کد خبر: 3516357
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۳۹۵ - ۰۷:۴۷

شهید غفاری؛ از تکیه بازار ساوه تا مرز موسیان

گروه اجتماعی: شهید مهدی غفاری، جوانی از دیار ساوجی‌ها که در اخلاص و پاکدامنی‌ شهره میدان رزم و زندگی بود، سالگرد شهادتش نزدیک است و همین بهانه‌ای شد تا پای صحبت دوستان و هم‌رزمانش بنشینیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، شهید مهدی غفاری فرزند ابوالفضل در 13 اسفند سال 1340 در شهرستان ساوه چشم به جهان گشود و در 16 آبان سال 1361 در عملیات محرم، محل مرز موسیان بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل شد.
با توجه به اینکه به برگزاری اولین یادواره این شهید ساوجی نزدیک می‌شویم برآن شدیم با همرزمان و دوستان شهید غفاری  گفت‌وگویی صمیمانه داشته باشیم تا بیشتر با خلق و خوی این شهید دفاع مقدس آشنا شویم.
به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام حسن هنرمند مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی و از همرزمان شهید غفاری درباره آشنایی‌اش با این شهید گفت: من با مرحوم حاج ابوالفضل غفاری پدر شهید مهدی غفاری آشنایی فراوان داشتم. مهدی را هم دورادور می‌شناختم، شهیدغفاری از نسل جوانان دهه چهل بود و شاید برای جوانان امروزی جالب باشد که بدانند مشخصه بارز جوانان آن دهه از خودگذشتگی به شمار می‌رفت.
حجت‌الاسلام هنرمند ادامه داد: شهید مهدی غفاری تازه پا به جوانی گذاشته بود، خلق و خوی و خصوصیات این برهه از زندگی می‌طلبد که شخص جوانی کند. من وقتی شهید مهدی را می‌دیدم به غیرت و از خودگذشتگی‌اش غبطه می‌خوردم، مهدی با همان جوانی‌اش ازخودگذشتگی و شهامت فوق‌العاده‌ای داشت. امروز باید همه مردم از فرهنگی که شهید مهدی با آن بزرگ شد بهره‌مند شوند.
وی در ادامه افزود: مرحوم حاج ابوالفضل غفاری شخص بسیار خدمتگزاری بود، فکر می‌کنم اگر شهید مهدی الان زنده بود مثل پدر و برادرش مشغول تلاش و خدمت بود. به هر حال او اهل ساوه بود و با خصوصیاتی که از خانواده ایشان سراغ دارم حتماً اگر مهدی غفاری زنده بود شهرمان از وجودش بزرگوار استفاده می‌کرد.
همرزم شهید غفاری گفت: اعتقاد دارم در مورد شهدا نباید غلو کرد، باید حقایق زندگی آنها را گفت. شهرستان ساوه 800 شهید تقدیم کشور کرده است، بسیاری از این شهدای گرانقدر انسان‌های معمولی بودند که ایمان و غیرت فوق‌العاده‌ای داشتند. همین ایمان و آرمان‌خواهی آنها باعث شد تا جانشان را در راه اسلام و انقلاب فدا کنند. مطمئنم اگر خدای ناکرده جنگی رخ دهد امروز هم همین جوانان هستند که از کشور دفاع خواهند کرد.
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی افزود: از  ایکنا که برای تهیه و گردآوری این گزارش ارزشمند اقدام کرده  تشکر می‌کنم همچنین از زحمات برادران شهید غفاری که پیگیری زیادی دارند تا یاد شهدا زنده نگه داشته شود کمال تشکر را دارم.

در آن لحظه هیچ‌کدام نمی‌دانستیم این آخرین چایی و بگو و بخند ماست
به گزارش ایکنا؛ در ادامه این گزارش پای صحبت حاج‌اسماعیل ناظمی از دوستان و هم‌رزمان شهید که در زمان شهادت مهدی غفاری معاون فرماندهی سپاه پاسداران ساوه بوده و در ساعت‌های پایانی زندگی این شهید بزرگوار نیز در کنارش حضور داشته نشستیم.
ناظمی عملیاتی که مهدی غفاری در آن به شهادت رسید را این‌گونه تعریف می‌کند: این عملیات مابین عملیات رمضان و محرم و در سال 61 صورت گرفت. نیروهای عراقی که در عملیات اول رمضان شکستی سنگین از رزمندگان ما خورده بودند، در پی جبران این شکست تصمیم می‌گیرند تمام مناطق و بیابان‌های پیش روی ما را با پمپ‌های آب، گل کنند و فرماندهان ایرانی چاره‌ای جز تعویض مناطق عملیاتی نداشتند. در نتیجه تمام نیروها به منطقه‌ای دیگر از مرز عراق و در استان الاماره انتقال داده شد تا اینکه بعد از چند روز استراحت تصمیم به شروع عملیات گرفتیم.
وی ادامه می‌دهد: بعدازظهر آن روز به طور اتفاقی آقامهدی را که آن موقع از بچه‌های نیروی بسیج بود، دیدم و روی سقف سنگر اطلاعات و عملیات به گپ‌وگفت و احوالپرسی با هم مشغول شدیم. ما علاوه بر اینکه هم‌رزم و هم‌سنگر بودیم، نسبت فامیلی نیز داشتیم. به خوبی یادم می‌آید بعد از گذشت مدت زمانی از صحبت‌ ما جمعی از بچه‌های گروه نیز به ما اضافه شدند و برای اینکه چایی دونفره ما به همه بچه‌ها برسد، مجبور شدیم چای‌های کم‌رنگ و به ظاهر بی‌مزه‌ای را بخوریم که شاید در آن لحظه هیچ‌کدام نمی‌دانستیم این آخرین چایی و بگو و بخند ماست.
بعد از اقامه نماز عملیات آغاز شد. حدود ساعت 11 شب درگیری شدید شده بود و عراقی‌ها با هلی کوپتر و توپخانه به شدت ما را به گلوله بسته بودند که باعث شهادت بسیاری از رزمندگان دلیر و شجاع ما شد، آقا مهدی هم با اصابت ترکش به پشت سرش در همان جا به شهادت رسیدند. آن شب درگیری به قدری بالا گرفت که تصمیم به عقب نشینی موقتی گرفتیم و در این عقب نشینی پیکر پاک شهیدان انتقال داده شد.
حاج اسماعیل ناظمی با صدای محزون ادامه داد: شهید مهدی غفاری در آن زمان 18، 19 سال بیشتر نداشت و حجب و حیای بیش از حدی در چهره معصوم و پاک او دیده می‌شد. در جنگ تحمیلی، ما جوانان و نوجوانان زیادی مثل شهید مهدی غفاری داشتیم که با علاقه و شور وصف ناشدنی تلاش می‌کردند تا مسئولیتی بگیرند و نقشی در عملیات‌ها داشته باشند. در آن روزها شاهد حوادث و صحنه‌هایی عجیب بودیم که بیانش بسیار دشوار و غیر قابل وصف است.
ناظمی ادامه داد: ما درست مصداق این شعر سعدی هستیم:
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست     هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

گرمی بوسه‌های شهید غفاری را هنوز در چهره‌ام حس می‌کنم

به گزارش ایکنا مداح اهل‌بیت(ع) حاج‌ عباس لشگری را اکثر ساوه‌ای‌ها می‌شناسند. مداحی که در جنگ تحمیلی برای تشویق مردم به حضور در جبهه‌ها و بالابردن روحیه رزمندگان با یک خودروی بسیج و سپاه تبلیغ می‌کرد و در راه‌پیمایی‌ها، شعارهای انقلابی می‌داد. در جبهه‌ها هم برای رزمندگان ساوجی مداحی می‌کرد و به آنها روحیه می‌داد.
لشکری، شهید غفاری را خوب می‌شناخت، از خاطراتش درباره این شهید پرسیدیم و جواب داد: از آنجایی که ما هر چه داریم از برکت شهداست، یاد و خاطره همه شهیدان مخصوصاً شهیدان شهرمان و شهید بزرگوار مهدی غفاری همیشه زنده است، ان‌شاءالله که خداوند روح‌شان را شاد کند و ما را مورد شفاعت آنها قرار دهد.
ایشان جوانی بسیار مؤمن، ولایی و دوستدار اهل‌بیت(ع) و فعال در هیأت تکیه بازار ساوه بود و فعالیت فراوانی داشت. مثل همه شهدا به من حقیر هم خیلی لطف داشت، اگر الان بگویم گرمی بوسه‌های شهید مهدی غفاری را هنوز در چهره‌ام حس می‌کنم، حرفی به گزاف نگفته‌ام. بیشتر در ایام محرم که تکیه بازار رونق می‌گرفت و هیأت وارد تکیه بازار می‌شد، به استقبال هیأت می‌آمدند. شهید مهدی غفاری اولین کسی بود که به استقبال هیات‌ها می‌آمد، حتی برای هیأت‌ها اسفند دود می‌کرد و خیرمقدم می‌گفت قبل از اینکه ما برنامه‌ای را اجرا کنیم.
من هنوز گرمی سینه به سینه، سینه زنی ایام محرم با شهید غفاری در تکیه بازار را حس می‌کنم. ایشان در تاریخ 16/8/1361 در عملیات محرم در خط مرزی موسیان به شهادت رسید و تا جایی که یادم هست ترکش به سر ایشان خورده بود و وقتی رفتیم به سردخانه بیمارستان مدرس، چهره او را خندان و بشاش دیدیم.
عباس لشگری در توصیف شهید غفاری می‌گوید: شهدا را توصیف کردن کار من نیست و من لیاقت و سعادت این را نداشتم که با شهدا دوش به دوش در خط مرزی باشم، کار من جذب نیرو، تبلیغ کردن در شهر و رفتن به مأموریت از طرف سپاه برای اجرای برنامه‌ها مثل نوحه و دعای کمیل و توسل و عزاداری در ایام مختلف مثل ایام فاطمیه، محرم، صفر و... در جبهه‌های جنگ بود. ولی از خصوصیات بارز این جوان باصفا و مؤمن این بود که بسیار با ادب، رفیق‌دوست و نسبت به پدر و مادر مخصوصاً مادر احترام زیادی قائل بود و چون خانواده‌ای داشتند که مؤمن و مذهبی و مادر ایشان مراسم روضه به پا می‌کردند، به من تأکید می‌کرد اگر در مراسم روضه ما شرکت کردید، یاد من هم باشید و هوای پدر و مادرم را داشته باشید و نسبت به والدینش بی‌نهایت حساس بود مخصوصاً والده گرامی که از سادات نیز بودند.
وی درخصوص خصوصیات بارز و فرقی که ایشان با هم‌سن و سال‌هایشان داشت، این‌گونه توضیح می‌دهد: در آن دوران همه جوانان هم‌رده شهید مهدی غفاری، یک‌رنگ بودند و یکدل، ولی چیزی که همیشه از ایشان سراغ داشتم، این بود که بسیار عفیف و پاکدامن بودند به طوری که اگر نامحرمی از جایی عبور می‌کرد، بلافاصله سرشان را پایین می‌انداختند و به هیچ‌وجه به خود اجازه نمی‌دادند که به چهره نامحرم نگاه کنند و بسیار مأخوذ به حیا بودند.
لشکری سخن نهایی در مورد شهیدان و شهید غفاری را این‌گونه پایان می‌دهد: افرادی که جان و خون و تمام هستی خود را در طبق اخلاص قرار دادند یا مجروح شدند یا جانباز  یا به درجه رفیع شهادت نائل گشتند، ما حرفی در قبال این بزرگواران نخواهیم داشت جز اینکه چشم امید داریم که این شهدا دست ما را بگیرند و به این هم‌ عقیده داریم و پایبند هستیم که مورد شفاعت شهدا قرار بگیریم. روح شهید مهدی غفاری و همه شهدا شاد باشد، ما که در قبال این شهدا کاری نکردیم و این شهدا بودند که برای ما امنیت به ارمغان آوردند و بعد از سال‌ها هر چه داریم، از برکت خون شهداست و اگر بخواهیم لحظه‌ای غافل از یاد آنها باشیم، تجاوز به خون شهدا کرده‌ایم و مدیون آنها خواهیم بود.
مرتضی بهاری
captcha