یكی از آیات شریفه در قرآن كریم كه به ارتباط میان آرامش مؤمنان و ایمان به خداوند اشاره دارد؛ آیه 151 سوره آل عمران است: «سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ ینَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِینَ»: به زودى در دلهاى كسانى كه كفر ورزیدهاند بیم خواهیم افكند زیرا چیزى را با خدا شریك گردانیدهاند كه بر [حقانیت] آن [خدا] دلیلى نازل نكرده است و جایگاهشان آتش است و جایگاه ستمگران چه بد است.
این آیه بیانگر پیوند هميشگی شرك به خداوند (تكیه بر اسباب مادی) و احساس ترس است؛ ترس از بیاثر بودن این اسباب كه خداوند بر آنها دليلی نازل نكرده است.
آیتالله جوادی آملی در تبیین این آیات، فهم این ارتباط را برای ما آسان كرده است: مشرك از آن جهت كه تكیهگاهی ندارد، همواره متزلزل است. مؤمن از آن جهت كه پناهگاه دارد همواره مطئن و آرام است ... دلها به نام حق، به یاد حق میآرامد؛ ولی كافران چون مركز طمأنینه بخش ندارند همواره مرعوبند.
پس از این گفتار ایشان نتیجه میگیرند: ایمان با امن رابطه دارد، شرك با رعب رابطه دارد؛ برای اینكه شرك به جایی تكیه ندارد؛ انسان است و ارتباطش با جهان یقینی است و اسرار جهان هم برای او مجهول و تكیهگاه هم كه ندارد همیشه در حال رُعب و ترس است. ولی موحّد كه خود را به صاحب عالم و آدم میسپارد همیشه در آرامش است. غیرموحّد هیچ تكیهگاهی ندارد ﴿مَن یشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّماءِ﴾ مثل آدمی است بین آسمان و زمین معلّق افتاده، تكیهگاهی ندارد، اما آن مؤمن كه ﴿فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی لاَ انفِصَامَ لَهَا﴾ است چون خود را به خالق خود و جهان سپرده است آرام است، لذا فرمود رعبی كه دامنگیر آنها شد در اثر شرك است.