دوران امامت
امام علیالنقی(ع) در سال 220 هجری قمری زمانی که تنها هشت سال از عمر شریفش میگذشت به امامت رسید. و دوران امامتش 33 سال بود .آن امام همام، هر چند در کودکی به امامت رسید، اما چشمهای جوشان از علم و دانایی و حکمت بود، تا آنجا که همواره، مردم را به حیرت و تعجب وا میداشت.آن حضرت 13 سال اول امامت خود را در مدینه سپری نمود و ضمن بهرهرسانی معنوی و علمی به شیعیان، به امور آنان رسیدگی میکرد تا این که متوکل عباسی خلیفه وقت که در دشمنی با ائمه اطهار(ع) مشهور بود؛ به خاطر هراسی که از نفوذ و محبوبیت امام (ع) در جامعه داشت ایشان را از مدینه به سامرا فراخواند، زیرا احساس میکرد که باید امام را از نزدیک تحت نظر بگیرد. پس از آمدن امام به سامرا، اگرچه ایشان ظاهرا آزاد بود اما «متوکل» منزلشان را طوری انتخاب کرده بود که همواره تحت نظر باشد. او به طور مرتب دستور تفتیش منزل ایشان را صادر میکرد و تمام دیدارها و رفت و آمدها توسط نیروهای حکومتی کنترل میشد.
خفقان آن دوران
از زمان امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان خود بودند، و بدينسان پايههای دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی، نسل به نسل نگهبانی شدند و امامان شيعه، از دوره امام رضا(ع) به بعد، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع) پيش نيامده بود، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبی به کجا میرسيد. به خصوص که از دوره زندانی شدن امام موسیبن جعفر (ع) به بعد ديگر چنين فرصتهای وسيعی برای تعليم و نشر برای امامان بزرگوار ما که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار چنان که بايد و شايد پيش نيامد. با این حال امام هادی(ع) نیز برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلندی برداشت. نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را عهدهدار بود و لحظهای از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی نمیآسود، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی متوکل عباسی– نیز آنی آسايش نداشت .در دوران امامت امام هادی (ع) که چون اجداد بزرگوارش، منبع حکمت و معدن علم و دانایی بود، مکاتب عقیدتی بسیاری رواج یافته و نظرات مختلفی پیرامون اصول عقیدتی اسلام مطرح شده بود. نظرات باطلی که مکتب اصیل اسلامی را با خطر تحریف روبرو میکرد. امام هادی(ع) با عظمت علمی و نور هدایت و روشنگری خود، راه را بر بسیاری از این تحریفها بسته و پیاپی نظر اسلام ناب را به جامعه عرضه میداشت. ایشان همواره نظرات ناب اسلام را به شکلی صحیح بیان میکرد و شک و تردیدهایی که مکاتب گوناگونی مغرضانه بر اصول اعتقادی اسلام وارد میکردند را بیاثر مینمود.
امام هادی (ع) با این که شدیداً تحت نظر بود، اما از پای ننشست و فعالیتهای خود را به شیوهای مطابق اوضاع زمان خویش به پیش برد. از مهمترین فعالیتهای ایشان این بود که به مردم از راههای گوناگون آگاهی داده و منصب امامت و مقام علمی خود را در طی سخنان خویش و در مناظرات و پرسش و پاسخهای علمی، آشکار کرده و تثبیت کنند. همچنین عدم مشروعیت حکومت بنی عباس را تبیین میکردند. یکی دیگر از محورهای فعالیت امام، آماده کردن مردم و شیعیان نسبت به غیبت حضرت مهدی(عج) بود. البته ایشان با نهایت احتیاط و جلوگیری از حساس شدن حکومت، این موضوع را به طور سربسته در ضمن سخنان خویش ذکر میفرمودند.
متوکل امام هادی (ع) را سالها در محله عسکر نزد خود زندانی کرد تا همواره زندگی امام، تحت نظر دستگاه خلافت باشد. برخی از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را بيست سال نوشتهاند .با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهدا (ع) آب بستند و زيارتکنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت منع کردند، و دشمنی يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص) تازه گردانيدند، با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع) هميشه بيمناک و خاشع بود .
محبوبیت امام
مورخان نوشتهاند: مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی(ع) اعتقادی به سزا داشت. روزی متوکل مريض شد و جراحتی پيدا کرد که اطباء از علاجش درماندند. مادر متوکل نذر کرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع) هديه فرستد. در اين ميان به فتح بن خاقان که از نزديکان متوکل بود گفت: يک نفر را بفرست که از علی بن محمد(ع) درمان بخواهد شايد بهبودی حاصل شود. وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی(ع) فرمود: فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودی حاصل میشود. چنين کردند و آن جراحت بهبود يافت. مادر متوکل هزار دينار در يک کيسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی(ع ) فرستاد. اتفاقا چند روزی از اين ماجرا نگذشته بود که يکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دينار فراوانی در منزل علی بن محمدالنقی ديده شده است. متوکل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد. آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت. وقتی امام متوجه شد، فرمود همانجا باش چراغ بياورند تا آسيبی به تو نرسد. چراغی افروختند. آن مرد میگويد: ديدم حضرت هادی(ع) به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته، امام فرمود: خانه در اختيار توست .آن مرد خانه را تفتيش کرد. چيزی جز آن کيسهای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کيسه ديگری سر به مهر در خانه وی نيافت که مهر مادر خليفه بر آن بود. امام فرمود: زير حصير شمشيری است آن را با اين دو کيسه بردار و به نزد متوکل برو. اين کار، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد.
متوکل هميشه از اينکه مبادا امام هادی (ع) بر وی خروج کند و خلافت و رياست ظاهری بر وی به سرآيد بيمناک بود. بدخواهان و سخنچينان نيز در اين امر نقش داشتند. روزی به متوکل خبر دادند که: "حضرت علی بن محمد(ع) در خانه خود اسلحه و اموال بسيار جمع کرده و کاغذهای زيادی است که شيعيان او، از اهل قم، برای او فرستادهاند". متوکل از اين خبر وحشت کرد و به سعيد حاجب دستور داد تا بیخبر وارد خانه امام شود و به تفتيش بپردازد .
اين قبيل مراقبتها پيوسته در مدت 20سال که امام هادی (ع) در سامرا بودند وجود داشت. و نيز نوشتهاند:" متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند که در اطراف و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند، و در ميان بيابان وسيعی، در موضعی روی هم بريزند. آنها چنين کردند. و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد. اسم آن را تل "مخالی" نهادند. آنگاه خليفه بر آن تل بالا رفت و امام علیالنقی(ع) را نيز به آنجا طلبيد و گفت: شما را اينجا خواستم تا مشاهده کنيد سپاهيان مرا . و از پيش امر کرده بود که لشکريان با آرايشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماياند، تا مبادا آن حضرت يا يکی از اهل بيت او اراده خروج بر او نمايند" .
همسر و فرزندان امام هادی(ع)
در منابع تاریخی برای امام هادی(ع) تنها یک همسر ذکر شده است که برایش نامهایی چون حدیث، سوسن یا سلیل ذکر کردهاند. و آن حضرت 5 فرزند داشتهاست: 1. امام حسن عسکری(ع)، 2.حسین ، 3.سید محمد (که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری گمان ميکردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد. قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا میباشد.)، 4.جعفر، 5.عایشه (یا به نقل از شیخ عباس قمی علیه.
وضعیت علمی زمان امام(ع)
در حکومت بنیعباس از طرف خلفا به مسائل علمی و فرهنگی تمایل نشان دادهمی شد. در این زمان بسیاری از کتب سایر ملل به عربی ترجمه شد و همین امر موجب شد افکار مردم و اوضاع علمی جامعه متحول شود.
همچنین مکاتب کلامی مانند اشاعره و معتزله رونق گرفته بود و شبهاتی مانند جسمیت خداوند، جبرگرایی مطلق یا اختیار مطلق، حادث یا قدیم بودن قرآن و... مطرح میشد که موضعگیری امام هادی(ع) و پاسخ ایشان به چنین شبهاتی، اولا اصالت و حقانیت مواضع شیعه را نشان میداد و ثانیا مسلمین را از گرفتاری در دام چنین شبهاتی حفظ میکرد.
اصحاب، یاران و شاگردان امام هادی(ع)
بر اساس نوشته شیخ طوسی تعداد دستپروردگان پيشوای دهم(ع) و كساني كه از آن حضرت در زمينههای مختلف علوم اسلامیروايت نقل كردهاند بالغ بر 185 نفر میشود كه در ميان آنان چهرههای برجسته علمی و فقهی فراوانی كه دارای تاليفات گوناگونی بودند ديده میشود. آقای سيدباقر شريف قرشی 178 نفر از شاگردان و اصحاب امام هادی(ع) را نام میبرد که به طور مستقيم از آن بزرگوار حديث نقل کردهاند.
زیارت جامعه کبیره
از امام هادی(ع) چندین دعا و زیارتنامه برجای مانده است که از مشهورترین آنها زیارت جامعه کبیره است. این زیارت دارای سند صحیح بوده و از نظر بلاغت نیز در بالاترین درجه قرار دارد.
از دیگر زیارات بر جای مانده از امام هادی(ع) ، زیارت غدیر است که در آن هم خصوصیات و ویژگیهای حضرت علی(ع) و هم حادثه غدیر ذکر شده است.
برخی از سخنان امام هادی(ع)
"النّاسُ فِى الدُّنْيا بِالاْمْوالِ وَ فِى الاَّخِرَةِ بِالاْعْمالِ"؛ مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجملات شهرت مىيابند ولى در آخرت به وسيله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.
"اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنيا دارَ بَلْوى وَالاْخِرَةَ دارَ عُقْبى، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنيا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدّنيا عِوَضا"؛ همانا خداوند، دنيا را جايگاه بلاها و امتحانات و مشكلات قرار داد؛ و آخرت را جايگاه نتيجهگيرى زحمات، پس بلاها و زحمات و سختىهاى دنيا را وسيله رسيدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنيا را در آخرت عطا مىفرمايد.
شهادت امام هادی(ع)
امام دهم، حضرت هادی (ع) در سال 254 هجری به وسيله زهر به شهادت رسيد. در سامرا در خانهای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری(ع) بر بالين او بود. معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد. از اين سال امام حسن عسکری(ع) پيشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت. و در همان خانهای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود، سرانجام به خاک سپرده شد.