به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، آیتالله العظمی سبحانی، بعد از ظهر امروز در درس تفسیر سوره مومنون در مدرسه حجتیه قم گفت: مشرکان بیان میکردند که وقتی که به خاک و استخوان تبدیل شدیم، آیا امکان دارد که دوباره زنده شویم؟ این مسئله بیان میکند که قریشیان نیز همان سخنانی را تکرار میکردند که پیش از آنها بیان میشد.
وی افزود: در آیه 82 قرآن کریم در زمینه تجزیه بدن ابتدا از خاک استفاده شده است و سپس به استخوان اشاره شده است که دلیل آن این است که گوشت بدن زودتر به خاک تبدیل میشود تا استخوان.
این مرجع تقلید بیان کرد: شبهه دیگر مشرکان در زمینه تاریخی است که بیان میکردند که ظهور پیامبران در طول تاریخ جزو افسانهها بوده است؛ پاسخ اول خداوند به این شبهات بسیار منظم است؛ در ابتدا خداوند به بیان مالکیت زمین و آنچه در زمین است اشاره میکند که سرچشمه این مالکیت نیز خالقیت است.
وی گفت: سپس خداوند به خلقت آسمانهای هفتگانه و جریان کائنات اشاره میکند و پس از اینکه قدرت بیهمتای خود را به بشر ثابت کرد به بیان خلقت های دیگر خداوند اشاره کرد؛ مالکیت خداوند، مالکیت تکوینی است و این قدرت میتواند همین انسان مرده را نیز خلق کند.
این مرجع تقلید بیان کرد: پس از اینکه خداوند این سوال را مطرح میکند که صاحب آسمانهای هفت گانه و عرش عظیم کیست تصدیق مالکیت خدا از سوی مردم مطرح میشود که تصدیق میکنند که مالکیت این آسمانها از آن خداست.
وی گفت: خداوند در پاسخ به مشرکان در ابتدا به مالکیت زمین اشاره کرد و سپس هفت آسمان و عرش را مطرح کرد؛ و سپس بیان میکند که حاکمیت کل جهان یعنی هر چیزی که در این جهان وجود دارد و در ذهن شما به عنوان شی مطرح است از آن خداست.
این مرجع تقلید اظهارکرد: وقتی که خداوند این مراتب را بیان میکند، سپس اظهار میدارد که چرا در این مراتب تدبر نمیکنید که با این اعتقادات به دنیا نگاه کنید و مشرک باشید؟
وی گفت: تمام آیات قرآن کریم کاشف از این مسئله است که این آیات الهی به هیچ عنوان نمیتواند از سوی یک انسان مطرح شده باشد به ویژه که این سخنان از یک فرد امی در حجاز به عنوان وحی مطرح شده است و هیچ فرد امی نمیتواند چنین کیفیت سخن و مبانی علمی را ارایه کند.
آیتاللهالعظمی سبحانی بیان کرد: سوال دوم آنها یعنی افسانه بودن پیامبران الهی نیازی به جواب نداشت زیرا وقتی جریان خلقت و مالکیت خدا ثابت شود دیگر این مباحث نیازی به پاسخ نیست.
وی گفت: وهابیها میگویند وظیفه ما قرائت در قرآن است نه تدبر و تعقل؛ ولی در مکتب اهل بیت(ع) بیان شده است که قرائت مقدمه تفکر و تعقل است تا راه را از قرآن بیابیم؛ تعبد در اسلام نسبت به عقاید است نه احکام.