
به گزارش ایکنا از آذربایجانشرقی، شیخ صفیالدین اردبیلی فرزند امینالدین جبرائیل، صوفی و عابد شهیر در سال ۶۵۰ هجری قمری در روستای کلخوران اردبیل چشم به جهان گشوده و از عنفوان جوانی پای در راه روشن پارسایی نهاده و از برکات و ثمرات پاکیزگی جسمانی و ریاضت روحانی بهرهها جسته است. نیاکان او در اردبیل به کشت و زرع مشغول بودهاند و صفیالدین جوان در این سرزمین پربار رشد یافته و به تناسب روحیات لطیف و برای دریافتهای روحانی به خلوت گزینی علاقه داشته و گاه در دامان سبلان، گوشه عزلت اختیار میکرده و گاه به سیر و سفر در نواحی مختلف ایران از جمله شیراز و گیلان میپرداخته است.
از مکتب و محضر بزرگان و پیشگامان دین و تقیه روزگار خویش، توشهها برداشته است و اوج تأثیرپذیری او از تعلیمات دینی، به دوران شاگردیاش در حضور شیخ زاهد گیلانی باز میشود. شیخ صفی عابد و متقی به واسطه طبع ظریف و ضمیر روشن، ذوق سرودن شعر نیز داشته و از او اشعار یا به اصطلاح فهلویات (دوبیتیهایی با گویشهای کهن) به یادگار مانده است؛ بعد از کسب مدارج معرفت و مراحل حکمت به زادگاه خود اردبیل بازگشته و سلسله صفویه را بنیان نهاده و این اقدام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی او در سرنوشت ایران تأثیر بسزایی داشته است.
شیخ صفی از عارفان نامی عهد اولجایتو و پسرش، ابوسعید بهادرخان ایلخانی، بود که با مریدان خود در آن ایام در کلخوران، در اطراف مقبره پدر خود، میزیست. شیخ صفی، به سبب مقام بلند عرفانی خود، همواره از توجه ایلخانان مغول برخوردار بود. بهعنوان معمار وحدت مذهبی در ایران نقش مهمی در پیدایش تاریخ تشیع جهان اسلام داشته است. در دستگاه غازانخان به اعتبار مراد مقتدر خود، شیخ زاهد، قرب و منزلتی داشت. خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی وزیر به او احترام میگذاشت و هر ساله برای مخارج خانوار نقد و جنس فراوان میفرستاد. خواجه رشیدالدین در مکتوبی به پسر خود، امیراحمد حاکم اردبیل، توصیه کرده است که در معامله خود با مردم اردبیل چنان کند که شیخ صفیالدین از او راضی و شاکر باشد.
از شیخ صفی کتاب مستقلی برجای نمانده است اما مطالعه باب چهارم از کتاب ابنبزاز، که به تفسیرهای عرفانی صفیالدین اردبیلی از آیات قرآنی و احادیث نبوی اختصاص دارد، نشان میدهد که او، گذشته از سیاستمداری و زعامت و مرشدیت، مردی صاحب کرامات عالیه، مفسر قرآن، عالم، فاضل و شاعر بوده است. او در این تفسیرها به اشعار سنایی، عطار، عراقی، مولوی و سعدی استشهاد میکند. شیخ صفی به لهجه گیلانی و زبان رایج فارسی شعر میسرود که از اشعار او چند بیتی بهجا مانده است. شیخ صفی بیش از ۳۰ سال به هدایت و ارشاد طالبان علم مشغول بود و گفتهاند که بیش از ۱۰۰ هزار شاگرد را تربیت کرد و تعداد مریدان و توسعه نفوذ در آسیای صغیر نیز بسیار بوده است. شیخ صفی در پایان زندگی به حج رفت و پیش از رفتن، پسرش، صدرالدین، را بهجای خود گماشت. او در بازگشت از این سفر بیمار شد و پس از دوازده روز بیماری، در صبح ۱۲ محرم ۷۳۵ قمری در اردبیل، زندگی را بدرود گفت.