به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، با داشتن روزی از روزشمار رسمی ایران برای خبرنگاران، فرصتی برای دیگران پیش میآید تا به صورت نمادین از تلاش و زحمات خبرنگاران تقدیر کنند روزی که شاید بیان دغدغههای به نتیجه نرسیده آنان و یک عمر دغدغههای بر دل ماندهشان است. روزی که حتی یاد کردن آنها هم قوت قلبی است تا اینکه یک سال دیگر را تا روز خبرنگاری دیگر با تمام وجودشان به نشر حقایق بپردازند.
مناسبت این روز را تمام اصحاب رسانه و تمام خبرنگاران و دنیای خبر به خوبی میدانند و آن را به حافظه بلندمدتشان میسپارند حافظهای که رویدادها هر چند ممکن است در آن فراموش شود ولی از بین نمیرود. دلیل نام نهادن روز خبرنگار نشان از قداست کار خبری دارد و به ما رسالتی ارزنده را گوشزد میکند، از اندوه علت نامگذاری آن میگذریم و برای نگاشتن دغدغههای همکاران رسانهای یک «یا علی» میگوییم.
عشق به کار و خدمت به مردم و هموطنانمان دلیل بیدار باش ما خبرنگاران است. انگیزهای که ما را همراهی میکند و نور امید را در دلمان روشن نگه میدارد. در دنیایی قدم گذاشتهایم که سرشار از مشکلات است هر وقت بخواهی نقد کنی گزارشی، یادداشتی و... بنگاری با هجمههایی از انتقادهای شدید روبهرو میشویم اما یادمان نمیرود که ما برای به دست آوردن دل مدیران خبرنگار نشدهایم و نقد صرف هم انگیزه کاری ما نیست بیان واقعیت اصل کار ماست.
روز خبرنگار تمام شد و دید و بازدیدهای مسئولان با این قشر به پایان رسید و حال بهترین زمان است تا به برخی از مسئولان و افراد حقیقی و حقوقی که خود را از تریبون همین رسانهها به مردم معرفی میکنند و در تمام سال شعار تعامل و انتقاد پذیری سر میدهند اما در روزی به نام مطبوعات رفتاری خلاف 364 روز سال دارند نکاتی گوشزد کنیم.
قصه پر غصهآسیبپذیری ما خبرنگاران جزئی از وجود ماست! آسیبپذیر نه ازاینجهت که زیرخط فقریم، این روزها با وجود وامهای میلیاردی بلاعوض دیگر فقیر محتاج به نان شبی وجود ندارد! آسیبپذیر از این حیث که همراه با بادهای موسمی احتمالی که مسئولان را گهگاه تحت شعاع قرار میدهد باید تغییر وضعیت داد و خلاصه حسابی انعطافپذیر باشیم که در غیر این صورت یک لقمهنان بخورونمیری که از این راه به دست میآوریم میشود تهدید و توی گلویمان گیر میکند! مثلاً مواقع تودیع و معارفه فلان مدیر، افتتاح فلان پروژه، کلنگ زنی فلان طرح و همایش، مراسمی، چیزی… لازم نیست ما دنبال مسئولان بدویم و مدام تماس بگیریم و مدام Reject مان کنند و مدام دست به دامان مسئول دفترشان شویم و آنها هم جمله تکراری جناب مدیر در جلسه است را تحویلمان دهد و خلاصه اینجور وقتها که همه چیز آرام است شخص مدیر محترم با گوشی گرانقیمت و خط دائمیاش با گوشیهای ذغال سنگی و خطهای اعتباری خبرنگاران بختبرگشته تماس میگیرد که چه نشستهاید ما فلان و بهمان کردهایم و افتخار مصاحبه میدهیم و بیایید برای گرفتن عکسهای تمامرخ رنگی از ما!
طفلک خبرنگارها هم این موقع با سر میدوند که همای سعادت رو کرده و تا تنور داغ است باید نان را چسباند! حالا کافی است یک جای کار بلنگد پروژهای به تعویق بیافتد، مسئول محترم یادش برود که خادم ملت است و خلاصه بحرانی، مشکلی چیزی پیش بیاید، رسالت خبرنگار او را به شفافسازی اوضاع و درخواست توضیح از مسئول مربوطه سوق میدهد اما… چشمتان روز بد نبیند، همان گوشیهای گرانقیمت و خطهای دائمی مدیران offline میشوند، منشیهایشان وعده بعید میدهند و اگر برحسب گردش ایام و بازی روزگار در ناکجاآبادی مدیر مربوطه را دیدار کنی و توضیح بخواهی متهمت میکنند که به فلان جریان متصلی و در آیندهای نهچندان دور حالت را خواهند ستاند!
این تنها گوشهای از قصه پر غصه آسیبپذیری حرفه خبرنگاری است! انتظارهای کشنده پشت درب اتاق مسئولان، جابجایی پیدرپی میان ادارات برای یافتن پرتقال فروشهای احتمالی، همیشه در حالت آمادهباش بودن و برخوردهای سخت و تحقیرکننده را هم به این مصائب بیفزایید! هرچند قبول دارم که گاهی کنجکاویها و سماجتهایمان کفر خیلیها را درمیآورد اما رسالت حرفهای ما در این است که تأکید کنیم ما بیداریم و نسبت به مسائل مبتلابه جامعه حساس، خلاصه آنکه عالیجنابان حواسشان جمع باشد مو را از ماست بیرون کشیدن «وظیفه» ماست. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم! موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
آلزایمر سازمانیاما در روز خبرنگار هرکسی وظیفه انسانی خود میدانست که به هر نحوی حتی با شاخهای گل این روز را تبریک بگوید. حتی ادارات و سازمانهایی که در یک سال خبری مورد انتقاد رسانهها قرار گرفتند از این فرصت استفاده کردند تا بر شعار تعامل با رسانه تأکید کنند و این نشان از اخلاق کریمه و عملگرایی تعامل مسئولان با مطبوعات دارد اما در این میان برخی از ادارات و سازمانها نیز دچار فراموشی شدند و ترجیح دادند اصلاٌ به روی خودشان نیاورند که روز خبرنگار است و میتوانند در عمل با یک شاخه گل، تماس تلفنی یا حضوری کوتاه در تحریریه و گپوگفتی خودمانی نشان دهند که حرفهایشان در طول سال جنبه عملی هم دارد.
حضور در دفاتر مطبوعات به قدر کمتر از 10 دقیقه خللی بر فعالیتهای آن اداراه و سازمان و فرد وارد نمی کند افرادی که با تریبون همین رسانهها شناخته شدند و فعالیت خبرنگاران را رزومه کاری خود میکنند چگونه در چنین روزهایی سرشان شلوغ میشود و ... شاید گَرد فراموشی یا ترس از پاسخگو بودن باعث میشود که یک مسئول در تمام سال شعار حمایت از رسانه بدهد و انتظار پوشش کامل و دقیق اخبار سازمان خود را داشته باشد ولی دقیقاً در روز رسانه دچار گردشی صد درصدی شود.
مگر نه اینکه «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» در همین مواقع است که فرق بین کسانی که امام علی(ع) واقعی را شناخته و قرآن را گشوده و فهمیده باکسانی که فقط این دو را تقدیس میکنند و بدانها تعصب میورزند و یا نمیفهمند و یا بد میفهمند روشن میشود. ازاینرو باید به خبرنگاران گفت: «لا تذهبْ نفسُک علیهم حسراتٍ ان اللّه علیمٌ بما یصنعون؛ (فاطر/ 8) جان تو به خاطر حسرت بر آنها از دست نرود که خداوند بدان چه میکنند، داناست» و یا سخن اميرالمؤمنين على(ع) که میفرمایند: لا یُزَهِّدَنَّکَ فِى المَعروفِ مَن لا یَشکُرُ لَکَ، فَقَد یَشکُرُکَ عَلَیهِ مَن لا یَستَمتِعُ بِشَى ءٍ مِنهُ، وَقَد تُدرِکُ مِن شُکرِ الشّاکِرِ أکثَرَ مِمّا أضاعَ الکافِرُ، واللّه یُحِبُّ المُحسِنینَ؛ تشکر نکردن دیگران از تو نباید تو را به خوبی کردن بیرغبت سازد، زیراکسی که از آن نیکى کمترین بهرهای نمیبرد(یعنى خداوند) از تو قدردانى میکند و از سپاسگزارى این سپاسگزار به بیش از آن چیزى میرسی که فرد ناسپاس فروگذاشته است و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.(نهجالبلاغه، حکمت 204)
رسالت خبرنگاران همان رسالت قبل از روز خبرنگاری است فرقی نمیکند کسی از بعد از یک سال زحمت پرمحنت از این قشر تمجید کند یا انتقاد وظیفه همان است که بود اما با دیدن نااخلاقیها و رفتارهای سیاسی که بوی گندش مشام هر انسان آزادهای را به درد آورده غصهای بر قصه پرغصه خبرگاران اضافه میشود و البته رسالتمان سنگینتر.
علی عقیلی