به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، آیتالله سیداحمد میرعمادی، نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه خرمآباد شامگاه جمعه، هفتم خردادماه در برنامه تفسیر قرآن با محوریت سوره «رعد» در مسجد بعثت خرمآباد، گفت: موضوع آیه هفتم سوره مبارکه رعد بهانهجویی کافران است.
وی افزود: پیامبراعظم(ص) وقتی به پیامبری مبعوث شد مردم در برابر دعوت وی به سه دسته تقسیم شدند گروهی که بنا بر فطرت خود به پیامبر ایمان آوردند،گروهی که نسبت به دعوت پیامبر بیتفاوت بودند و گروهی که ایمان نیاوردند که در قرآن از این گروه تعبیر به «کافران» شده است.
آیتالله میرعمادی با بیان اینکه کافران به دو دسته «بهانهجو» و «لجوج» تقسیم میشوند، ادامه داد: کافران بهانهجو که نظیر آنرا در دوران حضرت موسی و عیسی(ع) نیز شاهد هستیم افرادی بودند که بهانهجویی میکردند و از پیامبر زمان خود معجزه میخواستند.
وی گفت: در دوران پیامبراسلام(ص) نیز برخی از کافران هر روز میآمدند و از پیامبر اکرم(ص) تقاضای معجزه میکردند و در حقیقت این دسته از کافران بهدنبال حقیقت و حقانیت نبودند آنها قصدشان فقط اذیت کردن پیامبر بود لذا درخواست معجزه میکردند.
نماینده ولیفقیه در لرستان با اشاره به اینکه پیامبراسلام(ص) معجزهای مثل قرآن داشت اما کافران بهانهجو به این قانع نبودند و درخواست معجزه میکردند، افزود: معجزه به دو نوع «حقیقی» و «اقتراحی» تقسیم میشود که نظیر معجره حقیقی میتوان از قرآن، تبدیل عصا به اژدها و ... نام برد که این نوع معجزه برای اثبات نبوت است اما معجزه اقتراحی هرگز براى کشف حقیقت نبوده، و به همین دلیل پیامبران هرگز در برابر آن تسلیم نمیشدند.
این مفسر قرآنکریم با بیان اینکه در معجزه اقتراحی درخواست معجزه از روی هوی و هوس است، اظهارکرد: حال این سؤال مطرح میشود که چرا با وجود قرآن کریم بهعنوان بزرگترین و بالاترین معجزه پیامبر کافران باز هم معجزه میخواستند، اظهار کرد: از دلایلی که رد قران در پاسخ به این سؤال ذکر شده این است که آنها به این دلیل دنبال معجزه اقتراحی بودند تا تسلیم پیامبر نشوند و ایمان نیاورند در حقیقت درخواست معجره بهانهای برای ایمان نیاوردن است.
وی ادامه داد: دلیل دومی که در این رابطه ذکر شده این است که هدف کافران از درخواست معجزه برای تمسخرکردن بود در حقیقت این دسته از کافران لجوج فکر مىکردند که پیامبر اکرم(ص) مثل رمالها و جادوگرهاست لذا برای تمسخر پیامبر درخواست معجزه میکردند. در حقیقت کافران حُسن نیت نداشتند آنها نیست سوء و بدی داشتند نیتهایشان فاسد بود.
این مفسر قرآنکریم با اذعان به اینکه خداوند در پاسخ کافران بهانهجوی معجزهخواه فرموده است که معجزه به دست خداست و از روی هوی و هوس نیست و با اراده و اذن و مشیت الهی انجام میگیرد.
اثبات حقانیت و هدایت مردم؛ هدف معجزهوی با بیان اینکه هدف از معجزه اثبات حقانیت و هدایت مردم است نه برای سرگرمی و تفریح، افزود: معجزه نشانه حقانیت و برای رد انکار منکران است.
آیتالله میرعمادی با اشاره به آیه 7 سوره رعد با این مضمون که « وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» ادامه داد: در اینجا دو سؤال پیش مىآید اول اینکه جمله «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» چگونه مىتواند پاسخ کافران نسبت به تقاضاى معجزه بوده باشد که جواب این سؤال با توجه به آنچه در بالا گفتیم روشن است زیرا پیامبر(ص)، یک خارقالعادهگر نیست که به درخواست هر کس و براى هر مقصد و هر منظور دست به اعجاز بزند، وظیفه او در درجه اول انذار یعنى بیم دادن به آنها که در بیراهه میروند و دعوت به صراط مستقیم است البته هرگاه براى تکمیل این انذار و آوردن گمراهان به صراط مستقیم نیاز به اعجازى باشد، مسلماً پیامبر کوتاهى نخواهد کرد، ولى در برابر لجوجانى که در این مسیر نیستند هرگز چنین وظیفهاى ندارد.
نماینده ولیفقیه در لرستان گفت: در واقع قرآن مىگوید: این کافران وظیفه اصلى پیامبر را فراموش کردهاند که مسئله انذار و دعوت بهسوى خدا است و چنین پنداشتهاند که وظیفه اصلى او اعجازگرى است.
این مفسر قرآن با طرح این سؤال که منظور از جمله «وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» چیست؟ گفت: در این آیه خدا میخواهد بگوید ای پیامبر تو انذار کننده و هدایتگر هستی.
وی افزود: جمعى از مفسران گفتهاند که این هر دو صفت «منذر» و «هادى» به پیامبر بر مىگردد و در واقع جمله چنین بوده است «انت منذر و هاد لکل قوم؛ تو بیم دهنده و هدایت کننده براى هر جمعیتى هستى» که در واقع این آیه اشاره به رسالت جهانی پیامبراکرم(ص) دارد.
آیتالله میرعمادی با بیان اینکه بنابر برخی دیگر از تفاسیر مقصود از جمله «أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» جانشینان پیامبراکرم(ص) است، ادامه داد: روایات متعددى که از پیامبر اکرم(ص) در کتب شیعه و اهل تسنن نقل شده که فرمود: «من منذرم و على هادى است» این تفسیر را کاملاً تایید مىکند.
آیتالله میرعمادی ادامه داد: فخر رازى در ذیل همین آیه در تفسیر این جمله از ابنعباس چنین نقل مىکند: «پیامبر دستش را بر سینه خود گذاشت و فرمود: منم منذر! سپس به شانه على اشاره کرد و فرمود توئى هادى! و بهوسیله تو بعد از من هدایتیافتگان هدایت مىشوند» که این روایت را دانشمند معروف اهل تسنن علامه ابنکثیر در تفسیر خود، و همچنین علامه ابنصباغ مالکى در (فصول المهمه) و گنجى شافعى در (کفایة الطالب) و طبرى در تفسیر خود و ابوحیان اندلسى در کتاب تفسیرش به نام (بحر المحیط) و همچنین علامه نیشابورى در تفسیر خویش و گروه دیگرى نقل کردهاند.
نماینده ولیفقیه در لرستان در بیان نکات تفسیری آیه هفتم سوره رعد گفت: با توجه به تفسیر این آیه برای تربیت و هدایت هم انذار لازم است و هم بشارت، هم تهدید لازم است و هم تشویق، همچنین کار اصلی پیامبران انذار و هدایت مردم است نه برآورده کردن اعجاز و کارهای خارقالعاده و علاوه بر این وظیفه اصلی پیامبراعظم(ص) دعوت مردم بهسوی خدا، انذار و ارشاد مردم و به صراط مستقیم درآوردن مردم است.
آیه 7 سوره رعد؛ آیهای برای اثبات وجود امام زمان(عج)وی گفت: براساس این آیه شریفه زمین هرگز از حجت خدا خالی نیست و یکی از آیاتی که برای اثبات وجود امام زمان(عج) میتوانیم استدلال کنیم همین آیه هفت سوره رعد است.
این مفسر قرآن کریم در خاتمه یادآور شد: با توجه به این آیه برای جامعه جاهل غافل انذار لازم است اما برای جامعه آگاه غافل هدایت لازم است.