به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، محمدرضا سنگری، محقق و مؤلف کتب عاشورایی چهارشنبه 14 مهرماه همزمان با سوم محرم مهمان خبرگزاری قرآنی خوزستان شد. سنگری علی رغم ضیق وقت و برنامه فشرده خود در ایام محرم با گشاده رویی و مهربانی کم نظیر دعوت ما را پذیرفت و مهمان اعضای تحریریه شد.
وی چنان با شیفتگی از اسلام، پیامبر(ص)، حسین(ع) و کربلا سخن میگوید که خواهی نخواهی با دل و جان پای سخنانش خواهی نشست، سخنانش لبریز از زاویههای تازه و دیدنی به صحنههای تاریخ اسلام به ویژه عاشورای حسینی است؛ صحنههایی که با مطالعه آنها به کشفهایی میرسیم که میتوانیم از آنها برای امروز و فردایمان استفاده کنیم. در ادامه مشروح گفتوگوی او با خبرگزاری ایکنای خوزستان را میخوانید.
وی در آغاز سخنان خود خطاب به اعضای تحریریه خبرگزاری ایکنا گفت:
تردید ندارم این دست کارها و تلاشها و تکاپوها خود افق تازهای را باز میکند و
توفیق، رفیق این حرکتها است. شما با عالیترین و زیباترین و زندهترین کار که خودِ قرآن است ارتباط دارید و
بحمدالله صدق و صفا و اخلاص شما پشتوانه بسیار خوبی برای حرکت شما است. انشاءالله
بیش از این موفق باشید و موفق خواهید بود.
رسانهها، افراد تأثیرگذار، منبریها و روحانیون چگونه باید از امام حسین(ع) و کربلا سخن بگویند که تأثیرگذار باشند و مخاطب پای سخنان آنها بنشیند؟
در باب رسانهها؛ چه رسانههای سنتی و کلاسیک مثل منبر که رسانه سنتی و تاریخی ما است و خوشبختانه در روزگار ما علیرغم اینکه رسانههای نو به میدان آمده جایگاه و پایگاه خود را از دست نداده است و همچنان مردم نسبت به آن اقبال دارند، تا دیگر رسانهها مثلاً در حوزه ذاکری و ستایشگری و مداحی که سابقه چند قرنی در تاریخ ما دارد و نهادینه شده و تأثیر خود را گذاشته است و همچنان دارد حتی گاه این رسانه از مجموعه اول میتواند مؤثرتر باشد؛ به این دلیل که رسانه دوم ما تنها به یک درونمایه و محتوا نمیپردازد و از یک امکان هنری هم برای عرضه کردن استفاده میکند؛ یعنی در منبر ما طرح بحث میکنیم اما مداح و ذاکر ما از عناصر هنری بهرهگیری و اجرا میکند؛ یعنی تلفیقی از محتوا و اجرای زیبا با هنر صدا که وقتی با هم همراه میشوند، با قلبها گرهخوردگی پیدا میکنند و تأثیر عمیقتر و ماناتری میتواند بگذارد.
اما در کنار اینها ما امروز پدیدههای نویی داریم که نمیتوانیم از آنها غافل
باشیم که نسل جوان با این رسانهها ارتباط دارد. امروز فضاهای سایبری و مجازی که
حتی گاه کودکان ما با آنها ارتباط دارند، بسیار مورد استفاده است. در ایران ما تجربه حدود 40 یا 50 ساله
اخیر نشان میدهد وقتی این پدیدهها تازه دارند خداحافظی میکنند ما بزرگترها
تازه میخواهیم با آنها آشتی کنیم؛ یعنی خیلی دیر با اینها انس میگیریم؛ در حالیکه
اینها قدرت تأثیرگذاری و شعاع گسترده وسیعی دارند. پس ما باید از این فرصت
ناب و ارزشمند بهترین بهرهگیری و استفاده را داشته باشیم. این خیلی هنر است که
بتوانیم این ابزارها را به استخدام ارزشهای خود در بیاوریم و از این مجال استفاده کنیم؛ ابزاری که خنثی است را میشود
از آن منفی یا مثبت بهرهگیری کرد.
اصلاً یکی از آموزههای بزرگ دینی ما همین فرصتیابی و فرصتآفرینی و تبدیل واقعیتهای منفی به مثبت است. اینکه حضرت زینب(س) در کربلا گفت: «من غیر از زیبایی ندیدم» چون کربلا تبدیل یک موقعیت منفی به مثبت بود. اگر ما هم بتوانیم منفیها را مثبت کنیم ما نیز خلق زیبایی کردیم و این یک کار زینبی است. ما حضرت زینب(س) را رهبر و مدیر رسانه کربلا میدانیم. او از تریبون دشمن بهرهگیری و استفاده کرد. دشمن نمیفهمید اسیران را به قلب حکومت آورده و تریبون رسمی را در اختیارشان قرار داده و آنها دارند از تریبون رسمی استفاده میکنند. این زیرکی و ظرافت کار حضرت زینب(س) است که ما هم باید از آن استفاده کنیم.
فرصت رسانهای دائماً باید با ابداع و خلاقیت و نوآوری همراه باشد؛ یعنی ما نباید این را مثل منبر ببینیم و این را به همان رسانه سنتی منبر تبدیل کنیم؛ چون بعضی وقتها این طور است. مثلاً برخی از برنامههای تلویزیونی طوری است که اگر تنها صدا را گوش دهید فرقی نمیکند؛ یعنی کار رادیو را انجام میدهد. یا رادیو صرفاً کار منبری میکند؛ در حالیکه همه اینها باید با خلاقیت، نوآوری، بازکردن زاویههای تازه همراه باشد. اتفاقاً این زاویههای تازه را از خود کربلا هم میتوانیم بگیریم؛ هر کس کربلا را مرور کند متوجه میشود که کربلا دائم ابداع و خلاقیت و نوآوری است؛ فضا میسازد. میبینیم حضرت زینب(س) وقتی میبیند مردم جایی هستند که میتواند آنها را به میدان بکشاند و نیروی دشمن هم نمیتواند به آن دسترسی پیدا کند، سریع یک خطبه میخواند و از این موقعیت استفاده میکند آن هم با تکنیکهای بسیار زیبا. اگر میشد یک گروه پژوهشی تکنیکهای بیانی کربلا را مطالعه کند، بسیار برای ما قشنگ میشد. این بیانات گاهی وقتها با سؤال و جواب، گاهی وقتها با محاکمه همراه است، گاهی صدا نرم میشود و گاه اوج میگیرد.
روشهای مناظرهای کربلا باید مطالعه شود، به طور مثال امام حسین(ع) در موقعیتی قرار دارد که میکروفن نیست، قرار است با 30 هزار نفر حرف بزند که اسبانشان شیهه میکشند، خود او تشنه است، میدان غبارآلود است، خود این موقعیت کلاس بسیار زیبایی برای خبرنگاران و کسانی است که کار رسانهای میکنند. ببینند امام از چه روشهایی استفاده میکند؛ مثلاً میبینیم امام گاهی از روشهای نمایشی بهره میگیرد با ابزاری وارد میدان میشود، عمامه پیامبر(ص) را بر سر میگذارد و میگوید این عمامه پیامبر است، عبای پیامبر(ص) را میپوشد و میگوید این عبای پیامبر است، این شمشیر پیغمبر است، همه را متمرکز میکند و از این فرصت تمرکز برای تأثیرگذاری استفاده میکند.
لازمه اولیه تأثیرگذاری تمرکز است، فقدان تمرکز هرز دادن کار است. ببینید آنها از چه تکنیکهایی برای تمرکز استفاده میکنند، به نظرم اینها را در دانشگاهها و رسانهها میتوانیم طرح و استفاده کنیم. اگر برای این کار وقت بگذارید بسیار لذت میبرید چون آنقدر کشفهای پی در پی برایتان اتفاق میافتد که جانتان را از لذت سرشار میکند. در کل، کربلا هم سختافزار دارد هم نرمافزار. یعنی هم عناصر سختافزاری کربلا هم عناصر نرمافزاری آن میتواند برای امروز ما مفید باشد.
کربلا امروزی است. اصلاً کربلا برای فردا و آینده است، میتوانیم از آن برای امروز و آیندهمان بهره بگیریم و این همت میخواهد. گفت: «همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس» ما به این همتها نیاز داریم که به خیلی چیزها بتوانیم برسیم.
نظر شما درباره سبکهای جدید عزاداری و ورود آلات موسیقی به آنها چیست؟ چگونه باید جلوی این سبکها را که مغایر با فضای حزن حاکم بر اشعار و نوحههای عاشورایی است، گرفته شود؟
نکته اول این است که باید پرسید آیا باید با اینها مقابله کرد؟ یعنی ما
باید توانمان را در برخورد با این ناسازگاریها و جریانهایی که با معیارهای ما
نمیخواند مصرف کنیم؟ ممکن است برخی از آنها با معیارهای ذوقی من ناسازگار باشد؛ «من»
نمیپذیرم ولی ممکن است مخاطبان گستردهای در جامعه برای آنها وجود داشته باشد. ما
باید با این سبکها مقابله کنیم؟ حذفشان کنیم؟ تقویتشان کنیم؟ تعدیلشان کنیم
یا به آنها جهت بدهیم؟ اینها سؤالاتی است که باید پیش روی ما باشد. و این پدیدهها
هم تمام نمیشود؛ امسال پدیدهای آمد سال بعد میبینید پدیدههای تازهتری میآید. یک
سال میبینید در مراسم ما نی مینوازند، از ارگ استفاده میکنند، ابزار موسیقایی
به میدان میآورند. ما با اینها چه کنیم؟ چگونه برخوردی داشته باشیم؟ گاهی وقتها
خود کسانی که از این روشها استفاده میکنند، این پرسش را طرح میکنند.
برای اینکه بگوییم با اینها چه باید بکنیم اول باید یک اصل کلیتر را طرح کنیم و آن اصل این است که همیشه در مسیری که ما حرکت میکنیم به «صفر» یا «صد» فکر نکنیم؛ نگوییم یا همه یا هیچ. گاهی وقتها ما یک دفعه و انفجاری برخورد میکنیم و بعد یک دفعه رها میکنیم. این حرکتها جز ناکامی و شکست چیزی ندارند، دوم اینکه همیشه به خودمان بگوییم در برخورد با یک مسأله و در مواجهه با آن دنبال این نباشیم همه آنچه را که دوست داریم، بشود؛ ده درصد هم بشود خوب است.
یک اصلی دارم که باورم شده است و دائماً این جمله را به دیگران میگویم: به گمان من پیش از نام هر کس میشود نوشت: «ناکام از دنیا رفت» چون همه ما به خواستههامان نمیرسیم. همه ناکام میمیریم و ناکامترین انسان پیامبر(ص) بود. چون خیلی چیزهای خوب میخواست؛ نشد. میگویند حضرت داوود(ع) زمانی به خدا گفت: خدایا دوست دارم همه از من جز به خوبی یاد نکنند. خداوند پاسخ داد: داوود این را برای خودم هم نخواستم؛ از من که خدای تو هستم هم بد میگویند و ممکن است به من ناسزا هم بگویند. پس اینکه تصور کنیم همه چیز بشود، نمیشود. نگوییم یا هیچ کاری نکنیم یا همه آنچه میخواهیم بشود. بین صفر و صد، 10 درصد خوب است، 20 درصد بشود خوب است. هر مقدار شد، الحمدالله. بگوییم یک گامی برداشتیم.
اما نکته بسیار مهم در برخورد با اینها اول شناخت اینها است. اول باید برای ما
معلوم شود که اینها واقعاً بد هستند؟ سؤال میکنم اگر کسی برای امام حسین(ع) پاپ
بخواند، بد است؟ کسی که میخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند باید بداند معروف
چیست و منکر چیست؟ حال باید دید آیا این منکر است؟ یا میتواند معروف هم باشد؛
یعنی پاپ هم میتواند در خدمت امام حسین(ع) قرار بگیرد؟ اول این مسأله را برای
خودمان حل کنیم. آیا از ساز میشود برای سوگواری امام حسین(ع) استفاده کرد؟ باید
این موضوع برای ما حل شود. ممکن است به این نتیجه برسیم که اشکال ندارد و ما هم
استفاده بکنیم، مگر استفاده نکردهایم؟ در فضاهای رسانهای خودمان در سیما و رادیو
مثل برخی از سریالهای ما بخشی از موفقیتشان محصول موسقی آنها نیست؟ مگر مختارنامه
یک تیتراژ موفق که به اندازه وزن کل محتوای دوهزار دقیقهای خود تأثیرگذار بود، نداشت؟
اول این مسائل را باید برای خود حل کنیم.
متأسفانه برخی از این مسائل برای بزرگان ما حل نشده است و هنوز در مسأله موسیقی تکلیفمان را نمیدانیم. در نظام کلی یک برخوردی میشود، در محافل به گونهای دیگر، صاحبنظران یک برخوردهای دیگر. میبینیم بین اینها این قدر نوسان وجود دارد که جامعه دچار گیجی و سرگردانی میشود. بالاخره کدام درست است؟ تکلیفمان اول باید با این مسائل روشن شود و بعد از اینکه درست تبیین کردیم و معلوم کردیم چه درست است، حال برای آن بسترسازی کنیم؛ آن نمونههای موفق و درست را برجسته و مطرح کنیم و در کنارش تحلیل بگذاریم. مثلاً اگر یک نوحه گذاشتیم فقط نوحه را نگذاریم چند کارشناس از منظر موسیقی، شعر، تاریخ و مقتل نظرشان را بیان کنند. ما به این فرصتهای آگاهیبخش نیاز داریم. اگر جامعه نسبت به این مسائل روشن شود دیگر پذیرای موارد منفی آن نخواهد بود.
مثلاً ما چند سال قبل نوحههایی داشتیم که بیشتر درباره زیبایی حضرت
ابوالفضل(ع) بود و این سؤال مطرح میشد که آیا ارزش حضرت ابوالفضل(ع) به زیبایی
ایشان است؟ وجه عظمت ایشان چیست؟ آیا زیبایی یا فضل و فضائل حضرت، ایشان را
ابوالفضائل کرده است؟ شما باید اینها را بشناسید. این موضوع مطرح شد و روی نوحههای
ما اثر گذاشت و سالهای بعد دیگر از این جنس نوحهها ندیدیم. چون خوب فضاسازی،
جریانسازی و تحلیل کردیم. میبینید چقدر ظرافت رسانه برای جهتدادن و پالایش
اجتماعی، برای تصفیه و روشنسازی و فرونشاندن غبارها میتواند مؤثر باشد.
بنابراین نه ستیز، نه تسلیم؛ نه اینکه با همه این سبکها یک دفعه درگیر شویم نه اینکه تسلیم محضشان شویم. بشناسیم و آن بخش درست را طرح و تقویت کنیم، بشناسانیم و نقد کنیم و راه را هموار کنیم که انشاءالله به قلمروهای آفتابیتر، فراتر و بهتر برسیم.
آیا اکتفا به درصدهای کم در راه تحقق اهداف موجب ناامیدی ما در رسیدن به آنها نمیشود؟
پاسخ شما را از خود سخنان امام حسین(ع) میدهم. کسی در راه از امام حسین(ع) سؤالی کرد: اگر رفتی و شکست
خوردی چه میکنی؟ فرمود: میگویم «الحمدالله». گفت: اگر پیروز شدی چه خواهی گفت؟ فرمود:
میگویم «الحمدالله». گفت: هر دو را یکی گفتی. امام فرمود: اگر آنچه من میخواستم، نشد،
میگویم الحمدلله که آن خواسته و هدف من با آنچه اراده الهی سازگار نبود و نشد و
اگر شد میگویم الحمدالله که آنچه در درون من بود با آنچه خدا اراده کرد، یکی شد.
این مفهوم لطیفی دارد و آن این است: من در این راه که حرکت میکنم، اگر راهم درست
باشد(یعنی میدانم مسیر درست را میروم) نباید برای من مهم باشد چه اتفاقی بیفتد.
هر چه شد الحمدالله. انتخاب شما درست است، میروم.
قرآن میفرماید: «احدی الحسنین» یکی از دو زیبایی اتفاق میافتد: کشته شوی زیباست، پیروز شوی زیباست. من همه چیز را از دست بدهم زیباست. چیزی در این میانه گم نمیشود. بنابراین اگر خط مشی من، نگاه و مسیری که انتخاب کردم دقیق و درست باشد، دیگر به این مسائل فکر نکنم که چقدر موفق میشوم. به زبان سادهتر بگویم: به نتیجه فکر نکن. به وظیفه فکر کن. ما هر روز در نمازهامان میگوییم «مالک یوم الدین؛ مالک پایان خداست». تو آخر راه را به خدا واگذار کن. کار نداشته باش چه میشود. چون اگر ما همیشه به نتیجه فکر کنیم تا کمی ناکامی و نوسان بود، ممکن است زود عقبنشینی کنیم. اما اگر بگوییم ایمان داریم این راه، درست است، دیگر کاری به نتیجه نداشته باشیم. این نگاه به ما امیدواری و آرامش میدهد.
صحبت پایانی؛ جایگاه قرآن در کربلا
همه قرآن در کربلا ایستاد. همیشه این جمله را میگوییم اگر قرآن عالیترین قانون است، کربلا عالیترین اجرا است. چون تمام 6236 آیه قرآن را میتوانید در کربلا پیدا کنید. بنابراین هر کس حسین(ع) را بخواند، قرآن را خوانده است و هر کس قرآن را خوب فهمید، حسین(ع) را فهمیده است؛ واقعا این آینه آن است: بیدل شعری دارد:
کیست در این انجمن محرم عشق غیور
ما همه بی غیرتیم آینه در کربلا است
واقعا آینه هستی کربلا است. آدم اگر در این آینه خوب نگاه کند، همه حقیقت و زیبایی را یک جا میبیند. این فرصت خیلی خوب است. رابطه قرآن و کربلا را خیلی خوب میتوانید طرح بکنید. قرآن در کربلا موضوع بسیار عالی و زیباست.
مزار کوچکی در کنار امام حسین(ع) وجود دارد به نام حبیب؛ یار بزرگ امام حسین(ع). از شبکهها که نگاه کنید جملهای میبینید. این جمله را امام حسین(ع) وقتی گفت که سر حبیب روی زانویش بود. فرمود: «لله دَرّک یا حبیب کنت فاضلا تختم القرآن بلیله واحده؛ خدایت رحمت کند حبیب از شامگاه تا صبح گاه یک بار ختم قرآن میکردی.» کربلا چنین بود. یاران این گونه با قرآن عشق بازی میکردند و امام حسین(ع) آخرین بار با قرآن به میدان آمد. اگر این ظرافتها دیده شود خیلی خوب است.