حجت الاسلام والمسلمین ابوالفضل محمدی، روحانی مسجد خاتم الانبیاء(ص) شهرکرد واقع در خیابان پاسداران در گفتوگو با کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، در رابطه با برنامههای اجرایی این مسجد اینگونه بیان کرد: به مناسبت گرامی داشت یاد و خاطره هفته دفاع مقدس مراسم خاطره گویی در این مسجد برگزار میشود، به گونهایی که همزمان با آغاز این هفته مبارک هر شب از یکی از رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی در مسجد دعوت میشود تا از حال و هوای آن روزها برای جوانان صحبت کنند و آنها را از آن اوضاع خفقان بار مطلع کنند.
وی ادامه داد: اولین شب این مراسم چهارشنبه شب بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار شد و سخنگوی جلسه محمد حسن شریفیآزاده و پاسدار بازنشسته و شب بعد نیز علی کریمیان کاکلکی مسئول رسیدگی به شکایات و نماینده دادگاه انقلاب اسلامی در سال 1357و1358 از خاطراتشان اینگونه صحبت کردند:
خاطرهایی از محمد حسن شریفیوی اظهار کرد: بعد از عمليات فتحالمبين به همراه نيروها به اهواز آمديم تا يك سازماندهي جديد براي عمليات بيتالمقدس داشته باشيم تصميم بر اين شد كه در اين سازمادهي نيروهاي جوان و كهنسال را از بين رزمندهها جدا كنيم كه در پايگاه بمانند و آنجا خدمت كنند.
اين پاسدار بازنشسته بيان كرد: بعد از اينكه سازماندهي تمام شد و از نمازخانه بيرون آمدم صداي گريه شنيدم به پشت نماز خانه رفتم ديدم يكي از نوجواناني كه فارساني بود و از شهركرد اعزام شده، زانوهايش را بغل كرده و گريه ميكند از او پرسيدم اسدي چرا گريه ميكني؟ گفت: ناراحت از اين كه مرا از نيروها جدا كردي و نگذاشتي به خط مقدم برم، با او صحبت كردم دلداري دادم و گفتم برو دو ركعت نماز بخوان شايد خداوند كارت را درست كرد و رفتم.
شريفي ادامه داد: از نماز خانه كه خارج شدم يكي از پيرمردهاي پر سن وسال دم در ورودي جلويم را گرفت و گفت: روز قيامت جلوي شما را ميگيرم كه ما را از جهاد محروم كرديد. اين نشان دهند روحيه ايثار و از خودگذشتگي افرادي بود كه هدفشان جهاد فيسبيل الله بود.
وي گفت: بعد از چند روز از عمليات در مرز عراق همان نوجوان را ديدم، با تعجب از او پرسيدم: اسدي اينجا چه ميكني؟ با كي آمدي؟ گفت: من را نگهبان اورژانس صحرايي گذاشته بودند سر پست تويوتايي ديدم كه رانندهاش از همشهريانمان بود بدون اينكه كسي متوجه شود در پشت ماشين سوار شدم و به اينجا آمدم. اين نوجوان نيز در عمليات بعدي به درجه رفيع شهادت رسيد.
خاطرهایی از علی کریمیان کاکلکی وی تصریح کرد: روز31 شهريور سال 1359 كه يك روز طوفاني نيز بود ساعت 4:30 بعدازظهر به همراه يكي از پاسداران از سپاه خارج شديم تازه حركت كرده بوديم كه دو صداي مهيب انفجار شنيدم، از اطرافيان درباره صدا پرس و جو كرديم و مطلع شديم صدا از جنوب شهركرد و سمت كارخانه قند است.
كريميان ادامه داد: ما حدس زديم كه گروهكها كارخانه قند را منفجر كردند، به سمت كارخانه قند حركت كرديم ماشين ما ماشيني بود كه 120 كيلومتر در جاده حركت ميكرد ولي آن زمان 30 كيلومتر بيشتر نميرفت به راننده گفتم چرا انقدر آهسته ميري؟ گاز بده ببينيم چه خبر شده است؟ ميگفت: باد نميگذارد من حركت كنم!!
وی بيان كرد: وقتی كه به كارخانه رسيديم متوجه شديم كه 3 بمب به اين سمت پرتاب شده بود كه دوتا از آنها منفجر و بمب ديگر عمل نكرده بود كه بعد آن را خنثی كرديم.
وي ادامه داد: نكته جالب اين خاطره اينجا است كه من با چشم خود معجزه خداوند را در آن روز ديدم؛ اين باد شديد بمبهاي سنگين وزن را كه به سمت كارخانه ميآمدند را 500 متر آن طرفتر داخل زمينهاي كشاورزي برده بود و آنجا منفجر شده بودند. مردمي كه آن قسمت شهر زندگي ميكردند وسايلشان را جمع كرده بودند و ميخواستند به جايي ديگر مهاجرت كنند، از آنها پرسيدم كجا ميخواهيد برويد؟ گفتند به نزديكترين شهري كه در اطرافمان است به شهر هفشجان ميرويم. براي جلوگيري از ايجاد اختشاش و سروصدا در شهر به مردم گفتم: امروز اين قسمت را يكبار بم باران كردهاند، مجدد اين قسمت را نميكوبند خاطرتان جمع باشد و در منازل خود بمانيد آنها نيز قبول كردند.
هواپيمايي كه اين قسمت را بمب باران كرد به سمت غرب شهركرد حركت كرده بود ساعتي بعد از شهر بن با سپاه تماس گرفتند و خبر دادند كه يك چتر باز در زمينهاي كشاورزي از هواپيما پياده شده و مردم آن را محاصره كردهاند دستور چيست؟ خودمان را به بن رسانديم و از او كه يك فرد قوي هيكل مصري بود بازجويي كردم، اعتراف كرد كه در هواپيما يك دكمه را اشتباهاً فشار دادم كه در باز شد و من پرت شدم پايين و خلبان ديگر هواپيما را برد، ما او را دستگير كرديم و اول به شهركرد و سپس به تهران منتقلش كرديم. اين اتفاق در اولين روز حمله به اين استان بود كه خدا را شكر هيچ تلفاتي نداشت وتنها كارخانه ما نيز سالم ماند.
حجت الاسلام محمدی بیان کرد: تا پایان هفته دفاع مقدس از حضور و خاطرات شیرین جانبازان، آزادهها، رزمندگان و ایثارگران استان چهارمحال و بختیاری بهره لازم را خواهیم برد.
زینب رحیمی