کد خبر: 3544186
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۶

علامه طباطبایی؛ عصاره‌ای از تمام اخلاق نیک

گروه اجتماعی: مرحوم علامه طباطبایی خوشه‌چین زبردستی بود که بیشترین استفاده را از فرصت فراهم آمده می‎کرد؛ کمااینکه آیت‌الله قدوسی در رابطه با وی فرموده است: «ایشان مردی ساده و بی‌آلایش بود، متواضع، مودب، متین و با وقار بود، این بزرگ‌مرد الهی عصاره‌ای از تمام اخلاقیات نیکو و ویژگی‌های حسن بود».

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، علامه طباطبایی در رابطه با روزگار تحصیل خود فرموده است: در اوایل تحصیل که به نحو و صرف اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه می‌خواندم نمی‌فهمیدم.پس از آن یک‌بار عنایت خدایی دامن‌گیرم شده، عوضم کرد.در خود یک نوع شیفتگی و بی‌تابی نسبت به تحصیل کمال حس نمودم؛ به‌طوری‌که از همان روز تا پایان تحصیل که تقریباً ۱۸ سال طول کشید هرگز نسبت به تعلیم و تفکر، احساس خستگی و دل‌سردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش کردم.
در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه می‌پرداختم بسیار می‌شد به‌ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می‌گذراندم.وی مدت یازده سال در کنار مرقد امیرالمومنین(ع) کسب علم کرده، وی خوشه‌چین زبردست بود که بیشترین استفاده را از فرصت فراهم آمده نمود.
فقه، اصل، فلسفه، ریاضیات و رجال را از محضر اساتیدی والامقام فرا گرفت.بزرگانی چون آیت‌الله نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، حاج میرزا علی ایروانی و میرزا علی اصغر ملکی از اساتید ایشان بودند و سرسلسله اساتید وی نیز مرحوم قاضی است.
علاوه‌بر تربیت شاگردانی والامقام، تالیفات مهمی دارد که ازجمله آن‌ها می‎توان از تفسیرالمیزان نام برد.تفسیر المیزان دایرةالمعارفی از معارف و دربردارنده بحث‌های اعتقادی، تاریخی، فلسفی و اجتماعی با تکیه بر قرآن‌کریم. اثری سترگ که استاد شهید مطهری ۶۰ سال یا صد سال دیگر زمان درک عمق و ارزش این کتاب می‌داند.
این کتاب ثمرهای کم‌نظیری از ۲۰ سال تلاش شبانه‌روزی علامه است. نقطه آغازین این تالیف و ژرف‌نگری در روایات بحارالأنوار بود علامه سبک این تفسیر را از مرحوم قاضی آموخت و در قم عملی ساخت.
بدایةالحکمة از دیگر آثار علامه طباطبایی است این کتاب یک دوره تدریس فشرده برای دوست‌داران علوم عقلی در قم و سپس دانشگاه‌های کشور گردید.
نهایةالحکمة علامه طباطبایی نیز برای تدریس فلسفه با توضیحی بیشتر، تدوین شده است.همچنین بینش علامه پیرامون نظرات مادیون و ماتریالیست‌ها باعث فراهم آوردن کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم گردید کمااینکه برکت این کتاب موجب هدایت بسیاری از جوانان مسلمان و نجات آنان از هلاکت، کفر و الحاد شد. اثری که پاورقی‌های استاد مطهری عنایتی افزون بدان بخشیده است.
حاشیه بر کفایه؛ کتابی اصولی پیرامون قوانین استنباط است که به تازگی چاپ شده است.شیعه در اسلام؛ دوره کامل از اعتقادات و معارف شیعه در این اثر نفیس به چشم می‌خورد.
مجموعه مذاکرات با پروفسور هانری کربن؛ او که محققی فرانسوی است پیرامون چگونگی شیعه و مباحث اعتقادی مذاکراتی با علامه داشته که در این کتاب وجود دارد.
خلاصه تعالیم اسلام، خلاصه آنچه هر مسلمان متعهد باید از آن اگاهی داشته باشد در این اثر بیان شده است.همچنین، انسان و اجتماع و رشد اجتماعی او،  پایه زندگی اجتماعی و آزادی در اسلام مباحثی است که در کتاب روابط اجتماعی در اسلام علامه بدان پرداخته شده است.
بررسی‌های اسلامی نیز  مجموعه‌ای است زرین از مقالات استاد که به‌سان دایرةالمعارفی از معارف ناب اسلامی جمع‌آوری شده است.همچنین، آموزش دین؛ کتابی در قلم روان و مطالب لازم و ضروری است که برای دانش‌آموزان نوشته شده است.
همچنین رساله انسان قبل از دنیا، در دنیا و بعد از دنیا؛ که اکنون با نام انسان از آغاز تا انجام  ترجمه شده است مباحثی مفید از عوالم سه‌گانه ماده، مثال و عقل  مطرح کرده و پیرامون شبهات و دغدغه خاطر جوانان، مطالبی بسیار مفید و لازم ارائه کرده است.
رساله‌های گوناگون درباره قوم و فعل، صفات و افعال‌الله، وسایط، نجو و صرف در این مجموعه ۲۶ رساله است که بنا به ضرورت و نیاز جامعه توسط علامه نگاشته شده است.
دیوان شعر فارسی؛ مجموعه‌ای از اشعار چشم‌گیر و عمیق علامه که طی سالیان متمادی سروده شده است.سنن النبی؛ سیره و روش رسول‌الله(ص) در بین مردم و همراه خانواده در این تثر به چشم می‌خورد.لب‌اللباب؛ مجموعه درس‌های اخلاق استاد که از سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۶۹ قمری برای برخی از خدمات حوزه قم بیان فرموده‌اند.
حاشیه بر اسفار؛  نظرات استاد فرزانه علامه طباطبایی بر اسفار در این کتاب جمع آوری شده است.علامه طباطبایی در 24 آبان‌ماه سال 60 شمسی دار فانی را وداع گفت.
آیت‌الله قدوسی در مقدمه کتاب بدایة‌الحکمة علامه را چنین توصیف کرده است: «ایشان مردی ساده و بی‌آلایش بود. متواضع، مودب، متین و با وقار بود و هیچ وقت عصبانی نمی‌شد. هیچ‌گاه بلند سخن نگفت؛ در مورد کسی بد نمی‌گفت و هرگز کسی از ایشان غیبت نشنید. سخن کسی را قطع نمی‌کرد و به صحبت‌های دیگران خوب گوش می‌داد. برای بدخواهان خودش هرگز نمی‌گذاشت که دیگران اقدامی کنند و خودش هم عفو می‌کرد. از بحث‌های جدلی دوری می‌کرد و در برخورد با شاگردان خود شیوه مخصوصی داشت. در شیوه وی هیچ وقت تحکم فکر در کار نبود. همیشه درعین حالی‌که سعی داشت متناسب با درک و استعداد شاگردان، مطلب را القا کند، به آن‌ها مجال تفکر می‌داد...... اخلاص کامل داشت و همیشه جلب رضایت خدا را در نظر می‌گرفت. و خلاصه این بزرگ‌مرد الهی عصاره‌ای از تمام اخلاقیات نیکو و ویژگی‌های حسن بود».
captcha