت نشوید احوال‌تان را از مادر می‌پرسم.
این خواهر شهید ادامه داد: حاج‌رضا بزرگ و کوچک را مثل هم احترام می‌کرد همراه با صدای مسجد بر روی پشت‌بام می‌رفت و اذان می‌گفت. محبت مثال‌زدنی به خانواده و اقوام داشت. حاج رضا عاشق شهادت بود. باز هم می‌گویم فقط شهادت را کم داشت که به آن هم رسید.
وی افزود: وقتی به ما خبر دادند حاج رضا تیر خورده، اذیت شدیم با این خبر ولی باز گفتیم خدا را شکر که زنده است. باز تماس گرفتند که خبر شهادتش تأیید شده است. ناراحت نیستیم چون برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) رفته. حضرت زینب(س) خودش شب اول قبر بر بالینش حاضر می‌شود.برای خدا جنگیده چون حاج رضا به آرزویش که شهادت بود رسیده ما هم ناراحت نیستیم برادرم این‌گونه خوشحال شده پس ما هم از شادی برادرم‌مان شادمان هستیم.
captcha