به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، یکی از شبهات قدیمی که علمای اهل سنت مطرح میکردند و توسط علمای طراز اول شیعه بارها پاسخ داده شده است، ولی کسی گوش نمیدهد و مجدداً فرزندان آنان بدون خواندن پاسخهای متقن و محکم علمای شیعه، باز آنرا تکرار میکنند، بحث اثبات وجود امام زمان(عج) است.
آنها همیشه به این موضوع اعتراض کرده و وجود چنین شخصی را انکار کردهاند و امروزه نیز با ادبیاتی جدید، همان شبهات آبا و اجداد خود را تکرار کرده و حتی به خود، این زحمت را نمیدهند که یکبار پاسخ علمای شیعه را مطالعه کنند.
این درحالی است که ما برای اثبات وجود امام زمان(عج) هم دلیل عقلی داریم و هم دلیل نقلی؛ البته چون این مطلب، یک مسأله تاریخی است باید به دلایل نقلی بیشتر توجه کرد.
ما در بحث مهدویت، با ادیان و مذاهب دیگر دارای نقاط اشتراکی هستیم، یعنی اینچنین نیست که این عقیده تنها مختص به شیعه باشد و از اختصاصات این مذهب، بلکه در این اعتقاد، نکاتی وجود دارد که در آنها نهتنها با دیگر مذاهب اهل سنت، بلکه با دیگر ادیان و مکاتب فکری نیز مشترک هستیم.
نقاط اشتراک شیعه با ادیان دیگر در رابطه با موضوع مهدویتامید به آینده جهان و بشریت یکیاز نقاط مشترک بین ادیان مختلف است، هم اسلام و هم ادیان بزرگ جهان مثل مسیحیت و یهود، معتقدند که دنیا روزی بعداز اینکه پُر از ظلم و جور شده بود، پُر از عدالت شده و صلح و صفا و آرامش به زندگی مردم باز خواهد گشت؛ شهرهای ویران شده آباد شده و آرامش و آسایش همگانی کل دنیا را فرا خواهد گرفت.
فتح دنیا به دست مردی الهی از دیگر نقاط مشترک ادیان در رابطه با مهدویت است، همه ادیان معتقدند که در آخرالزمان مردی از جانب خداوند متعال مأموریت دارد کل دنیا را فتح کرده و پُر از عدل و داد کند، حال درست است که هر دینی آن مصلح کل را بهنحو دلخواه خود معرفی میکند؛ اما در این نکته که آن مصلح از جانب خداوند متعال آمده است، اشتراک دارند.
مخفی بودن زمان ظهور دیگر اشتراک تمام ادیان است، بهطوریکه در ادیان دیگر نیز همچون اسلام، زمان ظهور تعیین نشده و مخفی مانده است. عدم تعیین وقت خاص، برای همیشه مشعل امید را پُرفروغ و نورانی نگه میدارد و مردم هیچ عصری را از آمدن منجی مأیوس نمیکند.
تمام ادیان برای ظهور منجی خود نشانههایی دارند که بین آنها مشترک است، اگر به کتاب مقدس ادیان دیگر مثل تورات و انجیل نگاه کنیم، آنها نیز برای زمان ظهور، نشانههایی را بیان کردهاند، این نشانهها بسیار شبیه و نزدیک است به نشانههایی که به صورت عمومی برای ظهور امام زمان(عج) بیان شده است، در آنها نیز گفته شده در آخرالزمان ظلم و جنگ و فساد تباهی دنیا را فرا خواهد گرفت.
غیبت منجی دیگر نقطه مشترک ادیان مختلف در رابطه با مهدویت است، در دین مسیح نیز مانند اسلام، «منجی» زنده و در پرده غیبت است، این دین بزرگ، حضرت مسیح را آن مصلح بزرگ میداند و او را در پرده غیبت دانسته و معتقدند روزی خواهد آمد که حضرت مسیح ظهور کرده و دنیا را فتح و پر از عدل و داد خواهد کرد، یهودیان نیز منتظر مسیح واقعی هستند که خواهد آمد.
جهان پس از ظهور، در تمام ادیان بزرگ دنیا بیان شده است که دنیا بعد از ظهور منجی، پُر از عدل و داد شده و دنیا و مردم به آرامش و آسایش و راحتی خواهند رسید. مصلح آخرالزمان در احقاق حق و نابودی باطل، هرگز شکست نخواهد خورد؛ او به هدف خود میرسد و جهان را پُر از عدل و داد، مساوات، خوبی، آبادی، صلح و صفا میکند. آرمان شهری که در طول تاریخ، ذهن انسانهای صالح را به خود مشغول کرده است، با آمدن منجی تحقق خواهد یافت.
نقاط اختلافدر این میان نقاط اختلافی نیز وجود دارد مانند اینکه ما بر خلاف ادیان دیگر معتقدیم که آن منجی، فرزند پیامبراکرم(ص) است، ما معتقدیم آن منجی همین الآن نیز زنده است و در میان مردم زندگی میکند و با مردم در ارتباط است، اما ادیان دیگر این مورد را قبول ندارند و حتی مسیحیت که معتقد است حضرت عیسی(ع) زنده است، میگویند او نزد خداست و در میان مردم زندگی نمیکند.
بنابراین بحث مهدویت تنها مختص به شیعه نیست، تا عدهای این اعتقاد را مورد تمسخر قرار داده و آنرا یک عقیده موهوم و خرافاتی بدانند؛ به عبارت دیگر؛ این عقیده همانطور که گفته شد، در میان تمام ادیان و مذاهب اسلامی ریشه دارد و هرگز مختص به شیعه نیست تا بتوان آنرا انکار کرد.
حتی زنده بودن منجی هم مختص به شیعه نیست و همانطور که در بالا اشاره شد، مسیحیت نیز معتقد است حضرت عیسی(ع) حدود ۲۰۰۰ سال است که زنده است و دارای غیبت بوده و روزی خواهد آمد که از پس غیبت بیرون آمده و دنیا را فتح خواهد کرد.