کد خبر: 3512520
تاریخ انتشار : ۱۹ تير ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۳

حجاب و احساس ارزشمندی

گروه اجتماعی: حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسئولیت‏‌ها و سپردن برخی مسئولیت‏‌ها است.آیا برهنه شدن و كشاندن رفتارهای جنسی به كوچه و خیابان به آدمی ارزش می‏‌دهد و انسان را از احساس ارزشمندی بهره‌‏مند می‏‌سازد؟ البته شاید احساس رضایت آنی و زودگذر پدید آورد، ولی کمتر كسی است كه برخورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی كند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، هر انسانی، با هر نظام فكری، افعال اختیاری‏‌اش را به‌منظور رسیدن به اهدافی كه آن‏ها را پسندیده و خوب تشخیص داده است، انجام می‏‌دهد، حجاب و بی‏‌حجابی نیز از این چارچوب برون نیست.عده‌‏ای حجاب را نیك می‌‏دانند و بدان پایبندند و در مقابل، بی‏‌حجابی را زشت می‏‌شمارند و از آن بیزاری می‏‌جویند و در مقابل گروهی نیز بی‏‌حجابی را پسندیده، به آن اهتمام می‌‏ورزند و حجاب را عملی زشت دانسته و دامن خود را از آن پاك می‌‏سازند.
بی‌‏تردید زندگی اجتماعی، خواه بر استدلال عقلی ـ فطری، بنیان قراردادهای اجتماعی و ...، بنا شده باشد، از تاثیر و تؤثر متقابل افراد و عملكرد آن‏ها تهی نیست، خوبی‏‌ها و زیبایی‏‌ها برای فرد و خانواده و جامعه مفیدند و زشتی‌‏ها و بدی‏‌ها نیز به همه زیان می‏‌رسانند و تأثیر خود را بر تمام اعضا و اركان جامعه به‌جا خواهند گذاشت.
حجاب و رشد شخصیت‏
شخصیت، مجموعه افكار، عواطف، عادت‏‌ها و اخلاقیات یك انسان است كه به تمایز وی از دیگران می‏‌انجامد، به‌عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگی‏‌های جسمی، روانی و رفتاری كه هر انسان را از انسان‏‌های دیگر متمایز می‏‌سازد، شخصیت نام دارد.
بر این اساس، هر كس شخصیتی دارد كه خود را با آن معرفی می‏‌كند و دیگران نیز او را به همان ویژگی‏‌ها می‌‏شناسند در «روان‏شناسی كمال» انسان رشد یافته كه انسان خواستارِ تحققِ خود  معرفی می‏‌گردد، این‌گونه توصیف شده است؛ انسانی‌كه نیازهای سطوح پایین (نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده در صدد استفاده از توانایی‌ها و قابلیت‏‌های خود است و به‌دنبال به فعلیت رساندن خویشتن و تحقق خویش است .
اكنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیش‏تر فراهم می‌‏گردد یا با عدم رعایت آن؟ انسانی‌كه پیوسته نگران زیبایی خود است و بیش‏تر در جهت معرفی پیكر خود می‏‌كوشد، بهتر می‏‌تواند قابلیت‏های خود را بشناسد و به فعلیت برساند یا آن كه سر در باغ اندیشه دارد؟
حال سؤالی‌که در این‌جا مطرح است این است که آیا توجه به نیازهای جسمانی و سطحی به انسان امكان رشد می‌‏دهد یا توجه به نیازهای عالی و مخصوص انسان‏‌ها؟ آیا غرق شدن در خودنمایی و جلب توجه دیگران مسیر منتهی به یافتن خویشتن است؟
انسانی‌كه زندگی‏‌اش تحت فرمان و اراده‌‏اش نیست، در حس هویت‌یابی خود دچار شكست شده است، تا چه رسد به آن‌كه هویتش را به كمال رساند، زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگی‏‌اش تأثیر می‏‌گذارد و چنان زندگی می‏‌كند كه دیگران می‏‌پسندند، نه آن‌گونه كه خود می‏‌پسندد.
بی‏‌حجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است، این امر كه عقده حقارت انسان را می‏‌نمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود می‏‌سازد، در حالی‌كه زن مانند مرد یك انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تكامل یابد، كسی‌كه با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب‌نظر دیگران به‌سر می‏‌برد، در حقیقت می‏‌خواهد با تكیه بر جذابیت‏‌های ظاهری خویش و نه اصالت‏‌ها و ارزش‌‏های متعالی خود، جایی در جامعه بیابد.
 در واقع او از این طریق اعلام می‌‏دارد، آنچه برایش اصل است و اهمیت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و كارآیی‌‏اش، چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازه‌‏داری شبیه است كه پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دكور خود به‌سر می‏‌برد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگ‏‌تر را نمی‌‏یابد .
حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندی)
از نظر روان‏شناسی، قطعی‌‏ترین عامل رشد انسان «میزان ارزشی» است كه هر فرد برای خود قائل است، به‌عبارت بهتر، نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتی انسان، سطح حرمت خود او است .
درجه ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده می‏‌شود و در واقع بازخوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به‌شمار می‏‌آید، این قضاوت در قالب رفتارهای كلامی و غیر كلامی بروز می‏‌كند و گستره‌‏ای است كه فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و باارزش و یا ناموفق و بی‌‏ارزش می‏‌داند .
بنابراین «سطح حرمت خود» در سازش‌یافتگی هیجانی، اجتماعی و عاطفی تأثیر بسیار دارد و از عوامل تعیین كننده اساسی در شكل‏‌دهی الگوهای رفتاری و عاطفی است؛ به‌گونه‏‌ای كه تردید افراد در ارزشمندی‏‌شان به ناتوانی در رسیدن به زندگی عاطفی موزون می‌‏انجامد، این افراد همواره از آشكار شدن ناتوانی‏‌هاشان هراسناك‌اند و صحنه را ترك می‏‌كنند، از طرفی خلاقیت با «سطح حرمت خود» رابطه كاملاً مستقیم دارد .
به‌راستی آیا برهنه شدن و كشاندن رفتارهای جنسی به كوچه و خیابان به آدمی ارزش می‏‌دهد و انسان را از احساس ارزشمندی بهره‌‏مند می‏‌سازد؟ البته شاید احساس رضایت آنی و زودگذر پدید آورد، ولی کمتر كسی است كه برخورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی كند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند.
افزون بر این، تامین هر خواسته‌ای همیشه با احساس رضایت همراه نیست، در جامعه‏‌ای كه برهنگی تمام شریان‏‌های آن‌را پُر كرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشته‏‌ها و نداشته‏‌های خویش‎اند انسان‏‌ها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو می‏‌روند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ می‏‌نماید كه ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب آدمی به تنوع‌طلبی حریصانه كشیده می‏‌شود.
بی‏‌تردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را آكنده است، فرصتی برای بروز خلاقیت و ابتكار باقی نمی‌‏ماند، ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب‌نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمی‏‌تابد و نمی‏‌تواند یافته‌ه‏ای تازه عرضه كند.
بنابراین، چنین افرادی هم ارزشمندی را از كف داده‌‏اند و هم در جبران آن به بیراهه رفته‌‏اند، راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، رفتن در پی كسب صفات ارزشمند و پایدار است.
انسان برخوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندی خود را ارتقاء می‏ی‌بخشد تا آن‏جا كه مرد، نیازمندانه به آستان وی روی می‌‏آورد.
بی‌‏تردید اگر زنان این مفهوم را به‌طور كامل درك كنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیكر خویش بیش‏تر گرایش نشان می‏‌دهند و پی خواهند برد كه راه احساس ارزشمندی در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست.
پس حجاب احساس ارزشمندی است؛ كه موقعیتی بلند مرتبه برای زنان پدید می‌‏آورد و مردان را در محدودیت فرو می‏‌برد، اگر چه در بیان به زنان گفته می‏‌شود كه پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است كه به مرد گفته می‌‏شود، بهره‌برداری جنسی در همه جا ممنوع، چون راه چشم را كه نافذترین كانال حسی مردان است، نمی‏‌توان سد كرد.
حجاب و استحكام خانواده‏
خانواده بااهمیت‌‏ترین نهاد اجتماعی است‌، خانواده كانون عشق و امید و تحقق آرزوهای آدمی و مركز تولد و پرورش نسل بشر است؛ به‌گونه‌‏ای كه هیچ جامعه‏‌ای نمی‌‏تواند بدون خانواده پایدار بماند.
 در معارف الهی خانواده مهم‏ترین جایگاه پرورش انسان است، قرآن كریم همسران را «لباس» یكدیگر می‏‌داند و بدین ترتیب نقش هر یك را معین می‏‌كند، زن و شوهر نزدیك‌‏ترین افراد به یكدیگرند و چون لباس، یكدیگر را از آفات و آسیب‏‌های عفت‌سوز و ایمان‌برانداز حفظ می‏‌كنند. افزون بر این، آن‏ها مانند لباس، مایه وقار و آراستگی یكدیگرند، بی‏‌تردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل می‌‏گیرد.
غریزه جنسی یكی‌از علل مهم ازدواج و به‌وجود آمدن خانواده است؛ اما برای پایداری‏اش كافی نیست، بعد از ازدواج به‌تدریج با گذر زمان اهداف جدید شكل می‏‌گیرد؛ خواسته‏‌های زیستی و جنسی اندك اندك جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی می‏‌دهد و دیگر سرمایه عشق‌ورزی به‌تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواسته‏‌ها كافی نیست.
نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تامین خواست‏ه‌ای جدید، آن است كه زن و شوهر از هویت و خواست‏ه‌های فردی دست شویند و به‌سوی پی‌ریزی هویتی جمعی گام بردارند. چنانچه هر كس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمایی و موردپسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد و از آن سوی مرد در اندیشه رسیدن به تمكین‏‌های نوتر و پُر رونق‏‌تر به‌سر برد و نقش پدری را فراموش كند، بنیان خانواده بر باد می‏‌رود.
بی‏‌تردید كانون خانواده با اموری چون توجه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت‌نما شدن و مشخص‌‏تر معرفی كردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایه‏‌های خانواده را متزلزل می‌‏سازد.
حجاب و مسئولیت‌پذیری‏
هر كس در برابر خود و دیگران مسئول است، انجام موفقیت‌‏آمیز مسئولیت به استعداد و برخورداری از توانمندی‏‌های متناسب و ظرفیت‏‌های روان‌شناختی و جسمی نیاز دارد، توفیق در پاره‏ای از مسئولیت‏‌ها و حتی سپردن برخی از مسئولیت‌‏ها به حجاب تكیه دارد و افرادی‌كه بی‏‌حجابی پیشه می‏‌كنند، توان انجام آن‌را ندارند.
این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و چنان‌كه امروزه مشاهده می‏‌كنیم چاره‏‌ای ندارند جز آن‌كه انجام آن مسئولیت‏‌ها را به دیگران و حتی مردان بسپارند.
این افراد، افزون بر آن‌كه خود به‌دلیل ناتوانی یا شانه خالی كردن از انجام دادن مسئولیت‏‌های فردی باز می‏‌مانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسئولیت‌پذیرانه نامساعد می‏‌سازند، بر این اساس، بازدهی فعالیت‏‌های خانوادگی و اجتماعی را كاهش می‏‌دهند و حتی دقت عمل را دچار اختلال می‏‌كنند.
به‌عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان می‏‌مانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیت‏‌هاشان باز می‏‌دارند. فرد بی‏‌حجاب با رعایت نكردن این شرط در واقع از قبول مسئولیت خودداری ورزیده، در پی خواسته‏‌های خود می‏‌رود و حتی دیگران را از انجام تعهدهای پذیرفته شده باز می‌‏دارد، بنابراین، حجاب هرگز به‌معنای محدود كردن حوزه مسئولیت زن نیست، حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسئولیت‏‌ها و سپردن برخی مسئولیت‏‌ها است.

captcha