به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، با نگاه به آخرین مأموریت یگان 57 ابوالفضل(ع)كه همانا سد هجوم دشمن در ارتفاعات سوركوه مشرف بر شهر بانه بود كه در این عملیات تدافعی با زمینگیر نمودن دشمن چند روزی در ارتفاعات آسمان بین، (در سمت چپ ارتفاعات سوركوه) استقرار پیدا نمود ه و به پدافند از این منطقه پرداخته بود.
در همین هنگام مأموریت جدیدی به لشكر واگذار گردید. از آنجاییكه نیروهای عراقی قصد تهاجم گستردهای در قصر شیرین به داخل خاك پاك ایران اسلامی داشتند بنابراین به یگان 57 مأموریت داده شد تا ضمن استقرار در منطقه مذكور به همراهی و حمایت یگانهای ارتش و سپاه حملات دشمن را سد نمایند.
بدین منظور در اواخر تیرماه سال 1367 فرماندهان و چند تن از نیروهای پیشرو جهت توجیه نسبت به منطقه عملیاتی و چگونگی آن، به شهر سر پل ذهاب وارد گردیدند و بلافاصله در این شهر یك مقر فرماندهی انتخاب نموده و مقدمات كار جهت حضور گردانها در این محور تا حدودی آماده شد. دشمن با توانی مضاعف و با پشتیبانی آتش سنگین توپخانه و نیروی هوایی و هوانیروز از قصر شیرین گذشته و به طرف سر پل ذهاب در حال پیشروی بود كه فرماندهان یگان و دیگر نیروهای همراه جهت كسب اطلاعات بیشتر به جانب قصرشیرین رفته تا وضعیت نیروهای خودی و دشمن را از نزدیك مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند. اما پیشروی دشمن بسیار سریع بود بهطوریكه آنان، تقریباً در شمال غربی شهر سر پل ذهاب در نزدیكی تپههای كوره موش با دشمن مواجه شدند (این ستون از دشمن قصد داشتند وارد تنگه كل داود شده و عقبه سرپل ذهاب را به تصرف خود در آوردند، تا كاملاً این شهر تسخیر گردد.)
بدین لحاظ فرماندهان یگان و نیروهای همراه، به جانب شهر سرپل ذهاب برگشتند تا گزارش وضعیت موجود را به اطلاع قرارگاه برسانند و از جانبی ضمن استقرار در مقر یگان در سرپل ذهاب منتظر بمانند تا گردانهای مانوری برسند و یك خط پدافندی را در این محور در جلوی دشمن ایجاد نمایند.اما متأسفانه به محض ورود به نزدیكیهای شهر متوجه شدند كه شهر سر پل ذهاب هم توسط دشمن سقوط كرده است و مقر یگان نیز در این شهر مورد هدف گلوله توپ دشمن قرار گرفته، چند نفر از نیروهای خودی اسیر و مابقی موفق به ترك مقر مزبور شده بودند.
در این هنگام تصمیم گرفته شد تا به تنگه كلداود و پاتاق رفته و در این دو تنگه گردانهای پیاده یگان را مستقر نموده تا شاید بتوان حملات سریع دشمن را خنثی كرد. اما قبل از آنكه به تنگه كلداود وارد شوند متوجه گردیدند كه این تنگه هم سقوط كرده و به دست دشمن افتاده است و در اینجا بود كه كار به مراتب مشكلتر از پیش شد.به هر حال با زحمات فراوان از طریق یك را ه فرعی خود را به شهر اسلامآباد رسانده و از آنجا به گردنه پاتاق عزیمت نمودند.
بهمحض ورود به گردنه پاتاق، یك گردان پیاده از یگان نیز وارد این منطقه شده بود كه نیروهای گردان مزبور در اطراف این گردنه و تلمبه خانه شركت نفت منطقه پل ماهی (در میان شیارها و درختان منطقه) مستقر گردیده و آماده شدند تا در این محل با دشمن به ستیز برخیزند و از مواضع خود دفاع نمایند.
بعد از آن در ساعت 3 بعداز ظهر روز یكم مردادماه سال 67 یك گروهان زرهی تشكیل گردید و چند دستگاه تانك در مقابل تنگه كلداود مستقر شدند و تا غروب مواضع دشمن در این تنگه (كه تنها مسیر پیشروی دشمن بهسمت پاتاق و دارای موقعیت خاص نظامی بود) زیر آتش شدید رزمندگان اسلام قرار گرفت و پیشروی دشمن در این روز سد گردید.در همان شب یعنی شب یكم مرداد سال 67 یك گروهان از گردانهای پیاده یگان 57 ابوالفضل(ع) با هدایت نیروهای اطلاعاتی با نفوذ به داخل مواضع دشمن در تنگه كلداود،آنها را مورد هجوم قرار دادند و با وارد نمودن ضرباتی به دشمن ضمن برهم زدن آرایش نظامی آنها به مواضع خود بازگشتند.
اما روز بعد، یعنی دوم مردادماه نیروهایی چند به استعداد تقریبی یك گروهان تجهیز گردیده و بهجانب مواضع دشمن در كنار جاده آسفالته اعزام گشتند تا در این مسیر نیروها و امكانات دشمن را منهدم سازند. ولی قبل از هر چیزی دشمن برای جلوگیری از آسیبپذیری در روی جاده آسفالت و كنارههای آن عقبنشینی نموده كه بدین ترتیب نیروهای اعزامی به محل خود (مكان ا ستقرار نیروهای خودی) مراجعت كردند. بعد از این موارد، تعدادی از نیروهای رزمنده كارآمد و مجرب آماده شده و به سلاحهای آرپیجی و تیربار و ... مجهز گردیدند تا محل تجمع زرهی دشمن در سرپل ذهاب را مورد تهاجم قرار داده و ضربات مهلكی به تانكها و ادوات و مواضع دشمن وارد سازند. ولی قبل از آنكه این طرح عملی گردد دشمن از بعداز ظهر روز سوم مردادماه با زیر آتش گرفتن منطقه (گردنه پاتاق) حملات خود را از نو گرفته و با سرعت اقدام به پیشروی نمود.
در حقیقت این عملیات از جانب مزدوران استكبار جهانی یعنی منافقین طرحریزی شده و با پشتیبانی كامل نیروهای عراقی به مرحله اجراء درآمد. زیرا وقتی وضیعت جنگ را تا حدودی نامشخص و مبهم دیده بودند از این فرصت استفاده كرده و قصد نمودند تا كار انقلاب اسلامی را با یك عملیات گسترده یكسره نمایند و به همین منظور منافقین یك هفته قبل از آغاز عملیات، تمام نیروها و هواداران خود را از كشورهای خارجی بهوسیله پیام، به داخل عراق فرا خوانده و بعد از یك آموزش ابتدایی چند ساعته كه تنها به باز و بسته كردن سلاحهای سبك منحصر میشده است، آنان را در قالب لشكرهای 250 نفری و تیپهای 80نفری ، سازماندهی و برای انجام عملیات روانه خاك پاك ایران اسلامی كردند. هدف، تصرف تهران و به دست گرفتن حكومت مركزی بود و به همین علت آنان نزدیكترین راه به تهران (یعنی جاده قصرشیرین ـ كرمانشاه ـ قزوین ـ تهران) را انتخاب كرده بودند. بنابراین طی یك توجیه كلی و سخنرانیهای متعدد هدف از عملیات را كه (همانا سقوط انقلاب اسلامی بود) برای آنان تشریح، و مسیرها و محورهای عملیاتی نیز در سه محور و سه مرحله مشخص شد. محور اول و یا مرحله اول از مرز تا كرمانشاه، محور دوم و یا مرحله دوم از كرمانشاه تا قزوین و در مرحله سوم از قزوین تا تهران،كه فرماندهان هر مرحله نیز كاملاً مشخص شده بودند و قرار گذاشته تا قبلاز رسیدن نیروهای رزمی منافقین به تهران، مسعود رجوی و همسرش در پایتخت مستقر و حكومت را ساقط نموده و قدرت را به دست گیرند. با این خیال بافیهای پوچ منافقین از مسیر جاده قصرشیرین (با پشتیبانی نیروهای زرهی و توپخانه و نیروی هوایی و هوانیروز عراق) وارد شهر سرپل ذهاب شده و سپس در مراحل بعدی نیز با كمك نیروهای عراقی توانستند خود را تا نزدیكیهای شهر كرمانشاه برسانند كه به این موارد اشاره خواهد شد.گفتیم كه نیروهای یگان 57 در گردنه پاتاق مسقر بودند و (گردان پیاده بعثت و یك گروهان از گردان حمزه سیدالشهداء به ترتیب در كرند و زیر گردنه پاتاق استقرار داشتند) از جانبی یكی دو گردان پیاده دیگر یگان در نزدیكیهای شهر كرمانشاه مستقر بودند تا در صورت نیاز از گردانهای بعثت و حمزه سیدالشهداء پشتیبانی نمایند. از طرفی این موضوع نیز عنوان گردید كه دشمن تا تنگه كلداود (یعنی تا مقابل گردنه پاتاق) پیش آمده و یكی دو شبانهروز حملات سریع آنها توسط رزمندگان اسلام سد شده و پیشرویهای آنها متوقف گردیده بود. اما در بعداز ظهر روز سوم مردادماه سال 67 به یكباره دشمن بعثی و نیروهای منافق گردنه پاتاق را با شدت هرچه تمامتر زیر آتش سنگین خود قرار دادند. یگانهای زرهی آنها نیز به حركت درآمده و شروع به پیشروی كرده، هواپیمای عراقی نیز با پشتیبانی از منافقین وارد عمل شده و حتی پشت گردنه پاتاق را بمباران شیمیایی نمودند. هوانیروز عراق نیز هر مانعی را از سر راه منافقین بر میداشت.
به هر حال نیروهای منافق با حمایت دشمن بعثی از روی جاده آسفالته شروع به پیشروی نمودند. مقاومتهای پراكنده نیروهای رزمنده یگان 57 مؤثر نشد. حتی سعی شد كه با استقرار یك دستگاه تانك بر روی گردنه پاتاق، پیشروی دشمن را متوقف نمایند.اما اینكار نیز با منهدم شدن دستگاه مزبور توسط هلیكوپترهای عراقی توفیقی در بر نداشت. نهایتاً دشمن گردنه پاتاق را به تصرف خود در آورد و نیروهای یگان به جانب شهر كرند عقبنشینی نمودند. دشمن با سرعت هرچه تمامتر بر روی جاده آسفالته به جانب شهر كرند پیشروی نموده و مقاومتهای پراكنده نیروهای خودی نیز هر چند ساعاتی آنها را مشغول مینمود اما به هر حال بعد از گذشت مدت اندكی شهر كرند نیز به تصرف منافقین درآمد. در هر صورت مقاومت نیروهای یگان 57 بهدلیل كمبود امكانات و تجهیزات و نیرو و شباهتهایی كه نیروهای منافق با رزمندگان اسلام داشتند و رنگ پرچم مؤثر نیافتاد، و در این زمان میبایست چارهای دیگر اندیشیده شود. از هر جانبی ارتباط بیسیم هم با گردانهای واقع در تنگه شوهان قطع شده بود كه بهوسیله یك نفر گزارش وضعیت نیروها به گردانهای مزبور داده شد تا با بسیج فرماندهان و سازماندهی حساب شده در تنگه شوهان (واقع در 35 كیلومتری غرب جاده كرمانشاه ـ اسلامآباد) دشمن را متوقف ساخته و آنها را به دام بیاندازند. بعد از گذشت چند ساعت شهر اسلامآباد نیز سقوط كرد و منافقین به جانب شهر كرمانشاه با سرعت هرچه تمامتر به پیشروی خود ادامه دادند. آنچه گفته شد در ارتباط با تهاجم دشمن و پیشروی آنان بود و اما از جانب دیگر وقت آن رسیده كه به آرایش نظامی گردانهای یگان 57 در تنگه شوهان (كه مقدمهای شد برای سد هجوم دشمن و در نهایت وادار نمودن آنان به عقبنشینی و موفقیت كامل عملیات مرصاد) اشاره شود. گردانهای پیاده و پشتیبانی رزمی و ... یگان در تنگه شوهان استقرار پیدا نموده بودند كه در همین زمان همچنانكه اشاره شد، ارتباط بیسیم با محور عملیاتی(محل استقرار فرماندهی لشكر و گردانهای بعثت و حمزه سیدالشهداء) قطع گردید و این حكایت از یك واقعه مهم مینمود. پس از یك ساعت خبر رسید كه دشمن از گردنه پاتاق گذشته و به طرف شهر كرند در حال پیشروی است و بالاخره اطلاع داده شد كه شهر كرند هم سقوط كرده نمود و دشمن در حال پیشروی به طرف شهر اسلامآباد است. در این زمان گردانهای شهدا، مالك اشتر و محبین در روی ارتفاعات تنگه شوهان به جانب جاده اصلی كرمانشاه ـ اسلامآباد، آرایش نظامی پیدا كردند كه گردان شهداء پدافند بر روی ارتفاعات مشرف بر این جاده را به عهده گرفته و گردان محبین نیز بهعنوان احتیاط آن آماده و مهیای هرگونه پشتیبانی و حمایت از نیروهای عمل كننده شد. تمام امكانات و سلاحهای سنگین را نیز برای هرگونه مقابله با دشمن در موقیعتهای مناسب جای داده و مستقر ساختند. اما در همین زمان اطلاع رسید كه شهر اسلامآباد نیز به تصرف دشمن درآمده و نیروهای منافقین درحال پیشروی بهسوی كرمانشاه میباشند. فرماندهان، نیروها را مهیای سد هجوم دشمن و دفاع نمودند و در عین حال قرار شد گردان محبین با هماهنگی طرح و عملیات قرارگاه وارد اسلامآباد شده و در آنجا عملیاتی را جهت سد هجوم دشمن و سپس آزادسازی شهر اسلامآباد، صورت دهد. ولی قبل از اینكه این گردان طرح خود را عملی سازد. گروههای اطلاعاتی خبر دادند كه دشمن جاده ارتباطی مقر یگان 57 با اسلامآباد و باختران (كرمانشاه) را تصرف نموده و در نتیجه امكان طرح و اجرای یك عملیات در این هنگام نبود. به ناچار این گردان (محبین) نیز در گردنه چهار زبر( تنگه مرصاد) (كه گردان شهدا نیز از قبل در آن اسقرار یافته بود) مستقر گردید. بالاخره این گردانها (بالاخص گردان شهدا)، با همكاری یگانهای دیگری كه در منطقه حضور داشتند توانستند پیشروی سریع دشمن را در این منطقه (گردنه چهارزبر) متوقف ساخته و دشمن را زمینگیر نمایند و از شب تا صبح یگانهای مزبور درگیری مستقیم با دشمن داشتند. سپس بهدلیل عدم ارتباط با مركز پشتیبانی كرمانشاه و قرارگاه با تلاش مضاعف پرسنل لشگر 57، یك جاده موقتی( كه از پشت تنگه شوهان به ماهیدشت وصل میگردید) احداث گردید. و ارتباط زمینی و بیسیم با قرارگاه جهت ادامه كار برقرار شد. از جانبی دیگر با برقراری این ارتباط، تدارك وضعیت تسلیحاتی و تغذیهای یگان نیز برقرار شده و در نتیجه آمادگی برای بهوقوع پیوستن یك عملیات بیشاز پیش بیشتر میشد. در این زمان جهت احتیاط بیشتر و بهرهبرداری از نیروهای رزمنده افزونتری به عقبه یگان در خرمآباد اطلاع داده شد كه سریعاً از طریق رادیو نیروهای گردان انبیاء را كه در مرخصی بهسر میبردند فراخوانی نموده و به منطقه اعزام نمایند و همچنین واحدهای ستادی نیز در احتیاط بودند تا در صورت لزوم از آنها نیز در قالب گردان رزمی استفاده شود. بعد از دو روز گردان انبیاء به منطقه وارد گردید و نهایتاً عملیات مرصاد در تاریخ ششم مردادماه با رمز (یا علی(ع))آغاز شد. یگان 57 با گردانهای پیاده (انبیاء، شهداء، محبین و مالكاشتر) به دشمن هجوم برده و با كمك یگانهای دیگری از سپاه توانستند متجاوزین را وادار به عقبنشینی نمایند كه دشمن تعقیب گردید تا نزدیكیهای اسلامآباد. از طرفی سپاه ناحیه لرستان نیز با جمعآوری نیروهای پاسدار و بسیج خود به استعداد چند گردان جهت سد هجوم دشمن جاده اسلامآباد ـ سیمره را نیز مسدود نموده و منتظر هجوم منافقین گردیدند، اما از آنجاییكه منافقین جاده آسفالته اسلامآباد ـ باختران را بهعنوان مسیر پیشروی و هجوم خود انتخاب نموده بودند، در نتیجه نیروهای سپاه ناحیه لرستان نیز تا نزدیكیهای سهراهی اسلامآباد پیشروی كرده و در این محل با منافقین درگیر شدند كه در شب اول یك تك ایذایی علیه آنان انجام داده و با فرا رسیدن روز در قسمت كارخانه نمك با منافقین به نبرد مستقیم پرداختند كه در همان ابتدای عملیات یك پارك موتوری مجهز دشمن و عقبه پشتیبانی رزمی آنان منهدم گشته و به آتش كشیده شد. در نتیجه عقبه دشمن بسته شد و نیروهای سپاه ناحیه به همراهی دیگر یگانها به طرف كرمانشاه پیشروی نمودند كه تقریباً در گردنه حسنآباد دشمن در محاصره قطعی افتاد و این نیروها و نیروهای لشگر 57 و دیگر یگانها به هم ملحق شده و آنگاه بهصورت مشترك دشمن را كه به طرف اسلامآباد در حال فرار بود تعقیب نمودند. منافقین قصد داشتند با جمعآوری كلیه امكانات و نیروهای خود لااقل شهر اسلامآباد را حفظ نموده و یك خط پدافندی در جلوی این شهر تشكیل دهند. اما رشادتهای كمنظیر سپاهیان اسلام و همچنین پشتیبانی بسیار جدی نیروی هوایی و هوانیروز و آتش سنگین بر روی دشمن، فرصت هرگونه اقدام را از آنان گرفت. بنابراین در نزدیكیهای ظهر همان روز شهر اسلامآباد نیز آزاد گردیده و بهدنبال آن بعد از چند ساعت شهر كرند و سپس گردنه پاتاق و در نهایت شهر سر پل ذهاب نیز توسط جان بر كفان سپاه قرآن باز پس گرفته شد. دشمن كه به خیال خود با اقتدار میخواست به تهران وارد شود و شهرهایی را كه در ظرف چند روز متصرف گردیده بود. با فرار از منطقه همه این سرزمینها و شهرها را جا گذاشته و با خواری هرچه تمامتر تمام اندوختههای خود را ظرف تنها یك روز از دست داد و نتواست كاری را صورت دهد بنابراین كلیه نیروهای هوادار را به داخل عراق فرا خواند. نیروهای خودی نیز دشمن را تا مرز تعقیب نموده و سپس یك تیپ، پدافند منطقه را بهعهده گرفت و یگانهای عمل كننده به مقرهای خود بازگشتند.
در اینجا لازم است چند نكته در ارتباط با ویژگیهای خاص عملیات مرصاد ذکر شود، اولاً، در این عملیات بایستی به نقش قابل توجه پشتیبانی نیروی مقتدر هوایی و هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی، اشاره کرد كه در واقع بخشی از پیروزیهای این عملیات بزرگ مرهون تلاشها و مجاهدتهای فراوان این بزرگ واران قهرمان میباشد .
نكته دوم این است كه جنگ در عملیات مرصاد تا حدودی مشکلتر از جنگ با متجاوزین عراقی بود. چراكه منافقین از نظر زبان، شكل و آرایش نظامی و پرچم و ... شبیه به نیروهای خودی بودند و همین امر مهم باعث گشت تا در مراحل اولیه تهاجم بهلحاظ اینكه دوست و دشمن از هم منفك نبودند دشمن توانست مناطقی از این سرزمین پاك را به اشغال خود درآورد.
سومین نكته، آن است كه در عملیات مرصاد بیشاز 4800 نفر در مجموع از نیروهای منافق و عراقی در قالب 20 تیپ مشترك منافقین و نیروهای عراقی كشته شده و هزاران نفر زخمی و تعدادی نیز به اسارت سپاهیان اسلام درآمدند و همچنین تجهیزات قابل ملاحظهای از جمله (120 دستگاه تانك، 400 دستگاه نفربر و هزاران قبضه سلاحهای سبك و نیمه سنگین و ...) از دشمن منهدم گشته و غنائم زیادی نیز بهدست رزمندگان اسلام افتاد، كه در همه موارد مذكور نقش این یگان رزمی در عملیات مرصاد اساسی و قابل ذكر بود.
بسیاری از پیروزیها با رشادت رزمندگان قهرمان این یگان و پاسداران و بسیجیان دلاور لرستان بهدست آمد. البته جا دارد در اینجا از حماسه آفرینیها و حضور جدی سربازان گمنام امام زمان(عج) استان لرستان در این عملیات نیز تقدیر بهعمل آید و به رشادتهای آنان ارج گذاشته شود.
نكته چهارم این است كه در این عملیات به جهت حساسیتی كه داشت، سیل عظیم جمعیت بسیجی استان لرستان به جبههها سرازیر گردید. بهنحوی كه اعزام به جبهه در این عملیات به یك جهاد عمومی شبیه بود.
و در آخرین نكته بایستی گفت كه منافقین كور دل با تصرف شهرهای سر پل ذهاب، كرند، اسلامآباد و مناطق دیگر اموال عمومی را به غارت برده و منهدم ساختند و در این ماجرا علاوهبر آنكه شهدایی از یگانهای رزمی به درجه اعلای شهادت نایل گردید. عدهای از مردم بیگناه نیز یا شربت شهادت نوشیده و یا آواره شدند. به هر حال عملیات مرصاد معراج شهدای گلگونكفن و قهرمانان بزرگی بود كه آخرین پیروزی سپاه اسلام را در دفاع مقدس رقم زد.
مرصاد كمینگاهی بسیار خطرناك برای دشمنان منافق بود كه خیال میكردند همه چیز برای آنها بهدست آمده و برای حكومت اسلامی تمام شده است. مرصاد یادآور خاطرهای بسیجیان عارف و عاشق و پاسداران سلحشوری است كه یك بار دیگر آخرین برگ زرین دفاع مقدس را نیز بر پرونده درخشان خود در دفاع مقدس ضمیمه كردند.
مرصاد بیانگر بیعت جاودان امت سلحشور با رهبر و مقتدا و امام خود بود. مرصاد نشانگر رشادتها و سلحشوریهای رزمندگان قهرمان دیار لرستان است كه در حساسترین روزهای جنگ تحمیلی یكبار دیگر در راه دفاع از اسلام و سرزمین اسلامی از همه چیز خود گذشتند و با نثار جان خود و با ابراز شجاعت و شهامت فراوان، حقانیت اسلام و جمهوری اسلامی را برای همگان به اثبات رساندند و بالاخره مرصاد، نمایانگر حماسههای سربازان گمنام لشگر همیشه پیروز 57 و قهرمانان دیار لرستان است.
بدین ترتیب با به پایان رسیدن عملیات مرصاد جنگ هشت سالهای كه رژیم عراق در شهریور سال 1359 آغاز نموده بود در مردادماه سال 67 عملاً به پایان رسید. و قهرمانان دیار لرستان همچنان كه افتخار آنرا داشتند كه در روزهای اول جنگ، حضوری جدی داشته باشند. روزهای پایانی آنرا نیز با حماسهآفرینی به اتمام رساندند.
امام راحل (ره) درباره جنگ فرمودهاند: «در جنگ پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات، چیزی به دست نیاوردند. ... هر روز ما در جنگ بركتی داشتیم كه در همه صحنهها ازآن بهره جستهایم... ما در جنگ دوستان و دشمنان خود را شناختهایم، ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستیم ما در جنگ حُسن برادری و وطندوستی را در نهاد یكایك مردمان بارور كردیم. ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال میتوان مبارزه كرد».